الهه روحاللهیدرروزنه ی نور·۵ روز پیشاز شکلات تلخ دست بردار!به آخرین نوشتهام نگاه میکنم؛ سیزده روز پیش. پنداری هزار سال گذشته باشد.زمان را از دست دادهام. "روحم را از پی جسمم و با خودم میکشم" این…
الهه روحاللهیدرروزنه ی نور·۱۸ روز پیشهمچو چشم مستت جهان خراب است...برف میآید؛ آنقدر قشنگ و روان که گریهام میگیرد.به اتاق بچهها میروم و بهشان میگویم «برف میاد، چه برفی... برویم بیرون؟»قطعی اینترنت و دس…
الهه روحاللهیدرکیبوردی برای آزادی·۲۲ روز پیشدیگر اصراری ندارم...*شنیدهام خیلی خسته و کلافهای...شنیدهام به پیادهرویهای طولانی میروی، خیابانها را گز میکنی و لابهلای مردم پیِ حقیقت میگردی، پیِ زن…
الهه روحاللهیدرروزنه ی نور·۲۲ روز پیشگذشته درگذشته! واقعاً؟!طاهر گفت: «الآن مثلاً نمیخوای برگردی به گذشته؟ الآن مثلاً فراموش کردی؟ گه تو این فراموشیت!» سیگارش را اینبار نصفه خاموش کرد توی زیرسیگاری…
الهه روحاللهیدرروزنه ی نور·۲۴ روز پیشتو به اصفهان بازخواهی گشتکتاب را گذاشتهام جلوی چشم. خیره نگاهش میکنم. آدم برای روزهای یأس و ناامیدیاش یک دلخوشی میخواهد؛ چیزی که اتصال او را به حال، به آینده زن…
الهه روحاللهی·۲ ماه پیشبنبست اصالت"گاهی خود اصلی را به قیمت ساختن خود مطابق عرف قربانی میکنیم."رولو میداشتیم درباره یک نویسنده حرف میزدیم. یکی از بچهها در وصفش گفت: «اصیل…
الهه روحاللهی·۲ ماه پیشیاد باد آن روزگاران یاد باد!سمیه روی پای آقا مصطفی نشسته و من روی دسته مبل، کنار بابا؛ روزهای فروردینی میانههای دهه شصت.در آن روزهای سختی و جنگ، دلخوشی خانواده ما و ب…
الهه روحاللهی·۲ ماه پیشتوسعه فردی؛ زردِ طلایی، لازمِ ضروری!«خفه شدیم بابا! بسه دیگه... هی توسعه، توسعه، توسعه!»خب اگر شما هم چنین حسی دارید، تا حدود زیادی درکتان میکنم. بعضی مفاهیم هر چقدر هم مهم…
الهه روحاللهی·۳ ماه پیشدو راهی زنان: موفق و مستقل یا دوستداشتنی؟شریل ساندبرگ کتاب دارد با عنوانِ:Lean in: Women, Work, and the Will to Leadکه با فارسی ترجمه شده :بدرود دونپایگی او در ا…
الهه روحاللهی·۴ ماه پیشسه فصل عشق؛ چیزی که بعد از رفتنش جا ماند...«بعضی فصلها در دل آدم اتفاق میافتد، نه در تقویم.»*فصل اول: بهارما همهمان بچههای مذهبی و خجالتی بودیم؛ دختربچههای معصوم، پسربچههای مام…