الهه روحاللهیدرکیبوردی برای آزادی·۱ روز پیشدیگر اصراری ندارم...*شنیدهام خیلی خسته و کلافهای...شنیدهام به پیادهرویهای طولانی میروی، خیابانها را گز میکنی و لابهلای مردم پیِ حقیقت میگردی، پیِ زن…
الهه روحاللهی·۲ روز پیشگذشته درگذشته! واقعاً؟!طاهر گفت: «الآن مثلاً نمیخوای برگردی به گذشته؟ الآن مثلاً فراموش کردی؟ گه تو این فراموشیت!» سیگارش را اینبار نصفه خاموش کرد توی زیرسیگاری…
الهه روحاللهی·۳ روز پیشتو به اصفهان بازخواهی گشتکتاب را گذاشتهام جلوی چشم. خیره نگاهش میکنم. آدم برای روزهای یأس و ناامیدیاش یک دلخوشی میخواهد؛ چیزی که اتصال او را به حال، به آینده زن…
الهه روحاللهی·۱ ماه پیشبنبست اصالت"گاهی خود اصلی را به قیمت ساختن خود مطابق عرف قربانی میکنیم."رولو میداشتیم درباره یک نویسنده حرف میزدیم. یکی از بچهها در وصفش گفت: «اصیل…
الهه روحاللهی·۲ ماه پیشیاد باد آن روزگاران یاد باد!سمیه روی پای آقا مصطفی نشسته و من روی دسته مبل، کنار بابا؛ روزهای فروردینی میانههای دهه شصت.در آن روزهای سختی و جنگ، دلخوشی خانواده ما و ب…
الهه روحاللهی·۲ ماه پیشتوسعه فردی؛ زردِ طلایی، لازمِ ضروری!«خفه شدیم بابا! بسه دیگه... هی توسعه، توسعه، توسعه!»خب اگر شما هم چنین حسی دارید، تا حدود زیادی درکتان میکنم. بعضی مفاهیم هر چقدر هم مهم…
الهه روحاللهی·۳ ماه پیشدو راهی زنان: موفق و مستقل یا دوستداشتنی؟شریل ساندبرگ کتاب دارد با عنوانِ:Lean in: Women, Work, and the Will to Leadکه با فارسی ترجمه شده :بدرود دونپایگی او در ا…
الهه روحاللهی·۳ ماه پیشسه فصل عشق؛ چیزی که بعد از رفتنش جا ماند...«بعضی فصلها در دل آدم اتفاق میافتد، نه در تقویم.»*فصل اول: بهارما همهمان بچههای مذهبی و خجالتی بودیم؛ دختربچههای معصوم، پسربچههای مام…
الهه روحاللهی·۴ ماه پیشبالاخره میخواهم چه کاره شوم؟!مروری بر کتاب «همه چیز بودن» اواخر اسفند سال گذشته بود. سرمای سختی خورده بودم و نمی توانستم از تخت بیرون بیایم. یکی از ویژگی های من این…
الهه روحاللهی·۶ ماه پیشجُستار: نوشتن برای کشف، کاوش برای نوشتنوقتی دلی...از وقتی خودم را شناختم جستارها را دوست داشتم، گرچه نمیدانستم آنچه دوست دارم، زیرمجموعه ناداستانها و جستار است. آنوقتها نوجوا…