این متن ترجمه گزیده از مقاله مفصل دائوئیسم دینی دایرهالمعارف استنفوردست.

تاریخچه و تعریف تائوئیسم:
منابع سنتی تائوئیسم، تمایز بین مکتب فلسفی تائو (Daojia) و دین تائو (Daojiao) را که در غرب رایج شده است، قائل نیستند. این اصطلاحات در متون اصلی تائوئیسم مترادف و قابل جایگزینی هستند.
"این به یک اصل سینولوژیک(چینشناسی) تبدیل شده است که بین به اصطلاح مکتب تائو (Daojia)، که گفته می شود متون عرفانی کلاسیک را تولید کرده است... و به اصطلاح دین تائو (Daojiao)، که اغلب گفته می شود در دوره هان متأخر [یعنی قرن اول تا دوم میلادی] آغاز شده است، تمایز قائل شد. داوزانگ های متوالی [ canons تائوئیستی] هرگز این تمایز را قائل نشدند. وقتی به نحوه وقوع اصطلاحات Daojia و Daojiao در متون حفظ شده در Canon مینگ [منتشر شده در 1445] نگاه می کنیم، می بینیم که آنها عملاً مترادف و قابل جایگزینی هستند." (کریستوفر شیپر در شیپر و ورلن 2004: 6)
تعریف "تائوئیسم دینی" در میان محققان غربی متفاوت است. این مقاله تعریفی گسترده را اتخاذ می کند که هم دیدگاه های "فلسفی" (مانند Daode jing و Zhuangzi) و هم جنبه های "دینی" (مانند آیین های جمعی، خدایان، و نهادهای روحانی و رهبانی) و همچنین تمرینات فردی (مانند مراقبه و کیمیاگری) را در بر می گیرد.
متون اولیه تائوئیستی:
دائودجینگ: این متن توسط تائوئیست ها به عنوان منبع کل سنت خود در نظر گرفته می شود، اگرچه شواهد تاریخی ارتباط مستقیم بین Laozi به عنوان یک شخص تاریخی و متن Daode jing به شکلی که امروز می شناسیم وجود ندارد.
"به سختی می توان مکتب یا نسبی را در تاریخ تائوئیسم شناسایی کرد که منکر این باشد که کل سنت تائوئیستی، به اشکالی که برای حدود دو و نیم هزاره منتقل شده است، در نهایت از لائوزی و اثری که به او نسبت داده می شود، Daode jing یا کتاب راه و فضیلت آن، نشأت می گیرد."
دائودجینگ سه موضوع اصلی را مورد بحث قرار می دهد:
تائو (Dao): اصل مطلق و منبع وجود، فراتر از توصیف یا تعریف. فرم ندارد، ثابت است، اما حاوی "جوهر" (jing) است که دانه تجلی خود است.
قدیس(shengren): شخص تحقق یافته که عملیات تائو را به عنوان مدل خود می پذیرد و با "عدم کنش" (wuwei) در جهان عمل می کند.
حاکم: باید در پادشاهی به همان شیوه قدیس در جهان عمل کند، با استفاده از "عدم کنش".
شواهد متنی جدید (مانند دست نوشته های Mawangdui و Guodian) نشان می دهد که نسخه های اولیه Daode jing در قرن چهارم پیش از میلاد در گردش بوده اند.
ژوانگزی: نوشته Zhuang Zhou (احتمالاً بین 370 و 280 پیش از میلاد). دیدگاه او درباره تائو با Laozi همخوانی دارد.
راه واقعیت و نشانه های خود را دارد اما بدون عمل یا شکل است. می توانید آن را واگذار کنید اما نمی توانید آن را دریافت کنید. می توانید آن را بدست آورید اما نمی توانید آن را ببینید. این منبع خود، ریشه خود است. قبل از وجود آسمان و زمین در آنجا بود، از زمان های قدیم استوار بود." (فصل 6؛ ترجمه واتسون 1968: 81)
ژوانگزی بر موضوع شناخت تائو از طریق "دانشی که نمی داند" تأکید دارد و ایده آل انسان را در "آزادی درونی" می بیند. او نیز در مورد استفاده از فضایل اخلاقی عادی به عنوان مبنایی برای سیاست و حکومت بدبین است.
متن Zhuangzi از قرن چهارم میلادی تأثیر قابل توجهی بر سنت تائوئیستی متأخر، به ویژه بر مکتب Shangqing داشته است و مفاهیم و اصطلاحات مهمی (مانند "روزه قلب" (xinzhai) و "نشستن و فراموش کردن" (zuowang)) را ارائه کرده است.
ریشه های تائوئیسم دینی:
جن گیری و "شامانیسم": تمرینات جن گیری توسط wu (رسانه یا شفا دهنده) بخشی از تاریخ تائوئیسم بوده است، اما حالت خلسه شامانی هرگز بخشی از تمرینات تائوئیستی نبوده است.
"پرواز دور" (yuanyou): سفرهای خیالی به انتهای جهان یا دورترین مناطق کیهان، در سنت های تائوئیستی متأخر برای تکنیک های تنفس، تمرینات مراقبه و روایت های آغازین استفاده شده است.
استادان روش ها (Fangshi): متخصصان در هنرهای کیهانی و باطنی مانند نجوم، طالع بینی، پزشکی، کیمیاگری و تمرینات طول عمر. بسیاری از روش های Fangshi بعداً در تمرینات تائوئیستی گنجانده شدند. Fangshi، به جای "شامان"، به عنوان سلف استاد و کشیش تائوئیست در نظر گرفته می شود.
کیهان شناسی چینی: سیستم کیهانی که در قرن های سوم و دوم پیش از میلاد شکل گرفت، مبنای بسیاری از تمرینات Fangshi و بعداً تائوئیسم قرار گرفت. این سیستم بر روی نمادهای انتزاعی (xiang) برای تحلیل و توضیح ویژگی های حوزه کیهانی تمرکز دارد.
هوانگلائودائو(Huang-Lao Daoism)
یک بخش از سنت در دوره هان اولیه (قرن دوم پیش از میلاد) که Laozi را به عنوان استاد اصول حکومتی در Daode jing و Huangdi (امپراتور زرد) را به عنوان حاکمی که آنها را به کار گرفت، در نظر می گرفت. این مکتب مفهوم حکومت با "عدم کنش" و تنظیم زندگی سیاسی و اجتماعی بر اساس چرخه های کیهانی را ترویج می کرد.
لائوزی به عنوان Laojun (لرد لائو)، یک الهه که راه را تجسم می بخشد و به صورت دوره ای برای اعطای آموزه ها به زمین نزول می کند، مورد پرستش قرار گرفت. این مفهوم این ایده را مطرح کرد که تائو نقش فعالی در جهان انسانی ایفا می کند و لائوزی "تاریخی" تنها یکی از اشکال الهی اوست.
مکاتب و سلسله های اصلی:
راه استادان آسمانی (Tianshi dao): تأسیس شده توسط ژانگ دائوولینگ در سال 142 میلادی (طبق سنت). بر سازماندهی اجتماعی و مذهبی جامع بر اساس "ثبت ها" (lu) و آیین های شفابخشی تمرکز داشت که بیماری ها را ناشی از گناهان اخلاقی می دانست. این مکتب در حال حاضر یکی از دو شاخه اصلی تائوئیسم است و مسئول اشکال اصلی آیین جمعی است.
سنت "جنوبی": مجموعه ای از سنت های محلی در منطقه جیانگنان که شامل روش های احضار خدایان خیرخواه، تمرینات طول عمر، مراقبه و کیمیاگری بود.
شانگچینگ(وضوح عالی) و لینگبائو(گنجینه روح) دو مکتب بزرگ جدید که در قرن چهارم میلادی از سنت های جنوبی ظهور کردند و عناصر Tianshi dao را نیز پذیرفتند. شانگچینگ بر تمرینات فردی، به ویژه مراقبه و تجسم خدایان درونی تمرکز داشت. لینگبائو بر آیین های جمعی و رستگاری تمرکز داشت.
سه غار (sandong): سیستمی که سنت های اصلی تائوئیستی و مجموعه های متنی را در سه گروه سلسله مراتبی (Shangqing، Lingbao، Sanhuang) در قرن پنجم میلادی سازماندهی کرد. این سیستم مدلی برای رتبه بندی کشیشی و طبقه بندی متون در Canon های تائوئیستی ارائه کرد.
کوآنژِن(واقعیت کامل): یک نظام رهبانی سلولیه که در قرن دوازدهم میلادی تأسیس شد و در حال حاضر شاخه اصلی دیگر تائوئیسم است. بر مراقبه و کیمیاگری درونی (Neidan) تأکید دارد.
تائو و کیهان:
تائو در تائوئیسم هم "بی نهایت" (wuji) و هم "بزرگترین نهایت" (taiji) است. به عنوان اصل مطلق، فاقد تعریف است، اما شامل همه چیز است. به عنوان "بزرگترین نهایت"، اصل عالی وحدت است. تجلی تائو به سه جزء اصلی کیهان منجر می شود: جوهر (jing)، دم (qi) و روح (shen). اینها همچنین اجزای اصلی انسان هستند.
تائوئیسم چندین روایت از کیهان شناسی ارائه می دهد، از جمله توالی "تائو یک را تولید می کند؛ یک دو را تولید می کند؛ دو سه را تولید می کند؛ سه ده هزار چیز را تولید می کند" (Daode jing، بخش 42). این ترتیب نزول از تائو به کیهان را نشان می دهد، اما همچنین شامل یک فرآیند صعود متناظر از کیهان به تائو است. سیستم کیهانی چینی از نمادهایی مانند ستاره قطبی، یین و یانگ، پنج عامل (چوب، آتش، خاک، فلز، آب) و هشت تریگرام Yijing برای تحلیل و توضیح ویژگی های حوزه کیهانی استفاده می کند.
خدایان و آیین ها:
خدایان عالی تائوئیستی، سه وضوح(سانچینگ)(Sanqing) هستند. خدایان دیگر مانند Taiyi و Yuhuang نیز مهم هستند و بسیاری از خدایان از فرقه های محلی و دین رایج جذب شده اند. خدایان از طریق متون، آموزه ها و روش ها آشکار می شوند. ارتباط با خدایان اغلب از طریق نوشتن، مانند "یادبودها" (shu) و "طلسم ها" (fu) انجام می شود. دو مراسم اصلی تائوئیستی امروزه "پیشکش" (jiao) (برای تجدید پیوند بین جامعه و خدایان آن) و "شایستگی" (gongde) (یک مراسم تشییع جنازه برای اطمینان از صعود متوفی به بهشت) هستند.
رستگاری:
رستگاری در تائوئیسم به طرق مختلفی نشان داده شده است، از جمله "وحدت با تائو" (hedao) و ترکیب در بوروکراسی آسمانی. بالاترین شکل رستگاری اغلب به عنوان "صعود به بهشت" (shengtian) یا دستیابی به "جاودانگی آسمانی" (tianxian) توصیف می شود.
جاودانگان (xian): افراد تاریخی، نیمه تاریخی یا کاملاً افسانه ای که از محدودیت های وجود انسانی عادی فراتر رفته اند، معمولاً از طریق تمرینات خود. آنها قدرت های فوق العاده ای دارند، از جمله طول عمر بی نهایت طولانی.
"تظاهر به مرگ" (tuosi) یا "رهایی از بدن فانی" (shijie): تمرینی که در آن فرد از بدن فیزیکی خود دست می کشد تا یک "شخص" (shen) جدید تولید کند که تابع مرگ نیست. این اغلب به عنوان یک تولد دوباره در زندگی، پس از یک "مرگ دروغین" توصیف می شود.
تولید دوباره در زندگی: برخی متون، به ویژه در مکتب Shangqing، روش های مراقبه برای ایجاد یک بدن جاودانه یا خود جاودانه از طریق تولید یک رویان درونی جدید را توصیف می کنند.
دیدگاه های بدن انسان:
دیدگاه تائوئیستی در مورد بدن انسان پیچیده است و بر مفهوم "بدن نمادین" (symbolic body) تمرکز دارد. سه اصطلاح اصلی استفاده می شود: ti (قاب فیزیکی)، xing (شکل و اصل فردیت) و shen (کل فرد، فیزیکی و غیرفیزیکی).
پنج مدل مختلف از بدن در تائوئیسم وجود دارد: مدل کیهانی (انسان به عنوان جهان کوچک)، مدل سیاسی (انسان به عنوان یک سیستم اداری)، مدل الهیاتی (بدن به عنوان محل سکونت خدایان درونی)، مدل طبیعی (بدن به عنوان منظره) و مدل کیمیاگری (بدن حاوی مواد اولیه و ابزارهای اکسیر).
اجزاء و جایگاه های اصلی بدن در دیدگاه تائوئیستی فراتر از سطح فیزیکی هستند، مانند جوهر (jing)، دم (qi)، روح (shen)، قلب (xin)، درگاه زرد (huangting)، زن مرموز (xuanpin) و سه میدان سینابار (dantian).
"پرورش زندگی" (Yangsheng):
یانگشِنگ یک عنوان کلی برای انواع تمرینات طراحی شده برای منفعت بدن است، از جمله daoyin (ژیمناستیک تائوئیستی)، تمرینات تنفس و تمرینات جنسی. این تمرینات به عنوان مبنایی برای خودپروری در نظر گرفته می شوند و اخلاق و اخلاق نیز بخشی از این زمینه هستند.
مراقبه:
تمرینات مراقبه تائوئیستی به چهار نوع اصلی تقسیم می شوند: تجسم خدایان درونی، مراقبه بر وحدت، "گشت و گذار" به اجرام آسمانی و صورت فلکی و تفکر درونی.
خدایان درونی: انسان میزبان معبدی از خدایان است که نقش های متعددی را ایفا می کنند، از جمله ارتباط با خدایان آسمانی، اداره بدن و حفظ تعادل عملکردهای اصلی بدن. حفظ افکار (cun) بر روی این خدایان برای نگه داشتن آنها در محل های بدنی خود مهم است.
مراقبه بر وحدت: این تمرین، که به عنوان "حفاظت از یک" (shouyi) نیز شناخته می شود، به آگاهی مداوم از یک به عنوان اصل بسیاری یا تجسم یک به عنوان یک الهه درونی انسان نما اشاره دارد. بعداً به "حفاظت از سه یک" (shou sanyi) تکامل یافت.
"پیمودن شبکه آسمانی" (bugang): یک تمرین مراقبه، به ویژه در تائوئیسم Shangqing، که افراد را به انتهای کیهان یا اجرام آسمانی می برد. این شامل تقلید از گام های Yu (yubu) و گام زدن بر روی ستاره های ستاره قطبی است.
تفکر درونی: برخی از متون، مانند Qingjing jing، بر تفکر و بینش برای بازیابی "وضوح و آرامش" (qingjing) و درک پوچی اساسی ذهن، اشکال و اشیاء فردی تمرکز دارند.
اکسیر خارجی (Waidan) و داخلی (Neidan):
وِیدان(کیمیاگری خارجی): بر ترکیب اکسیرها از طریق دستکاری مواد طبیعی (مواد معدنی و فلزات) با استفاده از آتش متمرکز است. این تمرین به عنوان یک توالی آیینی پیچیده قاب می شود.
نِیدان(کیمیاگری داخلی): هدف آن تولید اکسیر در درون شخص کیمیاگر است. این تمرین ترکیبی از اصطلاحات و تصاویر Waidan، مفاهیم و نمادهای سیستم کیهانی و عناصر تمرینات مراقبه اولیه است.
ژینگ و مینگ: دو مفهوم اصلی در Neidan. Xing به "طبیعت درونی" مربوط به روح و ذهن اشاره دارد. Ming به "وجود"، "عمر" و "سرنوشت" مربوط به دم و بدن اشاره دارد. Neidan بر کشت مشترک (xingming shuangxiu) هر دو تأکید دارد. تمرین Neidan اغلب به عنوان تصور، بارداری و تولد یک رویان جاودانه نشان داده می شود که وضعیت تحقق یافته فرد را تجسم می بخشد. اکسیر درونی به عنوان از قبل در هر انسان وجود دارد و با وضعیت تحقق یافته ذاتی او یکسان است.
موضوعات و ایده های مهم:
وحدت و تنوع در تائوئیسم: با وجود مکاتب و سنت های متعدد، تائوئیسم وحدت خود را از طریق مرجع خود به Laozi و Daode jing و دیدگاه های مشترک خود در مورد رابطه بین تائو و کیهان حفظ می کند.
ارتباط بین "فلسفی" و "دینی": تائوئیسم به وضوح بین جنبه های "فلسفی" و "دینی" تمایز قائل نیست. متون اولیه مانند Daode jing و Zhuangzi به عنوان منابع الهام بخش برای هر دو عمل و تفکر عمل می کنند.
اهمیت بدن: بدن انسان در تائوئیسم صرفاً یک قاب فیزیکی نیست، بلکه یک سیستم نمادین پیچیده است که کیهان و بوروکراسی آسمانی را بازتولید می کند و جایگاهی برای خدایان درونی و فرآیندهای درونی مانند کیمیاگری داخلی است.
راه های رستگاری: تائوئیسم راه های متعددی را برای دستیابی به رستگاری و جاودانگی ارائه می دهد، از جمله وحدت با تائو، ترکیب در بوروکراسی آسمانی، رهایی از بدن فانی و تولید یک رویان جاودانه در درون.
جذب و تبدیل: تائوئیسم در طول تاریخ خود با جذب عناصر از سنت های محلی، دین رایج و سایر مذاهب (مانند بودیسم) سازگار و تکامل یافته است، اما در عین حال فرقه ها و آیین های "مبتذل" یا "نامشروع" را محکوم کرده است.
عملکرد آیینی و نوشتار: آیین ها برای تجدید پیوند جامعه با خدایان و رستگاری متوفی مهم هستند. نوشتار به شکل یادبودها و طلسم ها وسیله اصلی ارتباط با خدایان است.
کیمیاگری به عنوان یک فرآیند تحول: چه به شکل خارجی (Waidan) و چه داخلی (Neidan)، کیمیاگری یک فرآیند تحول است که هدف آن دستیابی به جاودانگی یا وضعیت تحقق یافته از طریق دستکاری یا تصفیه جوهر، دم و روح است.
مبانی کیهانشناختی دائوژائو(مکتب دائو)
کیهانشناسی تائوئیستی بر مفاهیم زیر استوار است:
محور اصلی کیهانشناسی تائوئیستی، مفهوم داو (Dao) است. دائو ریشه و سرچشمه هستی است. داو به عنوان اصل مطلق، فراتر از توصیف یا تعریف است و حتی نامی ندارد. داو بیشکل و ثابت است. با این حال، داو حاوی "ذات"ی (jing) است که بذر تجلی خود آن است. این تجلی بدون قصد و از طریق "عدم انجام" (wuwei) رخ میدهد. توانایی داو برای تجلی، تولید و تغذیه موجودات منفرد، "دِ" (de) یا "فضیلت، قدرت" آن نامیده میشود. تحت این جنبه، داو "آغاز" جهان و "مادر" آن نامیده میشود.
دو جنبه داو – مطلق و تجلی آن به صورت نسبی– "با هم پدید میآیند" و همزیستی آنها "راز و بار دیگر راز" است. داو هم "بینهایت" (wuji) و هم "نهایت بزرگ" (taiji) است. بینهایت یعنی فاقد تعریف، تعیین، شکل، نام و صفات. با این حال، شامل تمام تعریفها، تعیینها و شکلها است. نهایت بزرگ به معنای اصل عالی وحدت است.
منابع چینی به یک توالی اساسی در فرآیند پیدایش کیهان اشاره میکنند که اغلب برای توضیح رابطه بین داو و کیهان استفاده میشود. این توالی از کتاب دائو ده جینگ (Daode jing) آمده است و میگوید:
"دائو واحد را تولید میکند؛ واحد دوگانه را تولید میکند؛ دوگانه سهگانه را تولید میکند؛ سهگانه ده هزار چیز را تولید میکند".
"ده هزار چیز" (wanwu) به اشیاء و پدیدههایی اطلاق میشود که در جهان متجلی وجود دارند و رخ میدهند. این توالی عمودی، فرآیند نزول از داو به کیهان را نشان میدهد، اما همچنین به فرآیند صعود متناظر از کیهان به داو نیز اشاره دارد که باید به تدریج و با پشتیبانی اعمال مناسب انجام شود.
متون دیگر ممکن است مراحل میانی بیشتری را ذکر کنند یا آنها را حذف کنند، اما توالی اساسی همیشه رعایت میشود . برخی روایتها نیز بر مفهوم هوندون (hundun)، به معنای "آشوب" یا "ناتمام"، تمرکز دارند که حالتی است که کیهان از آن پدیدار میشود.
با تجلی خود، داو سه مؤلفه اصلی کیهان را پدید میآورد. این مؤلفهها که مجموعاً "سه گنج" (sanbao) نامیده میشوند، جینگ (jing) یا ذات، چی (qi) یا دَم(انرژی حیات)، و شِن (shen) یا روح هستند. هر یک از اینها دو جنبه دارند: یکی مرتبط با طبیعت نامتجلی یا "پیشا آسمانی" (xiantian) و دیگری مربوط به اشکال "پسا آسمانی" (houtian) در جهان متجلی.
همین سه مؤلفه به عنوان اجزای اولیه انسان نیز دیده میشوند. در جنبههای پیشاکیهانی خود، شن، چی و جینگ (به این ترتیب) سه مرحله متوالی در فرآیند تولید کیهان هستند، از حالت اولیه عدم وجود و تهی بودن تا انعقاد اسانس که نهایتاً "ده هزار چیز" را تولید میکند.
در جهان متجلی، این سه مؤلفه جنبههای متفاوتی به خود میگیرند. در مورد انسان، شن به صورت ذهن (روح شناختی یا روح اندیشهور) پدیدار میشود؛ چی به صورت دم ظاهر میشود؛ و تجلیهای اصلی جینگ – علاوه بر سایر اجزای مایع بدن مانند بزاق و اشک – منی در مردان و خون قاعدگی در زنان هستند.
سیستم کیهانشناسی چینی استاندارد که غالباً توسط محققان غربی "کیهانشناسی همبسته" نامیده میشود، دانش ساختار یافته و منسجمی است که از نمادهای انتزاعی برای تحلیل و توضیح ویژگیهای قلمرو کیهانی و روابط بین اجزای آن استفاده میکند. این سیستم به هیچ میراث فکری یا فنی خاصی گره نخورده و نتیجه تلاش برای ایجاد یک سیستم جامع قابل انطباق با زمینههای مختلف بوده است. بر خلاف ادیان دیگر، ساختار بنیادین، وحدت و تداوم تائوئیسم را باید در گفتمان کیهانشناسی آن جستجو کرد و نه در پانتئون خدایان آن. دیدگاههای تائوئیسم در مورد رابطه بین داو و کیهان در طول تاریخ آن اساساً بدون تغییر باقی مانده است و این دیدگاهها معمولاً بر اساس سیستم کیهانشناسی چینی استاندارد فرمولبندی شدهاند.
از جمله نمادهای اصلی این سیستم عبارتند از:
دُب اکبر (Northern Dipper یا beidou)، که نمایانگر مرکز و وحدت کیهان است. از طریق چرخش ظاهری خود، دُب اکبر انرژی حیاتی (یا "دم"، qi) را در سراسر فضای جهان و چرخههای زمان توزیع میکند.
یین و یانگ (Yin and Yang)، که نمادهای اصلی دوگانگی هستند. آنها دو نیروی مکمل – یکی "مثبت" و دیگری "منفی" – را نشان میدهند که دو کارکرد اصلی دارند: تولید موجودات و پدیدهها از طریق ترکیب خود، و تنظیم عملکرد کیهان از طریق تناوب چرخهای خود.
پنج عامل (Five Agents یا wuxing)، که برای طبقهبندی و ارتباط دادن عناصر متعلق به قلمروهای مختلف به یکدیگر استفاده میشوند.
نامهای آنها عبارتند از چوب (mu)، آتش (huo)، خاک (tu)، فلز (jin) و آب (shui).
به عنوان مثال، عامل چوب، جهت شرق، فصل بهار، اعداد ۳ و ۸، رنگ سبز (یا آبی)، سیاره مشتری، اندام کبد، و پدیده صوتی jue را در یک دسته طبقهبندی میکند. چهار عامل از پنج عامل نیز نشاندهنده حالتهای مختلف یین و یانگ هستند: "یانگ کوچک" (چوب)، "یانگ بزرگ" (آتش)، "یین کوچک" (فلز) و "یین بزرگ" (آب).
در دیدگاه تائوئیستی، پنج عامل نماد حالتها یا مدهای مختلفی هستند که دم اصلی (yuanqi) یا دم واحد (yiqi) داو در کیهان به خود میگیرد. کارکرد عامل پنجم، خاک، به ویژه مهم است: خاک که در مرکز قرار دارد، نشاندهنده منبعی است که چهار عامل دیگر از آن مشتق میشوند و ترکیب جهان چندگانه را با وحدت تضمین میکند.
هشت تریگرام یی جینگ (Yijing)، که از ترکیبهای مختلف سه خط شکسته (یین) یا خط پیوسته (یانگ) تشکیل شدهاند. استفاده اصلی آنها در تائوئیسم عمدتاً نمادین است و نشاندهنده حالتهای مختلف یین و یانگ هستند. کیهانشناسی ابزارهایی را برای تائوئیسم فراهم میکند تا گسترش وحدت به کثرت را نشان دهد. همچنین برای بیان رابطه بین داو، کیهان و انسان، و برای چارچوببندی اعمالی که توسط چارچوبهای ریزکیهانی – مانند منطقه آیینی، آزمایشگاه کیمیاگری، یا خود بدن انسان – پشتیبانی میشوند، به کار میرود. این اعمال با هدف فراهم کردن ابزارهایی برای "بازگشت به داو" انجام میشوند. این بدان معناست که در حالی که نمادهای کیهانشناسی برای نمایش تمایز وحدت به "ده هزار چیز" مناسب هستند، همچنین به عنوان نشانههایی برای بازگشت از "ده هزار چیز" به وحدت عمل میکنند.
نگرش تائوئیسم به جهان و کیهان:
در تائوئیسم، دائو (Dao) هم "بیکران" (wuji) و هم "قطب بزرگ" (taiji) است. در معنای اول، دائو فاقد تعریف، تعیین، فرم، نام، صفات و ویژگیها است، اما در عین حال شامل تمام آنهاست. از منظر "هزاران چیز" (wanwu)، که اشیاء و پدیدههای جهان آشکار شده هستند، همه چیز "درون" دائو به وجود میآیند، اما دائو با هیچ یک از آنها یکی نیست. وقتی دائو به معنای "قطب بزرگ" فهمیده میشود، به عنوان اصل متعالی وحدت دیده میشود که هم فراتر از کثرت است و هم منشأ کثرت.(چیزی شبیه به ایده واحد پلوتینوس اسکندرانی)
براساس دائودِجینگ، دائو دو جنبه دارد: مطلق و مادر (اصلی که جهان را ایجاد و پرورش میدهد) این دو جنبه "با هم بیرون میآیند" و همزیستی آنها "راز و باز هم راز" است. فاکتوری که دائو از طریق آن خود را آشکار میکند و موجودات فردی را تولید و پرورش میدهد، ده (de) یا "فضیلت، قدرت" آن است. جهان از طریق توالی حالتهایی که دائو به خود میگیرد، تولید میشود:
دائو ← یگانگی ← دوگانگی (یین و یانگ) ← کثرت ("هزاران چیز").
این توالی از دائو ده جینگ آمده است: "دائو یگانه را تولید میکند؛ یگانه دوگانه را تولید میکند؛ دوگانه سهگانه را تولید میکند؛ سهگانه هزاران چیز را تولید میکند". این ترتیب سلسلهمراتبی، فرآیند نزول از دائو به کیهان را نشان میدهد، اما همچنین یک فرآیند متناظر صعودی از کیهان به دائو را نیز در بر میگیرد.
بسیاری از روایتهای کیهانزایی در تائوئیسم بر هوندون (hundun) یا "هرج و مرج، نامشخص" تمرکز دارند، که حالتی است که جهان نهایی از آن پدید میآید. پس از پدید آمدن کیهان، تحت قوانین کیهانشناسی چینی قرار میگیرد که از نشانههای انتزاعی(ژیآنگ)(xiang) برای تحلیل و توضیح ویژگیهای حوزه کیهانی و روابط میان اجزای آن استفاده میکند. نشانههای اصلی این سیستم شامل صورت فلکلی دُب اکبر است که مرکز و وحدت کیهان را نشان میدهد و انرژی حیاتی(چی)(qi) را توزیع میکند. یین و یانگ، نشانههای اصلی دوگانگی، نیروهای مکمل هستند که موجودات را تولید کرده و عملکرد کیهان را تنظیم میکنند.
پنج عامل(عنصر)(ووژینگ)(wuxing)، شامل چوب، آتش، خاک، فلز و آب، برای دستهبندی و ارتباط دادن عناصر مختلف در حوزههای گوناگون استفاده میشوند. در دیدگاه تائوئیسم، پنج عامل نشاندهنده حالتهایی هستند که نَفَس اصلی (یوآنچی)(yuanqi) یا نَفَس یگانه(ییچی)(yiqi) در کیهان به خود میگیرد. خاک که در مرکز قرار دارد، برای منبعی است که چهار عامل دیگر از آن نشأت میگیرند و پیوند جهان کثرت با وحدت را تضمین میکند.
هشت تریگرام(سهخط) ایچینگ (Yijing) نیز در تائوئیسم عمدتاً به صورت نمادین استفاده میشوند و نشاندهنده حالات مختلف یین و یانگ هستند. کیهانشناسی ابزارهایی را برای نمایش گشوده شدن وحدت به کثرت، بیان رابطه بین دائو، کیهان و انسان، و چارچوببندی اعمالی فراهم میکند که با چارچوبهای جهان کوچک هماهنگ هستند.
نگرش تائوئیسم به بدن انسان:
در تائوئیسم، درک بدن انسان از درک کل انسان جدا نیست. تائوئیسم به آناتومی یا فیزیولوژی علاقهای ندارد؛ در عوض، بدن فیزیکی عملکرد متفاوتی دارد: مجموعههای مختلفی از استعارهها را پشتیبانی میکند که رابطه کل شخص را با اصل غایی، دائو، بیان میکنند. تأکید بر جنبههای نمادین بدن، وجه اصلی تمایز تائوئیسم از طب سنتی چینی است؛ تائوئیسم بدن را ابزاری برای "بازگشت به دائو" میبیند.
دیدگاه چینی پیشامدرن درباره بدن حول سه اصطلاح اصلی میچرخد:
تی (ti) به ساختار یا چارچوب جسمانی به عنوان یک کل مرتب از بخشهای وابسته به هم اشاره دارد.
شینگ (xing) یا "فرم"، به تجسم به عنوان ویژگیای که هر موجودی را در "جهان فرم" مشخص میکند و آن را از سایر موجودات متمایز میسازد، اشاره دارد؛ بنابراین "فرم" اصل فردیت در سطح فیزیکی است.
شن (shen) جامعترین اصطلاح است و به انسان در تمام جنبههای جسمانی و غیرجسمانی آن اشاره دارد؛ غالباً بهترین ترجمه آن "شخص" و گاهی "خود" است.
به جای تی (بدن فیزیکی)، گفتمان و اعمال تائوئیستی بر شینگ (فرم) و شن (کل شخص) تمرکز دارند. حفظ بدن فیزیکی در سلامت خوب، هدفی فی نفسه نیست؛ بلکه برای اطمینان از این است که بدن و اجزاء و اندامهای آن بتوانند عملکردهای نمادین خود را انجام دهند.
چندین مدل مختلف از "بدن نمادین" در تائوئیسم قابل تشخیص هستند:
مدل کیهانی: انسان به عنوان جهان کوچکی دیده میشود که تمام ویژگیهای اصلی جهان بزرگ را در بر میگیرد و بازتولید میکند.
مدل سیاسی: انسان به یک سیستم اداری تشبیه میشود که به نوبه خود موازی سیستمهای بوروکراتیک دولت و آسمانهاست.
مدل الهیاتی: بدن به عنوان محل سکونت خدایان درونی دیده میشود که در مدیتیشن تجسم یافته و تغذیه میشوند.
مدل طبیعی: بدن به عنوان یک چشمانداز - به ویژه یک کوه - با قلهها، آبراهها و سایر ویژگیهایی که با مکانهای داخلی خاص یا "جریانهای انرژی" مطابقت دارند، نشان داده میشود.
مدل کیمیاگری: بدن به عنوان حاوی مواد اکسیر و ابزارهای لازم برای ترکیب آن، از جمله کوره، سهپایه و آتش، دیده میشود.
این پنج مدل رقیب نیستند و اغلب با یکدیگر همپوشانی دارند.
دیدگاه تائوئیسم به بدن بر اساس اجزاء و مکانهایی است که به معنای عادی فیزیکی نیستند یا عملکردهایی فراتر از اندامهای فیزیکی متناظر دارند. سه جزء اصلی عبارتند از جینگ (jing) یا "جوهر"، چی (qi) یا "نَفَس"، و شن (shen) یا "روح/روان". این سه جزء به عنوان اجزاء اولیه انسان نیز دیده میشوند.
مرکز انسان به روشهای مختلفی نمایش داده میشود؛ مهمترین آنها قلب (xin) است که به معنای "مرکز" نیز هست.
سه مزرعه سینابر (dantian)، شامل مزرعه پایین (شکم، جایگاه جوهر)، مزرعه میانی (قلب، جایگاه نَفَس)، و مزرعه بالا (مغز، جایگاه روح)، مکانهای نمادین مهمی هستند. در مدیتیشن، آنها محل سکونت سهگانه هستند و در کیمیاگری درونی (Neidan) مکانهای لقاح، پرورش و تولد جنین کیمیاگری هستند.
پنج احشاء (wuzang) (کبد، قلب، طحال، ریهها و کلیهها) نیز عملکردهای نمادین مهمی دارند و به پنج عامل مربوط میشوند که آنها را به پشتیبان اصلی دکترین جهان بزرگ-جهان کوچک در تائوئیسم تبدیل میکند.
هون (hun) و پو (po)، دو اصطلاح غیرقابل ترجمه، به ترتیب به اجزاء یانگ/سبک (به آسمان مربوط) و یین/سنگین (به زمین مربوط) انسان اشاره دارند.
بدن انسان همچنین میزبان انگلهایی مانند سه جسد (sanshi) و نه کرم (jiuchong) است که باعث ضعف، بیماری و مرگ میشوند؛ سه جسد همچنین تخلفات فرد را به آسمان(=برای چینیها معادل خدا) گزارش میدهند که عمر را کوتاه میکند.
مسیر جاودانگی:
اصطلاحاتی مانند "زندگی طولانی" (shou, changsheng) و "جاودانگی" (busi) مکرراً در ادبیات تائوییستی یافت میشوند و به روشهای مختلفی فهمیده شدهاند. رهایی در تائوئیسم غالباً به دو مدل اصلی نمایش داده میشود: "اتحاد با دائو" (hedao, huandao) و گنجانده شدن در بوروکراسی آسمانی(راستش نفهمیدم منظورش چیه؟ شاید بهشت رو میگه نمیدونم). بالاترین شکل رهایی غالباً به عنوان "عروج به آسمان" (shengtian)، دستیابی به "جاودانگی آسمانی" (tianxian)، یا اصطلاحات مشابه توصیف میشود.
جاودانهها در آثار زندگینامه نگاشته شده به عنوان اشخاصی توصیف میشوند که از محدودیتهای وجود انسانی عادی فراتر میروند، معمولاً از طریق اعمال خود. قدرتهای آنها شامل توانایی دگرگونی، داشتن بدنهای فوقالعاده و کنترل نَفَس (qi) است؛ اما قدرت اصلی آنها توانایی رسیدن به طول عمر نامحدود است. این ایده "کمالپذیری" انسان به معنای جاودانگی بدن فیزیکی فهمیده میشود.
با این حال، منابع دیگر نشان میدهند که آدهپتهای تائوئیست قصد نداشتند به جاودانگی در بدن فیزیکی خود دست یابند؛ بلکه قصد داشتند از بدن فیزیکی خود استفاده کنند تا یک "شخص" (shen) جدید تولید کنند که تابع مرگ نیست.
این فرآیند به عنوان "مرگ تصنعی" (tuosi) یا "رهایی از بدن فانی" (shijie) توصیف میشود، که در آن آدهپت پس از یک مرگ تصنعی، به منطقهای از آسمان میرود که بدنش در آنجا تصفیه میشود و در یک بدن که نامحدود باقی میماند "دوباره متولد میشود" (fusheng). آثار مکتب شانگچینگ (بالاترین وضوح) مدیتیشن را برای ایجاد یک بدن یا خود جاودانه از طریق تولید یک جنین درونی جدید توصیف میکنند.
اعمال تائوییستی برای خودپروری به سه گروه اصلی تقسیم میشوند:
1.یانگشنگ (Yangsheng) یا "پرورش زندگی": این شامل روشهایی مانند دائویین (daoyin) (نوعی ژیمناستیک برای جریان بیمانع چی در بدن)، اعمال تنفسی (مانند xingqi, tuna, taixi) و اعمال جنسی (با هدف اصلی جلوگیری از انزال و "بازگرداندن جوهر به مغز"). است. اعمال امروزی مانند چی گونگ و تای چی چوان نیز ممکن است در این گروه قرار گیرند. اصول اخلاقی و اخلاقی در تائوئیسم به عنوان اساس خودپروری دیده میشوند و بخشی از حوزه پرورش زندگی هستند.
2.مدیتیشن: شامل تجسم خدایان درونی (که در بدن به عنوان ادارات و کاخها سکونت دارند و توسط فرد تغذیه میشوند)، مدیتیشن بر وحدت یا یگانه (shouyi) (تجسم یگانه به عنوان یک خدای درونی یا آگاهی ثابت از یگانه)، "سیر در شبکه آسمانی" (bugang) (سفرهای تجسمی به ستارهها و صورتهای فلکی) و مراقبه درونی (guan) (تمرکز بر بازگشت به حالت شفافیت و آرامش ذهن) است.
3.کیمیاگری: شامل وایدان (Waidan) یا کیمیاگری بیرونی (فرایند آزمایشگاهی ترکیب اکسیر برای دستیابی به جاودانگی، که به عنوان یک توالی آیینی پیچیده قاببندی میشود) و نِیدان (Neidan) یا کیمیاگری درونی (فرایند درونی که در آن بدن به عنوان آزمایشگاه عمل میکند) است. نیدان از ترکیب اصطلاحات و تصاویر وایدان، مفاهیم و نشانههای کیهانشناسی، و عناصر مدیتیشن اولیه پدید آمد. هدف آن اغلب تولید یک "شخص خارج از شخص خود" است که به عنوان "شخص حقیقی" تعریف میشود و به عنوان لقاح، پرورش و تولد یک جنین که حالت تحققیافته تمرینکننده را تجسم میبخشد، توصیف میشود.
در نهایت، تائوئیسم این سه جنبه (بدن، کیهان، جاودانگی) را به عنوان یک سیستم واحد میبیند؛ بدن یک جهان کوچک است که کیهان را منعکس میکند و مسیر جاودانگی شامل تمریناتی است که فرد را با اصول کیهانی هماهنگ میسازد و غالباً در چارچوب نمادین بدن انجام میشود.
روشهای اصلی مراقبه تائوئیستی را میتوان به چند دسته اصلی تقسیم کرد:
1.تجسم خدایان درونی (Visualization of inner gods): طبق سنتهای تائوئیستی که از حدود ۲۰۰ سال پس از میلاد مستند شدهاند، انسان میزبان یک پانتئون واقعی از خدایان است. این خدایان نقشهای متعددی از جمله برقراری ارتباط انسان با خدایان آسمانی متناظر، اداره بدن انسان، و حفظ تعادل کارکردهای اصلی بدن را بر عهده دارند. متون مختلفی مانند هوانگتینگ جینگ (کتاب درگاه زرد) ویژگیهای خدایان درونی را شرح میدهند، از جمله مجموعهای از خدایان اصلی که در پنج اندام احشایی (ووزانگ) زندگی میکنند. هر یک از این اندامها "اداره" (bu) و هر یک از این خدایان در یک "قصر" اقامت دارند.
این خدایان درونی (که به آنها شِن نیز گفته میشود) وجود فیزیکی به معنای عادی کلمه ندارند، بلکه به قلمرویی مابین بیشکلی و شکل تعلق دارند؛ آنها "تصاویر" (xiang) هستند که نقش واسطه را بین دنیای واقعیات حسی و دنیای ناشناخته ایفا میکنند.
فردی که خدایان در او ساکن هستند، نه توسط آنها تسخیر شده و نه به واسطه حضور آنها "الهی" میشود. در عوض، تمرینکننده به کانون یک بازنمایی الهی تبدیل میشود که تنها خالق و تنها تماشاگر آن است. اندامها و مکانهایی که خدایان در آنها ساکن هستند، تنها "بخشهای بدن" نیستند، بلکه تکیهگاههایی هستند که این بازنمایی را ممکن میسازند.
خدایان درونی به معنای واقعی کلمه بیشمارند. یکی از مهمترین آنها، کودک سرخ (Chizi) نام دارد که در لائوتسی ژونگجینگ (کتاب مرکزی لائوتسی) به آن پرداخته شده است. کودک سرخ کسی جز خود لائوتسی نیست که اکنون نقش "خویشتن حقیقی" (zhenwu) هر انسان را ایفا میکند. او خود را "فرزند داو" مینامد و در معده ساکن است و توسط مادرش تغذیه و توسط پدرش محافظت میشود. مانند دیگر خدایان درونی، کودک نیز باید توسط فردی که در او زندگی میکند، تغذیه شود؛ به ویژه، "ذات زرد" (huangjing) و "دم سرخ" (chiqi)، به ترتیب مرتبط با ماه (یین) و خورشید (یانگ)، باید در مراقبه توسط متخصص به او تحویل داده شوند.
به عنوان تصویری از "خویشتن حقیقی"، کودک سرخ مهمترین پیشساز "جنین" است که قرنها بعد، متخصصان نِیدان (کیمیاگری درونی) آن را از طریق تمرینات خود تولید و تغذیه میکردند.
2.مراقبه بر وحدت یا یگانگی (Meditation on Unity, or the One): تمرینات مراقبهای متمرکز بر اصل وحدت، به عنوان "حراست از وحدت" یا "حراست از یگانگی" (shouyi) شناخته میشوند. این عبارت از نظر معنایی شبیه به "در آغوش کشیدن وحدت" (baoyi) است که در دائو ده جینگ (بخشهای ۱۰ و ۲۲) یافت میشود.
در ژوانگتسی، گوانگچِنگزی در گفتار معروف خود به امپراتور زرد میگوید:
"من این وحدت را حراست میکنم و بدین ترتیب در این هماهنگی باقی میمانم".
در حالی که در این مثالها "حراست از وحدت" به آگاهی دائمی از یگانگی به عنوان اصل کثرت اشاره دارد، در زمانهای بعدی همین عبارت به تمرینات مراقبهای مبتنی بر تجسم یگانگی به عنوان یک خدای درونی انسانواره اشاره میکند. یکی از شرحهای کلاسیک در این زمینه در بائو پو تسی یافت میشود، جایی که گِه هونگ "حراست از یگانگی" را همراه با بلعیدن اکسیرها به عنوان راه برتر تعالی برمیشمارد. تمرین اصلی شامل تجسم ویژگیهایی است که یگانگی به عنوان یک خدا در درون انسان به خود میگیرد، در حالی که بین سه میدان سینی (دَنتیان) حرکت میکند. مراقبه بر یگانگی به عنوان یک خدای درونی در لائوتسی ژونگجینگ و دادونگ ژنجینگ نیز شرح داده شده است.
3."گشت و گذارهای دوردست" به اجرام آسمانی و صورتهای فلکی، یا به دورترین نقاط کیهان :
تائوئیست شانگچینگ همچنین تمرینات مراقبهای را توسعه داد که متخصصان را به دورترین نقاط کیهان یا به خورشید، ماه و دیگر اجرام آسمانی میبرد. برخی از ویژگیهای این تمرینات با "گردش دوردست" (yuanyou) که در آثار ادبی پیش از هان و هان شرح داده شده، مرتبط است.
دُب اکبر (beidou)، به ویژه، اقامتگاه آسمانی یگانه بزرگ (تایی) است؛ از نُه ستاره تشکیل شده که گفته میشود دو تای آنها فقط برای متخصصان پیشرفته قابل مشاهده است. یکی از نُه ستاره، گذرگاه آسمانی (tianguan) نامیده میشود که به متخصص اجازه میدهد از کیهان خارج شده و به قلمروهای بالای آن دسترسی پیدا کند.
پیادهروی مراقبهای بر روی ستارگان "گام نهادن بر شبکه آسمانی" (bugang) نامیده میشد. این تمرین، عمل آیینی باستانی گامهای یو (yubu) را که تقلید از راه رفتن لنگان امپراتور اسطورهای یو بود، در بر میگرفت، اما شامل عناصر کیهانشناختی و عددی نیز میشد.
4.مراقبه درونی (Inner contemplation):یکی از منابع اصلی درباره روشهای مراقبه درونی (guan)، نِیگوان جینگ (کتاب مراقبه درونی) است. این متن نیز توسط لائوتسی در جنبه الوهی او بیان شده است. این اثر تأکید میکند که حالت اولیه شفافیت و خلوص زمانی از دست میرود که ذهن توسط شورها و وابستگیهای ناشی از تمایلات حسی غلبه میشود. هنگامی که ذهن تثبیت میشود، افکار نامنظم بروز نمیکنند؛ سپس فرد نه تنها به حالت سکون میرسد، بلکه به حالتی دست مییابد که هم حرکت و هم سکون فراتر رفتهاند. چینگجینگ جینگ (کتاب شفافیت و سکون) اثر تأثیرگذار دیگری است که نیز از دوره تانگ است و توسط لائوتسی بیان شده است. این کتاب بیان میدارد که شفافیت و سکون ذاتی ذهن و روح به دلیل شور و شهوت ناشی از جدایی وحدت اصلی به دو اصل مکمل آلوده میشوند.
تنها با درک اینکه ذهن، اشکال و اشیاء منفرد فاقد ماهیت زیربنایی هستند، میتوان به تهی بودن بنیادی آنها بیدار شد. این از طریق مراقبه درونی حاصل میشود و فرد را به بازیابی "شفافیت و سکون" که در عنوان ذکر شده (عبارتی برگرفته از دائو ده جینگ) هدایت میکند. یکی از کاربردهای اصلی این اثر، و هنوز هم هست، تلاوت روزانه آن توسط راهبان، راهبهها و متخصصان چوانژن است.
همچنین، در حالی که کیمیاگری بیرونی (وایدان) بیشتر یک عمل آیینی و فنی است، کیمیاگری درونی (نِیدان) عناصر مراقبه را در بر میگیرد و آن را با اصطلاحات و تصاویر وایدان و مفاهیم کیهانشناختی ترکیب میکند. تمرین نِیدان اغلب به صورت تصور، تغذیه و تولد یک جنین جاودانه توصیف میشود که بیانگر حالت تحقق یافته تمرینکننده است. این اغلب به عنوان تولید "شخصی بیرون از شخص" (shen zhi wai shen) یا "شخص حقیقی" (zhenshen) تعریف میشود. نِیدان بر کشت همزمان "طبیعت درونی" (xing) که به روح (shen) مربوط است و "وجود" یا "حیات" (ming) که به دم (qi) و بدن (shen) مربوط است، تأکید دارد.
به طور کلی، بدن انسان در تائوئیست به عنوان ریزکیهان، اقامتگاه خدایان درونی و مکانی برای فرآیندهای کیمیاگری درونی دیده میشود، که این دیدگاه مبنای بسیاری از این تمرینات مراقبهای را تشکیل میدهد. مفاهیمی مانند جینگ، چی و شِن و همچنین مکانهای نمادین مانند سه میدان سینی (دانتیان) برای درک این تمرینات بسیار مهم هستند.
رستگاری در مکتب دائو
هدف اصلی آن دستیابی به نامیرایی (immortality) یا جاودانگی است. منابع مختلف تائوئیستی این نامیرایی را به روشهای متفاوتی تعریف و راههای گوناگونی برای دستیابی به آن ارائه میدهند.
1.اتحاد با دائو یا ورود به دستگاه بوروکراتیک آسمانی: بالاترین شکل رهایی اغلب به عنوان "صعود به بهشت" (shengtian)، دستیابی به "نامیرایی آسمانی" (tianxian)، یا واژههای مشابه توصیف میشود. رهایی در تائوئیسم میتواند به صورت "اتحاد با دائو" (hedao و عبارات مشابه) یا پیوستن به دستگاه بوروکراتیک آسمانی (نه به عنوان یک خدا، بلکه به عنوان یک مقام در آن بوروکراسی) نشان داده شود.(مثل شاهان اساطیری چینی که مقاماتی آسمانی شدند معروفترین آنها فوسی هست که کتاب ییچینگ منسوب اوست.
2.دستیابی به جاودانگی (Immortality): طبق آثار زندگینامهای، جاودانههای تائوئیستی افرادی تاریخی، نیمهتاریخی یا کاملاً افسانهای هستند که از محدودیتهای وجود انسانی عادی فراتر میروند، گاهی با تولد و معمولاً از طریق تمرینات خود. قدرتهای آنها شامل توانایی تبدیل شدن به موجودات یا اشیاء مختلف، داشتن بدنهای خارقالعاده و بینقص، کنترل مردم و اشیاء از طریق چیرگی بر چی(دَم)، و توانایی پیشبینی آینده است. اما مهمترین توانایی، دستیابی به طول عمر نامحدود است.
با این حال، منابع دیگر دیدگاه متفاوتی را نشان میدهند: کارآموزان تائوئیست قصد نداشتند در بدن فیزیکی خود به نامیرایی برسند، بلکه قصد داشتند از بدن فیزیکی خود برای تولید یک "شخص" (shen) جدید که تابع مرگ نیست، استفاده کنند. این دیدگاه و تمرینات مرتبط با آن طیف گستردهای از تائوئیسم را پوشش میدهد، از تینشی دائوی اولیه (Way of the Celestial Masters) تا کیمیاگری درونی متأخر (Neidan).
3."مرگ ساختگی" و رهایی از کالبد میرا:برخی متون تائوئیستی رهایی را به صورت تولد دوباره در زندگی توصیف میکنند، اما تنها پس از اینکه فرد بدن میرا خود را رها میکند. در یکی از اولین گزارشها مرتبط با تینشی دائو، کارآموز از یک "مرگ ساختگی" (tuosi) میگذرد و به منطقهای در بهشت به نام قصر تاییین (Great Darkness) منتقل میشود، جایی که بدن فیزیکی او تصفیه میشود. این فرآیند در یک "تولد دوباره" یا "تولد دوم" (fusheng) در بدنی که به طور نامحدود پایدار میماند، به اوج خود میرسد. "تصفیه کالبد در تاریکی بزرگ" مشابه، و از برخی جهات یکسان با آنچه بسیاری از متون تائوئیستی متأخر "رهایی از کالبد میرا" یا "رهایی از جسد" (shijie) مینامند، است. پس از یک "مرگ ساختگی"، کارآموز میرود تا دوباره در جهان زندگی کند، معمولاً در کوهستان اما گاهی در میان انسانهای دیگر، در بدنی بینقص که به طور نامحدود پابرجاست.
شرح نادری از یک تمرین مرتبط که در متنی از اواخر قرن سوم یافت شده است، نشان میدهد که "رهایی از جسد" در مراقبه رخ میدهد. کارآموز دستور دارد یک طلسم بکشد و خود را در حال "مرگ" تجسم کند. سپس لباسهای خود را در میآورد (که نماد رها کردن شخصیت اوست) و به کوهستان میرود و هرگز به جایی که متولد شده یا زندگی کرده برنمیگردد. عناصر آیینی نیز دخیل هستند؛ کارآموز مرگ خود را صحنهسازی میکند و همکارانش (خانواده یا همراهان تائوئیست) در اجرا شرکت میکنند: آنها بیان میکنند که جسد او ناپدید شده و با اشیاء دیگری جایگزین شده است.
4.تولید و تغذیه جنین جاودانه در کیمیاگری درونی (Neidan): کتابهای مقدس شانگچینگ (Shangqing) اولین متونی هستند که روشهای مراقبهای برای ایجاد یک بدن جاودانه، یا یک خود جاودانه، از طریق تولید یک رویان درونی جدید را توصیف میکنند. یک گزارش از "تصفیه کالبد در تاریکی بزرگ" در یک منبع شانگچینگ، جزئیات مهمی اضافه میکند و میگوید که کارآموز با گذر مجدد از رشد جنینی خود، تولد دوم را تجربه میکند. مثال دیگر، تمرین "باز کردن گرهها" (jiejie) است که هدف آن ایجاد یک رویان جدید از طریق یک تمرین مراقبه پیچیده است. چندین قرن بعد، این تمرینات به دو شیوه اصلی تکامل یافتند. یکی روش نجات از طریق تصفیه (liandu) است که در آن کشیش به جهنمها فرود میآید تا روح مردگان را آزاد کند و آنها را به قلمرو شفافیت یشم (Jade Clarity) هدایت کند. این تمرین، مراسم آیینی و مراقبه را ترکیب میکند و کل فرآیند درون خود مجری رخ میدهد: مناطق آسمانی و جهنمی با مکانهایی در درون شخص او مطابقت دارند، و خدایان درگیر در تمرین از طریق بدن او قادر به انجام کار نجاتبخش خود میشوند.
تکامل دوم نِیدان (Neidan) یا کیمیاگری درونی است. تمرین نیدان اغلب به عنوان تصور، تغذیه و زایمان یک رویان جاودانه توصیف میشود که نشاندهنده حالت تحققیافته کارآموز است. این اغلب به عنوان تولید "شخصی بیرون از شخص" (shen zhi wai shen) یا "شخص حقیقی" (zhenshen) تعریف میشود. نیدان بر پرورش همزمان "طبیعت درونی" (xing) که به روح (shen) مربوط است و "وجود" یا "حیات" (ming) که به دم (qi) و بدن (shen) مربوط است، تأکید دارد. این تمرین به عنوان تولید "اکسیر طلایی" که میتواند درون هر انسانی باشد و نیاز به پرورش دارد، نیز توصیف میشود. این روش کیمیاگری، کیهانشناسی و مفاهیم مراقبهای اولیه (مانند تجسم خدایان درونی) را ترکیب میکند. میدانهای سه گانه سینی (dantian) در بدن انسان مکانهای نمادین برای تصور، تغذیه و زایمان این رویان کیمیاگری هستند.
5.نقش بدن انسان: در تائوئیسم، بدن انسان ابزاری برای "بازگشت به دائو" دیده میشود. هدف تکنیکهای بدنی رهایی فرد از محدودیتهای بدن فیزیکی است و نقش عمدهای به "بدن نمادین" داده میشود. مدلهای مختلفی از بدن نمادین در تائوئیسم وجود دارد، از جمله مدل کیهانشناختی (انسان به عنوان ریزکیهان)، مدل سیاسی (بدن به عنوان سیستم اداری)، مدل الهیاتی (بدن به عنوان محل اقامت خدایان درونی)، مدل طبیعی (بدن به عنوان منظره) و مدل کیمیاگری (بدن به عنوان حاوی مواد تشکیل دهنده اکسیر و ابزار آن). این مدلها اغلب همپوشانی دارند و چارچوبی برای تمرینات سوتریولوژیک فراهم میکنند.