
پیامها یکی پس از دیگری انباشته میشوند. تیم شما در حال حاضر در حداکثر ظرفیت خود کار میکند. سه ذینفع مختلف منتظر بهروزرسانیها هستند و شما هنوز در تلاشید تا بفهمید چگونه همهچیز را مدیریت کنید.
آیا این شرایط آشنا به نظر میرسد؟
این یک چالش رایج برای رهبران فنی تازهکار است:
مواجهه با فشارهای ناشی از ذینفعان مختلف، مدیران پروژه، اسکرام مسترها، مالکان محصول و دیگران.
این انتظارات مداوم میتواند طاقتفرسا باشد، بهویژه در اولین نقش رهبری شما.
روزهای اولیهام به عنوان یک رهبر فنی را به یاد میآورم، جایی که فشار انتظارات از جهات مختلف را احساس میکردم. به نظر میرسید فشار از همه جا میآمد و فکر میکردم باید فوراً به انتظارات همه پاسخ دهم. اما نکته مهمی را یاد گرفتم: فشار ذینفعان اغلب نه از سوی خود آنها، بلکه از نیاز درکشده ما برای پاسخگویی فوری به انتظارات همه ناشی میشود.
نکته کلیدی: همه ذینفعان در نهایت چیزی را میخواهند که برای پروژه بهترین است و برای دستیابی به آن، رفاه تیم باید در اولویت باشد.
در طول چندین پروژه سازمانی، این موضوع را به طور مداوم مشاهده کردهام:
این الگو در سازمانها و نقشهای مختلف صدق میکند. تفاوت در این نیست که آیا با چالشها مواجه میشوید یا نه، بلکه در این است که چقدر زود و صادقانه درباره آنها ارتباط برقرار میکنید.

وقتی از همان ابتدا شفاف باشید، اتفاقات جالبی رخ میدهد.
آنچه به عنوان یک بحث درباره محدودیتها شروع میشود، اغلب به یک جلسه حل مسئله مشارکتی (Problem solving) تبدیل میشود. این موضوع را بهویژه در جلسات Backlog Planning مشاهده کردهام، جایی که تیمهای محصول، UX و فنی دور هم جمع میشوند.
صداقت زودهنگام فشار را به مشارکت تبدیل میکند.
صداقت کامل درباره محدودیتهای فنی، ظرفیت تیم، منحنیهای یادگیری و چالشهای یکپارچهسازی اغلب منجر به راهحلهای خلاقانهای میشود که به تنهایی به آنها نمیرسیدید. کلید کار این است که به یاد داشته باشید همه افراد حاضر در جلسه خواهان موفقیت پروژه هستند.
هنگام مواجهه با چالشهای زمانی یا منابعی، این سه حوزه کلیدی میتوانند به یافتن راهحل کمک کنند. توجه داشته باشید که هیچ روال و ترتیب ثابتی وجود ندارد، اولویت و توالی کاملاً به زمینه خاص و استراتژی تعریفشده توسط همه حوزههای درگیر برای هر پروژه بستگی دارد.
استراتژی محصول و UX
نوآوری فنی
تقویت توانمندیها
نکته کلیدی پیروی از یک ترتیب ثابت نیست، بلکه یافتن ترکیب درست استراتژیها برای زمینه خاص شماست.
در حالی که شروع با استراتژی محصول اغلب نتایج خوبی به همراه دارد (زیرا میتواند پیچیدگی را قبل از سرمایهگذاری در راهحلهای فنی یا گسترش تیم کاهش دهد)، رویکرد درست بسته به پروژه متفاوت است.
مهمترین عامل این است که اطمینان حاصل کنید همه حوزهها (محصول، UX و فنی) در تعریف استراتژی مشارکت دارند.

نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است: در حالی که همه ذینفعان خواهان موفقیت پروژه هستند، این موفقیت نمیتواند به قیمت فرسودگی تیم به دست آید.
به جای احساس فشار برای پاسخ مثبت فوری به درخواستهای ذینفعان، این رویکرد را امتحان کنید:
به یاد داشته باشید، به عنوان یک رهبر فنی، نقش شما این نیست که یک قهرمان باشید که میتواند همهچیز را انجام دهد.
بلکه می بایست یک رهبر متفکر باشید که:
وقتی با این ذهنیت به فشار ذینفعان نزدیک میشوید، اغلب متوجه میشوید که خود فشار شروع به محو شدن میکند و جای خود را به حل مسئله مشارکتی میدهد.