زهرا، دختر ۱۲ ساله و پرانرژی، همیشه عاشق دویدن با دوستانش و خوردن کلوچههای شکلاتی مادرش بود. اما چند هفتهای بود که حسابی تشنه میشد و هر نیم ساعت یک بار به سرویس بهداشتی میرفت. وزنش کم شده بود و دیگر حال و حوصله بازی کردن نداشت.

دکتر بعد از چند آزمایش ،با مهربانی به زهرا و مادرش گفت:
«دیابت نوع ۱ داری، عزیزم. لوزالمعدهات دیگر نمیتواند انسولین بسازد. انسولین هورمونی است که قند خون را به سلولها میرساند تا انرژی بگیری.»

زهرا ترسید. یعنی باید هر روز سوزن بزند؟ چطور میتواند مثل بقیه بچهها باشد؟
اما مادرش دستش را گرفت و گفت: «تنها نیستی. خیلی از بچههای ۱۲ ساله با این موضوع زندگی میکنند و به همه چیزهایی که دوست دارند میرسند.»

پرستار بیمارستان به آنها یاد داد چطور قند خون را اندازه بگیرند و انسولین تزریق کنند. اولش سخت بود، زهرا از سوزن زدن میترسید. اما خیلی زود فهمید که انسولین دوست اوست. با انسولین، میتوانست دوباره کلوچه بخورد، بدود و سرحال باشد. فقط باید یاد میگرفت قبل از شیرینی خوردن، حساب انسولینش را بکند.
مهمترین چیزی که زهرا فهمید این بود: دیابت نوع ۱ تقصیر او نبود (نه به خاطر خوردن شیرینیها و نه به خاطر هیچ کار دیگری). این فقط یک اتفاق بود که افتاده بود، مثل رنگ چشم.

حالا زهرا یک کولهپشتی مخصوص دارد که دستگاه اندازهگیری قند و انسولین در آن است. او به دوستان نزدیکش توضیح داده که اگر یکدفعه عرق سرد کرد یا حالش بد شد، باید سریع قند شو بگیرند .
زهرا هنوز هم زهرای همیشه است: با استعداد نقاشی، عاشق موسیقی و بهترین بازیکن والیبال کلاس. فقط حالا یک کار اضافه دارد: مراقب قند خونش باشد و انسولین مصرف کند. کاری که خیلی از آدمهای قوی و موفق دنیا هم انجام میدهند.

مدیریت دیابت نوع ۱ در سنین ۱۲ سالگی، یک چالش چندبعدی است. این سن، دقیقاً مرز بین کودکی و بلوغ است؛ زمانی که هم تغییرات جسمی (هورمونها) و هم تغییرات روانی و اجتماعی (استقلالطلبی و مدرسه) شدت میگیرند.
در اینجا این موضوع را از سه زاویه اصلی بررسی میکنیم: پزشکی (مدیریت بیماری)، روانی (شناخت خود) و اجتماعی (مدرسه و دوستان).
۱. مدیریت پزشکی و جسمی (چالشهای روزمره)
در دیابت نوع ۱، بدن دیگر قادر به تولید انسولین نیست، بنابراین انسولین باید از بیرون تأمین شود.
تأثیر بلوغ: در سن ۱۲ سالگی، هورمونهای بلوغ (مانند استروژن و پروژسترون) در بدن دختر شروع به تغییر میکنند. این تغییرات هورمونی میتوانند باعث مقاومت به انسولین شوند، یعنی سطح قند خون ناگهان بالا میرود و نیاز به دوز بیشتری از انسولین پیدا میشود. مدیریت قند در این سن بسیار نوسانی است.
۲. جنبه روانی و عاطفی (تغییرات درونی)
۱۲ سالگی سن حساسیتهای احساسی است.
خستگی از بیماری یکی از مهمترین مفاهیم است. گاهی کودک یا نوجوان ممکن است از اینکه "همیشه باید مراقب باشد"، "همیشه باید تزریق کند" یا "همیشه متفاوت است"، خسته و کلافه شود. این خستگی میتواند منجر به بیانگیزگی در مدیریت قند شود.
اجتماعی:با مدرسه هماهنگ کنید :معلم ها و دوستان صمیمی باید نشانه های افت قند را بدانند .
به دنبال گروه های همتا باشید:دیدن نوجوانان موفق دارای دیابت نوع ۱ ،بهترین انگیزه است .
او را توانمند کنید :به جای گفتن کلمه ی« بیمار» بگویید «مدیر سلامت خودت»
تزریق انسولین شاید عادت سختی باشد،اما نمیتواند هیچ رویایی را از یک دختر ۱۲ ساله بگیرد.
به امید روزی که همه ی بچهها یی که مثل زهرای من درگیر این بیماری هستند دیگر نیازی به تزریق انسولین نداشته باشند.
خیلی دوستت دارم عمه جون❤️❤️