ویرگول
ورودثبت نام
Salomeh
Salomeh
Salomeh
Salomeh
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

نجوا

​«من، حصار اریحای خویش بودم که گرد خود پیچیده بودم.

امروز اما چشمانم را به عطر گل محمدی می‌شویم و بر پرده‌ی ذهن، نقش یاس را می‌کشم؛

باشد که عطرش در تمام زندگی‌ام جاری شود.

​اینجا، منم و قلبم که صادقانه رؤیاهایم را حس می‌کند.

گاهی افکارم پریشان می‌شود و ذهنم طرح خرزهره می‌گیرد؛

در حالی که قلبم مرا به سوی یاس و سرخ و رز می‌کشاند و ذهنم به سمت خرزهره و گل‌های مردابی.

​دستان نیازم را به سوی آسمان می‌برم،

و از خالق هستی، آنچه را که در خور جلال و جمال ذات الهی اوست،

نه در حد و اندازه‌ی ذهن و روزمرگی من، تمنا می‌کنم.»

۱۳
۵
Salomeh
Salomeh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید