«و آن دم که چهار عنصرِ جهان در هم تنید؛ گرمای خورشید، باد را در آغوش کشید، ابر آوازِ عاشقی خواند و باران بر پیکرِ زمین رقصان شد... آنگاه که خاک، بوی ترنم و تازگی گرفت، عشق در پنهانترین گوشهی هستی جوانه زد؛ و ناگاه، تمامِ جهان غرق در رقصِ شکوهمندِ آفرینش شد... و چه زیبا آن دم که این واژهی پر از نور، بر دیبای رنگینِ سرنوشت حک شد، بر دلِ آدمی چون سیم و زر درخشید و تب و تابِ زندگی داد.»