· ساعت ۵ صبحه و من از شدت بیخوابی کل شب روی تخت این پا و اون پا کردم ذهنم درگیره آیا من مقصرم یا دیگران جملات کلمات رفتارها کنشها واکنشها خیلی روی من تاثیر دارند بخش جدایی ناپذیری از تاریکی در من هست نور در برابر تاریکی تفکر مثبت تفکر منفی جلسات مشاور ه وحضورروانشناس جدیدم خیلی به من کمک کرد از روانشناس قبلی هم عصبانیام و بخشی از وجودم هنوز هم اونو دوست داره زنی جذاب و اغواگر در بیان هنوز اثرات جلسه آخر با من است اون حس طرد شدگی و تکرار این جمله که تو نمیتونی خوای برسی خیلی برای من ضربه سخت و جبران ناپذیری بود هنوز گریه های بی وقفهام را به یاد دارم و جملهای که هنوز که هنوزه در ذهنم تکرار میشود تو تنهایی را ترجیح میدهی در یک آن تمام خاطرات بدم با من همراه شد و ذره ذره از گونههایم سرازیر شد همه این اتفاقات منو به مطب دکتر فعلی میرساند و اما تشخیص شخصیت مرزی عدم کنترل هیجانات و ثبات در رفتار شاید از دید خیلیها خطرناک و ناراحت کننده به نظر بیای ولی من اینو پذیرفتم و روی جنبههای مثبتم کار میکنم جنبههای مثبتی از شخصیتم فکر اینکه تا آخر عمرت باید مشغول باشی خیلی سخته من در ارتباط با بقیه حس خیلی خوبی دارم ولی آیا کسی فکر میکنه که ممکنه شخصیت مرزی باشم همه چیز در رفتار در من طبیعیه ولی این جنگ بین احساسات منفی و مثبت منو راحت نمیذاره شبا از شدت بیخوابی مضطرب میشوم زندگی از وقتی از کارم بیرون آمدم سختتر شده اما آیا تشخیص روانشناسم هم همین است بله اما او میگوید همه این تعارضات را در شخصیت دارند حالا برخی بیشتر برخی کمتر من تنها را الان ترجیح میدم پس از طرد شدن های مکرر به این نتیجه رسیدم واقعاً آدما هیچ مسئولیتی در قبال احساسات ما ندارند و خود ما ناجی هستیم جلسات مشاوره و روان درمانی خوب پیش میره چند وقته روانشناس هم میگه باید همو زود به زود ببینیم تا به من یاد بده هیجاناتمو کنترل کنم بفهمم بپذیرم و گفتگوی مثبتی درونی داشته باشم هر روز با دیدگاهی تازه به دنیا نگاه میکنم جملات تاثیر زیادی روی من دارند میگن کفش پوشیدن بهتر از فرش کردن دنیاست خیلی ذهنمو درگیر کرده جمله بسیار عمیق و تأثیرگذار گاهی اوقات ما از تاثیر و نیروی کلمات در زندگی همدیگر غافل میشویم شاید من بتونم با یک کلمه یا حتی یه جمله زندگی ببخشم و یا زندگی را به پایان برسونم در هر صورت ه که غافل نشم و خوشبوی خودمو حفظ کنم و یاد و خاطری شیرین از خودم به جا بذارم باید از موسیقی فاصله بگیرم با اینکه برام سخته ولی منو از واقعیت خودم دور میکنه و با دنیای دیگه روبرو میکنه فعلاً آرومم و سرگرم کتابهایم نقطه امن و نجات دهنده من امروز زندگی و خاطرات یکی دیگه حس خوبی به من میده پر از نکته پر از عشق سرشار از جریان زندگی تلفنم زنگ میخورد شماره آشناست چند روزه دارم بهش فکر میکنم خودش بود آدمی که روزی حکم حامی را برای من داشت حالا شده بود یا آسیب جدی در زندگی من فاطمه جون ببخشید که ناخواسته بهت آسیب زدم آیا این میتونه آسیبی که دیدمو رفع کنه مسلماً نه ولی من در جلسات مشاوره همینو یاد گرفتم که جور دیگه به مسائل نگاه کنم و از جنبه های تفکر منفی دور شوم جلسه امروز بعد از اون همه آشفتگی حس خوبی به من داد همیشه فکر میکردم که اگه یه روز روانشناسمو از دست بدم چی میشه هیچی زندگی جریان داره مثل آب رودخونه این ماییم که باید خودمونو به جریان بسپاریم و از موانع و سنگ ها عبور کنیم مقاومت به خرج دهیم تا بتوانیم بر سرنوشت و جبر غلبه کنیم من زمانی خودم را یافتم که شروع به نوشتن کردم اون لحظه لحظه شروع من بود من جدید و پایان اینکه تو نمیتونی به هر چیزی که میخوای برسی در حالی که من قبلتر از اینها بر جبر و زندگی غلبه کرده بودم.