ویرگول
ورودثبت نام
Faezeh Ezadi
Faezeh Ezadiدختری عاشق نوشتن📜🖋️
Faezeh Ezadi
Faezeh Ezadi
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

شکوفه های ساکورا🩷✨

از پله‌های اتاق بالا می‌روم. اطرافم سراسر وسایل قدیمی مادربزرگم است. ناگهان چشمم به صندوقچه‌ای کوچک می‌افتد. کنجکاوی امانم نمی‌دهد؛ آن را باز می‌کنم. درونش نامه‌ای با این مضمون قرار دارد:
«اریک عزیز،
از اینکه آن همه آرزو مُرد، متأسفم. من همیشه در سر، رویای زندگی با تو را می‌پروراندم؛ اما زندگی فرصتی برای فکر کردن به انسان نمی‌دهد و تا به خود بیایی، عزیزترین کَسَت را از تو خواهد گرفت.
آن روز که در میان راه، زیر باران، با چتر منتظرت بودم، مدام به لحظه‌ای فکر می‌کردم که واکنشت چه خواهد بود. بی‌شک تو به بهترین پدر دنیا تبدیل می‌شدی… اما فقط چند قدم بینمان فاصله بود که ناگهان زیباترین روز زندگی‌مان تبدیل به بدترین روز زندگیم شد.
همیشه با خودم فکر می‌کنم اگر از این موضوع باخبر می‌شدی، واکنشت چه بود؟
پدر شدن… چه واژه‌ی سنگینی است. انگار زیر کوهی از مسئولیت، در برف مدفون می‌شوی.
اما چه بگویم که دیگر «مایی» در میان نیست و تنها یادگارت با من مانده است. او از کودکی سراغت را از من می‌گیرد، و من به آسمان خیره می‌شوم و تو را جست‌وجو می‌کنم. و این را بدان که این فاصله، ذره‌ای از عشق من به تو کم نکرده است.»
سال‌ها از آن روز می‌گذرد. مادربزرگم مبتلا به فراموشی شده، اما هر از گاهی پدربزرگم را صدا می‌زند… و من به عشق میان آن دو فکر می‌کنم.
تصمیم گرفته‌ام به الیسای عزیزم نامه‌ای بنویسم، از او درخواست دیداری دوباره کنم و زیر شکوفه‌های درخت گیلاسی که همیشه آرزوی دیدنش را داشت، از او خواستگاری کنم.مدتی از آن روز گذشته است.
امروز هم مثل هر روز به سراغ صندوق پست می‌روم؛ اما این بار دست خالی برنمی‌گردم. نامه‌ای در میان قبوض و کاغذهای بی‌اهمیت خودنمایی می‌کند.
دستانم می‌لرزد. پاکت را باز می‌کنم.
«قرارمان در ژاپن، زیر شکوفه‌های گیلاس.
بی‌صبرانه منتظر دیدار دوباره‌ات هستم.
با عشق،
الیسا.»
چمدانم راجمع میکنم و انگشتری راکه مادربزرگم به من داده بود برمیدارم وبه سمت فرودگاه می روم.
بالاخره لحظه دیدارفرامیرسد وشکوفه های ساکورا بیشترازقبل می درخشند باد ملایمی شروع به وزیدن میکندو
برای لحظه‌ای زمان می‌ایستد.
انگار تمام آن سال‌ها، تمام آن نامه‌های نرسیده و تمام دلتنگی‌ها، راهی پیدا کرده‌اند تا زیر آسمانی دیگر، دوباره به هم برسند.

ژاپنفراموشی
۱۱
۳۱
Faezeh Ezadi
Faezeh Ezadi
دختری عاشق نوشتن📜🖋️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید