
طراح گرافیک تو ایران باشی، دیر یا زود با این دو راهی روبهرو میشی، کارمندی یا فریلنسری؟
راستش رو بخوای، هیچوقت فکر نمیکردم بین داشتن یه میز ثابت تو شرکت و کار کردن پشت لپتاپ تو خونه اینقدر دودل بشم.
وقتی دانشجو بودم، تصورم این بود که مسیر مشخصه میرم سر یه کار طراحی، تو تیم رشد میکنم، چند سال بعد میشم مدیر هنری.
اما واقعیت وقتی شروع شد که وارد بازار شدم.
تو هم اگه طراح گرافیکی، شاید خوب بفهمی چی میگم. چون تو ایران، فرق بین کارمندی و فریلنسری فقط تو مدل قرارداد نیست. تو مدل زندگیه. و البته مدل دوام آوردن توی این شغل.
تجربهی کارمندی: امنیت با چاشنی بیهویتی
تو یه شرکت طراحی کار میکردم. پروژهها میاومدن، دیزاین میزدیم، تحویل میدادیم. همهچی منظم. صبح میرسیدی، ساعت کاری داشتی، حقوق ماهیانه هم میرسید. تا اینجا همهچی خوب بود. ولی بعد یه مدت یه چیزی کم بود...
آزادی اینکه چی طراحی کنم، با چه سلیقهای اجرا کنم یا حتی چه پروژهای رو قبول کنم. احساس کردم خودم نیستم. من یه گرافیستم. ولی تو شرکت، بیشتر شبیه یه ماشین تولید بنر شده بودم.
تجربهی فریلنسری: آزادی با چاشنی فرسودگی
یه مدت سعی کردم تو تایم آزادم برم سراغ پروژههای شخصی. خودم انتخاب میکردم چی طراحی کنم، با کی کار کنم، چقدر بگیرم.
صدای خودم رو تو طراحیها بیشتر میشنیدم. ولی این وسط یه چیزایی هم عوض شد:
بعضی مواقع باید قید استراحت و تفریحم رو میزدم و پشت سیستم میموندم.
گاهی پول پروژههام با تأخیر میرسید (اگه اصلاً میرسید!)
درست بود که آزادی داشتم، ولی بار همهچی هم روی دوشم بود: از مذاکره با مشتری گرفته تا قیمتگذاری و پیگیری پرداخت.
بالاخره کدام مسیر بهتر است؟
هیچکدوم. یا بهتر بگم، هرکدوم یه بخشی از تو رو سیراب میکنه، یه بخشی رو خالی میذاره.
اگه دنبال ثباتی، و از تیم و ساختار لذت میبری، کارمندی برات خوبه. ولی اگه از استقلال و ساختن مسیر خودت لذت میبری، فریلنس بودن میتونه مسیر تو باشه.
ولی مسئله اینجاست که این سؤال، فقط یه انتخاب نیست. یه فرآینده.
و شاید پاسخ درست اینه مدتی کارمند باش، تجربه بگیر، ساختار یاد بگیر، روابط حرفهای بساز. بعد کمکم مستقل شو، بدون عجله.
یا شاید برعکسش؛ اول پروژه بگیر، بعد اگر خواستی، یه تیم پیدا کن و توش رشد کن.
مدل ترکیبی را فراموش نکن
بعضیها کارمند روز هستن و فریلنسر شب. بعضیها تو شرکت ثابتن ولی پروژههای خاصِ خودشون رو هم میزنن. مهم اینه که انتخابت آگاهانه باشه، نه از روی ترس یا اجبار.
نکته آخر
چه فریلنسر باشی، چه کارمند، اگر ندونی کی هستی، چه سبکی داری و کجا میخوای بری، تو هیچکدوم خوشحال نمیمونی.
تو کدوم راهی؟ چی شد که انتخاب کردی؟ اصلاً ترجیح میدی چی باشی؟ اگه تجربهای داشتی، بنویس؛ شاید یکی مثل خودت داره این مقاله رو میخونه و سر همین دو راهیه.