آیا امیدی به تغییر وجود دارد؟

جین، دختری باهوش، و فارغ التحصیل از دانشکده ای معتبر است، که به امید آنکه روزی تهیه کننده شود، در این شرکت استخدام شده، اما در طول روز کاری طولانی اش به نظر نمیرسد، لازم باشد از مهارت ها یا بهره ی هوشی اش استفاده کند، او قهوه رییسش را درست میکند، پرینتها را میگیرد، به تلفنها پاسخ میدهد، اتاق رییس را تمیز میکند و البته مهمتر از همه، بدون آنکه کسی از او درخواست کرده باشد، رد شیطنت های گاه و بیگاه او را پاک میکند ( برداشتن گوشواره به جا مانده در اتاق تا پاک کردن لکه های روی کاناپه)


چهره ی ناراضی و مضطرب جین، این هشدار را میدهد که این موقعیت نمیتواند دوام داشته باشد و شاید یک تلنگر کافی باشد، برای آنکه جین به خودش بیاید و همانطور که ما موقعیت رقت انگیز او را از بیرون میبینیم، بتواند جایگاهش را درک کند ...

و تلنگر چیزی نیست، جز یک دختر تازه وارد با سابقه پیش خدمتی که در شغلی همتراز با او فقط به خاطر جذابیتش استخدام میشود.

جین به وضوح نگران دختر است، همه چیز نشان از آن دارد که او یک #قربانی ست و هنوز وارد نشده، دستمایه #جوکهایمردانه شده، اما شاید #حسادت باعث میشود که بالاخره جین میز کارش را رها کند و به واحد #منابع_انسانی شرکت شکایت کند.

همه چیز، از قبل قابل پیش بینی ست، اگر قرار بود شکایت آدمها جواب دهد، هیچ #فرهنگ_مسمومی انقدر قدرت نمیگرفت. #اعتراض جین، چیزی جز یک #تهدید نه چندان ضمنی برای از دست دادن موقعیت شغلی ش را برای او به ارمغان نمی آورد.

جین، #ترسیده و #سرخورده به سلولش برمیگردد و حالا مجبور است یک نامه عذرخواهی هم برای رییسش بنویسد، تا زنجیره #تحقیر کامل شود.

انگار، همه چیز دست به دست هم داده تا آنقدر عرصه بر او تنگ شود تا بالاخره خودش را نجات دهد، اما نکته انجاست که یک #فرهنگ_مسموم خوب بلد است چطور قربانی هایش را نگه دارد.

در جواب نامه عذرخواهی جین، رییس برای اولین بار به او توجه میکند، اذعان میکند که او دختر باهوشی ست، و اینکه به او سخت میگیرد برای آن است که میخواهد ”عالی” باشد، نه ”خوب”

و درست در لحظه ای که داریم دعا میکنیم که جین توی این بازی نرود، درست در جایی که داستان جین باید شروع شود، دو راهی ای که باید در آن، آن #تصمیم بزرگ را بگیرد، کارگردان فیلم را تمام میکند... تمام میکند تا شاید خود ما را در موقعیت تصمیم گیری بگذارد، تصمیم در مورد آنکه تا کی میخواهیم به بازی در فضاهای مسموم ادامه بدهیم و آیا اصلا امیدی به #تغییر وجود دارد؟

#نقد_فیلم

#the_assistant

#فرهنگ_سازمانی

#فرهنگ_مسموم