خیلی وقتها وقتی توی جلسات طراحی یا محصول بحث تحقیق کاربری پیش میاد, اولین واکنش سازمانها اینه: «وقت نداریم», «هزینه زیاده» یا «خودمون کاربر رو میشناسیم». شاید هم بعضیها فکر میکنن تحقیق کاربری فقط یه کار اضافه و تئوریه. اما واقعیت اینه که همین نگاه باعث میشه تصمیمهای مهم بدون داده واقعی گرفته بشه و نتیجه, محصولی باشه که با نیاز واقعی کاربر فاصله داره.
خیلی از سازمانها میدونن تحقیق کاربری چیز ارزشمندیه, اما باز هم انجامش نمیدن. چرا؟ چون موانع زیادی سر راه هست.

اولین چیزی که همه میگن اینه: «بودجه نداریم» یا «وقت کافی نیست». تحقیق کاربری به نظرشون یه کار اضافهست که پروژه رو عقب میندازه. در حالی که واقعیت اینه که همون وقتی که صرف تحقیق نشه, بعداً باید چند برابرش رو صرف اصلاح اشتباهها کنن.
خیلی از مدیرها و تیمها فکر میکنن نیازهای کاربر واضحه و دیگه لازم نیست کسی بره و مستقیم با کاربر حرف بزنه. مشکل اینجاست که این اطمینان معمولا روی حدس و تجربههای محدود بنا شده, نه روی داده واقعی.
گاهی هم سازمانها میترسن تحقیق چیزهایی رو نشون بده که با فرضیات یا تصمیمهای قبلیشون جور درنمیاد. چون این یعنی باید دوباره مسیر رو تغییر بدن, که براشون هزینه و دردسر داره.
در بعضی سازمانها اصلا فرهنگ شنیدن صدای کاربر وجود نداره. تصمیمها از بالا به پایین گرفته میشه و طراح یا محقق جایی توی فرآیند نداره. وقتی تحقیق بخواد وارد چنین فضایی بشه, طبیعیه که با مقاومت روبهرو میشه.
خیلی از تیمها محقق تجربه کاربری ندارن یا نمیدونن چطور باید تحقیق رو طراحی و اجرا کنن. پس ترجیح میدن اصلا واردش نشن.
مشکل اصلی اینه که تحقیق کاربری هنوز در خیلی از سازمانها بهعنوان یک ضرورت دیده نمیشه. در حالی که دقیقا همون چیزیه که میتونه جلوی تصمیمهای اشتباه و هزینههای سنگین بعدی رو بگیره. پس به جای حذف کردن تحقیق, باید دنبال روشهای سبکتر و سریعتر بود تا بتونه با محدودیتهای زمان و بودجه همخوان بشه.
من بارها دیدم که سازمانها تحقیق کاربری رو به بهانهی «کمبود وقت یا پول» کنار گذاشتن. اما واقعیت اینه که نادیده گرفتن کاربر در نهایت هزینههای خیلی بیشتری تحمیل میکنه. چیزی که جالبه اینه که بعضی مدیرها فکر میکنن تحقیق سرعت رو میگیره, در حالی که دقیقا برعکس, تحقیق میتونه از دورهای باطل طراحی و اصلاح جلوگیری کنه.
از نگاه من, مسئله فقط هزینه یا زمان نیست, بلکه بیشتر به «نگاه سازمان» برمیگرده. اگر تیمی واقعا کاربرمحور باشه, حتی با ابزارهای ساده و تحقیقات سریع هم سعی میکنه صدای کاربر رو بیاره وسط. ولی وقتی این فرهنگ وجود نداره, حتی با بهترین محققها و بودجه زیاد هم کار پیش نمیره.
به نظرم, نقش ما طراحها اینه که نشون بدیم تحقیق یک هزینه اضافه نیست, بلکه یک سرمایهگذاریه برای اینکه محصول واقعا به درد بخوره.
این مقاله بر اساس مطلبی از وبسایت Nielsen Norman Group (NN/g) نوشته شده که در اون به دلایل اصلی پرهیز سازمانها از تحقیق کاربری پرداخته شده: چرا سازمانها تحقیق کاربری انجام نمیدهند؟