مهمترین درسی که توی زندگیم یاد گرفتم

شما از افرادی هستید که خیلی زیاد کار می‌کنین و هر روز تمام انرژی خودتون را برای کارِتون تخلیه می‌کنین و آخر شب‌ها دیگه انرژی براتون باقی نمیمونه؟ اگر شما هم اینطوری هستید بدونید که یه جایی از زندگیتون اشتباهه و باید اون را درست کنید. راه حلش هم ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنید.


من مدت‌ها تمام کاری که عصر و شب انجام میدادم تماشای تلویزیون و یا وقت گذروندن با گوشی بود و همیشه هم احساس خستگی و بی‌حوصلگی داشتم. بدون اینکه دلیلش را بدونم.

اگر شما هم از زندگیتون لذت نمی‌برید یا صبح‌ها با انرژی برای شروع یک روز جدید از خواب بیدار نمیشید لازمه که چیزی را در زندگیتون عوض کند.

شما و اطرافیانتون شایسته یک زندگی خوب هستید. البته که هر کسی توی دنیا شایسته چنین چیزیه. من میخواهم در مورد چیزی که تغییر بزرگی در زندگی من ایجاد کرد صحبت کنم. این موضوع ساده‌ایه. یا بهتر بگم خیلی ساده است اما تاثیری که میتونه داشته باشه خیلی زیاده.

۱۰۰٪ خوشحالیه من از یک چیز نشات میگیره؛ انرژی!

این راهکار منه. البته که این مفهوم جدیدی نیست. مثل هر ایده دیگری که تو دنیا وجود داره و قبلا در موردش بحث شده.

اما مثل همه راهکارهای دیگه چیزی که سختش میکنه اجرایی کردن اونه. اگه شما می‌خواین اون رو اجرا کنید باید اول از همه خودتون رو بشناسید.

من شروع کردم با این سوالا خودم را بشناسم.

  • چرا امروز حالم خوب بود؟
  • چرا امروز حوصله ندارم؟
  • چرا من خوشحالم؟
  • چرا استرس گرفتم؟




نهایتا به چیزی که رسیدم این ۲ مورد بود:

انرژی زیاد: حال خوب، احساس راحتی، فکر به آینده، ورزش و انجام دادن هرکاری که دوست دارم.

انرژی پایین: حال بد، ناراحتی، ترس از آینده، خجالت از ارتباط با بقیه، نگرانی و ...

شاید حالا بگید که چیزهایی که نوشتم خیلی بدیهی و مشخصند. ولی چیزی که میخوام بگم اینه که تا حالا کسی به من یاد نداده بود که انرژیم را مدیریت کنم! نه در خونه، نه در مدرسه و نه در محل کار. مدیریت انرژیم بود که تاثیر زیادی روی زندگیم داشت.




شما چطوری انرژیتون را مدیریت می‌کنید؟

حالا وقتشه از خودتون بپرسید:

  1. چه کارهایی حال من رو بد میکنه و انرژیم رو تخلیه؟
  2. چه کارهایی حس خوب بهم میده و پرانرژیم میکنه؟


قبل اینکه کودک درونتون بیدار بشه و جواب‌هایی مثل مهمونی، خرید و تفریح رو بهتون بده میخوام بگم که اگه میخواین به نتیجه خوبی برسید دنبال چیزهایی دیگه‌ای باشید.

من مثالی از چیزی که منظورمه میزنم: به نظر من، نوشتن یه کار سخت و خسته کننده است و من زیاد از این کار خوشم نمیاد.

اما من بعد از اینکه این کار را انجام میدم احساس خوبی بهم دست میده و انرژی زیادی ازش میگیرم. پس وقتی ما به دنبال اون حس خوب و انرژی می‌گردیم دیگه سختی کار واسمون ملاک نیست بلکه نتیجه کار و تاثیری که روی حال من داره مهمه.




هر روز خودتون را ارزیابی کنید

از خودتون بپرسید که در مسیر درستی قرار دارید یا نه؟ زندگی کردن مثل هواپیما نیست که یه دکمه اتو-پایلوت بزنید و دیگه خودش مسیرش را پیدا کنه. خودتون باید اون را به دلخواه خودتون درستش کنید. قبل از اینکه دیر بشه هر روز زمانی را برای دیدنِ گذشته و آینده صرف کنید.




برخلاف حرف خیلی از آدم‌ها من اعتقاد دارم که زندگی خیلی هم طولانیه. و اگه ما اون رو درست انجام بدیم میتونیم به همه چیزهایی که میخوایم برسیم. واسه این کار فقط نیازه که صبر داشته باشیم و عمر و انرژیمون را در مسیر درستی صرف کنیم.

این مسیر را همین حالا با این سوال شروع کنید که: «چه کاری می‌تونم انجام بدم تا امروز حال خوبی داشته باشم؟»

فردا هم باز همین سوال را از خودتون بکنید.

پس فردا هم همینطور...