ویرگول
ورودثبت نام
فرزانه خزاعی
فرزانه خزاعیدانش‌آموخته روانشناسی، نوشته‌های بیشتر در https://www.digikala.com/mag/user/269645/ و https://medium.com/@farzanekhazaee
فرزانه خزاعی
فرزانه خزاعی
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

خانواده تیبو، ابوالحسن نجفی و چرا کسی دنبال تقویت زبان فارسی نیست

چند صفحه اول خانواده تیبو را می‌خواندم که در پایان صفحه ۱۱ به کلمه «پسرک جُلمبر» رسیدم. همان‌جا کتاب را بستم. نه از سر خستگی؛ بیشتر از آن نوع مکثی که آدم گاهی وسط یک موسیقی خوب می‌کند. کلمه را چند بار در ذهنم تکرار کردم. جُلمبر. از آن واژه‌هایی که انگار فقط معنی ندارند، بافت دارند، صدا دارند، وزن دارند. یادم افتاد مترجم‌هایی مثل ابوالحسن نجفی چقدر روی زبان حساس بودند؛ نه فقط به درست‌بودن جمله، به زنده‌بودنش.

بعد ناخودآگاه این سوال پیش آمد که آن نسل مترجم‌ها کجا رفتند؟ و مهم‌تر، چه شد که ترجمه فارسی تا این حد بی‌حوصله شد؟ کافی است چند ترجمه جدید را ورق بزنی تا حس کنی مترجم فقط می‌خواسته متن را از آن طرف به این طرف منتقل کند؛ بدون ریتم، بدون ظرافت، بدون آن وسواسی که آدم را وادار کند به یک صفت چند ساعت فکر کند. نثرها اغلب شبیه دیوار سیمانی‌اند؛ صاف، و تا حدی افسرده‌کننده. تازه اگر منت گذاشته باشند و خروجی خام گوگل ترنسلیت و یا AI را تحویل ناشر کارنابلد امروزی نداده باشند.

ابوالحسن نجفی در اتاق کارش (عکاس: شلبی نجفی).
ابوالحسن نجفی در اتاق کارش (عکاس: شلبی نجفی).

اوضاع کاربران عادی زبان هم دست‌کمی از مترجم‌ها و نویسنده‌ها ندارد؛ همین روزها اگر از سه نفر بپرسی، دو نفرشان احتمالا می‌گویند بزرگ‌ترین آرزویشان این است که انگلیسی را «فلوئنت» حرف بزنند. ملت در Duolingo و پادکست و کلاس آنلاین و shadowing غرق‌اند. طرف ممکن است فرق accent بریتیش و آمریکایی را با حساسیت توضیح بدهد، اما همان آدم ممکن است در زبان خودش «است» را «هست» بنویسد، سه خط کپشن بگذارد بدون نقطه و ویرگول، نیم‌فاصله را دشمن شخصی خودش بداند و اگر به غلط املایی‌اش اشاره کنی، به صحرای کربلا بزند که «در محاوره «می‌زارن» می‌نویسند وگرنه خودم بلدم که درستش «می‌گذارند» است»!

بعد هم معمولا یک عده ظاهر می‌شوند که بحث را می‌برند سمت «درود بر شما» و «پارسی سره». در حالی‌که مسئله اصلا این چیزها نیست. مشکل زبان فارسی را کسی که به گارسون کافه بگوید «بدرود، نوشیدنی دلچسبی بود» حل نمی‌کند. اتفاقا جذابیت آدمی مثل نجفی در این بود که هیچ ادا و اطواری نداشت. ظرافت در ریزه‌کاری‌ها بود. در همان «پسرک جلمبر». در اینکه مترجم بداند کجا باید واژه‌ای بگذارد که هنوز داستان شروع نشده، خواننده یک‌لحظه مکث کند.

آینده فارسی طبعا با چند «هست به جای است» و فینگلیش‌نویسی نابود نمی‌شود. این زبان از حمله مغول و چند امپراتوری و صد جور فاجعه جان سالم به در برده، از این کم‌سوادی‌ها هم عبور می‌کند. مسئله بیشتر این است که خود ما داریم با دایره واژگان محدود، جمله‌های شلخته و بی‌حوصلگی نسبت به نوشتن، بخشی از ظرفیت ذهنی‌مان را بلااستفاده نگه می‌داریم. آدمی که نتواند ظرافت‌های زبان خودش را بفهمد، بخش زیادی از ظرافت‌های جهان را هم از دست می‌دهد.

زبان فارسیکتابمعرفی کتابترجمهنویسندگی
۹
۰
فرزانه خزاعی
فرزانه خزاعی
دانش‌آموخته روانشناسی، نوشته‌های بیشتر در https://www.digikala.com/mag/user/269645/ و https://medium.com/@farzanekhazaee
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید