وقتی به این میاندیشم که ما ایرانیها از ابتدایی ترین حقوق انسان قرن بیست و یک، که دسترسی آزاد به اینترنت است، محروم هستیم، یکجوری جگرم آتش میگیرد و میسوزد که قابل توصیف نیست.
این روزها هم که اینترنت شده است اهرم فشارمان، که به این شرط آزاد میگردد که اعتراضات خاموش شود و امنیت به ثبات برسد. این گفتهی خود جناب وزیر ارتباطات و نمایندگان مجلس است.
دلم یکجور عجیبی گرفته است. همینمان مانده بود که از ارسال یک اس مس هم محروممان کنند. تحریم تا چه اندازه؟ جبر و زور تا کجا؟ ما چرا انقدر جان سختیم؟ اصلا چرا نمیمیریم و راحت نمیشویم؟
خواهرم که روزهای آخر بارداریاش را میگذراند، این روزها از ترس اینکه نکند دردش بگیرد و راه ارتباطی نداشته باشد، خواب و خوراک ندارد. شدهایم مثل انسانهای ماقبل تاریخ، باید با دود و آتش با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.
به دلیل قطعی اینترنت و محدودیت سرچ نتونستم عکس مناسب این پست رو پیدا کنم. شما عکس انسانهای ماقبل تاریخ رو تصور کنید که دارن با دود به هم علامت میدن.
خیلی دردناک و غمبار است...