ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه
فاطمهواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه
فاطمه
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

ادمِ عاقل.

دائم میگویند ادم عاقل فلان، ادم عاقل بهمان. خب شاید من ادم عاقل نیستم اقا رها کنید.
دیشب در حالی که مواد کیک را هم میزدم سعی کردم به او بفهمانم الان نیاید توی سرم، ولی مثل اینکه از بهانه‌های من عاصی بود. شب‌ها میگویم میخواهم بخوابم و صبح‌ها میگویم میخواهم روزم را بدون فکر شروع کنم و فلان موقع میگویم میخواهم فیلم ببینم و درس بخوانم و بهانه و بهانه و بهانه. شاید فکر کنیم او به تمام بهانه‌های من تن میدهد، ولی اشتباه میکنیم! در اخر مجبور میشوم مثل "امیر دیوونه‌ی وضعیت‌سفید" وسط کارهای روزمره‌م ثابت بایستم و بگویم "لطفا خیالتونو از سر راه بنده بردارید" و باز هم هیچ تغییری ایجاد نشود. طبیعتا ادمِ عاقل کارهایش را متوقف نمیکند تا با خودش صحبت کند و خودش را قانع کند. من عاقل نیستم و دلم میخواهد بعد از ساعتها صحبت با خودم، صریحا به نتیجه برسم. من عاقل نیستم و دلم میخواهد بهانه‌هایم کارهایم را راه بیندازند و او به بهانه‌های من گوش بدهد. من عاقل نیستم و کم‌کم دارد دود از کله‌ام بلند میشود. من خسته‌ام و نایی ندارم. که خیلی از ادمها دچار این احساس میشوند. و بعد از این احساس که من دیگر نایی ندارم، همواره ادامه‌ی مسیر را پیش مگیرند. بهانه‌های من یک سر سوزن هم کار راه بیانداز نیستند، بیشتر دست و پا گیرند. چون من که میدانم او به بهانه‌های من گوش نمیکند، خب ادمِ عاقل راهِ خیال را باز بگذار و بخواب و روزت را شروع کن و فیلم ببین و درس بخوان و چه و چه و چه. ولی خب من ادم عاقل نیستم اقا، رها کنیم.

۱۵ دی ۱۴۰۴

ـ ۱۷۸

۵
۱
فاطمه
فاطمه
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید