ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه
فاطمهواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه
فاطمه
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

در اخر هم انتخاب درستی نداریم.

هفت.

مثل این دانشجوهای ترم اول پزشکی که سر تشریح جا میزنن و میرن و رشته‌شونو عوض میکنن. سر هر "نشدن" جا میزنم و رویه‌ی کوفتیمو عوض میکنم و امروز با وجود اینکه کتابای سنجش جلوم باز بودن، مدادرنگیامو برداشتم شروع به طرح زدن کردم و اپیزود نمیدونم چندمِ "اثر پروانه‌ای" رو پلی کردم که نگار نیکدل داشت میگفت همین که موقع خواب بهش فکر میکنی یعنی تو مسیرشی.

هشت.

داشتم فکر میکردم شاید زندگیم بتونه شبیه کارتون باشه و یه پریِ ناز فردا صبح که بلند میشم از اون گَرد‌ای ارزو رو زندگیم پاشیده باشه. چون انگار که ما خیلی ادم بزرگیم مشکلاتم داره باهامون بزرگ میشه و خب این هیچوقت تصوری نیست که از این سن داشتم. هیچ‌چیز طبق تصوراتم پیش نمیره، طبق خواسته‌هام، و بعضا طبق تلاشم حتی. هرروز خواستم زیر این جمله‌های قصاری که روی میزای کتابخونه نوشتن فحش بنویسم. ولی خب. خیلی کارای دیگه هم میخوام بکنم که نباید بکنم.

نُه.

چندوقت پیش که درمورد انتخاب رشته با عمو میگفتم گفت "در اخر هم انتخاب درستی نداری" و من فکر کردم که این نه تنها اغلب درمورد رشته‌ی دانشگاه صدق میکنه، بلکه انگار همه‌ی تصمیمات اینطور باشن و همینه که تو همه‌ی برهه‌های این زندگی لعنتی صفتِ پشیمون رو به دوش میکشی. پشیمونی از اون تصمیمی که اون روز گرفتی و باعث شد دیر برسی. پشیمونی از اون تصمیمی که گرفتی و باعث شد شبانه روز از خودت خجالت بکشی. پشیمونی از اون انتخابی که کردی و وسط راه متوجه شدی انتخاب تو نیست. و چه و چه و چه.

دَه.

خیلی وقت پیش که داشتم از بابا میگفتم و از چیزایی که خیلی برام مهم بودن و الان نیستن، عطیه از کتابی که خونده بود میگفت: دختره اسباب بازی میخواست یا خوراکی ولی باباش نمیخره براش، چندوقت بعدش باباش میخواد براش بخره و دختره میگه "ولی دیگه نمیخوامش بابا".

۱۳ اذر ۱۴۰۴

ـ ۲۱۰

اثر پروانه‌ای
۳
۲
فاطمه
فاطمه
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید