ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه
فاطمهواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه
فاطمه
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

رزه فولادین

سلام عزیزکم. حالا که مینویسم دست‌هایم بوی ارد و وانیل میدهند. از این بو خوشم میاید. اگر روزی در این دنیا بیایی حتما برایت کلی چیز میپزم. من عاشق اشپزی کردنم. نمیدانم اگر روزی در این دنیا باشی این نامه‌ها را به تو نشان خواهم داد یا نه. به نظر تو من با نامه‌هایم بارِ ترس‌ها و فقدان‌ها و امیدهایم را به دوش‌ت میدهم؟ نه. من نمیخواهم همچین مادری باشم. من فقط میخواهم بگویم کسی را برای همیشه دوست دارم، کسی که برای خاطر دوست داشتن‌ش قضاوت نخواهم شد. من تمام تلاشم را خواهم کرد که تو هم مرا دوست بداری. ان وقت همه‌چیز خوب پیش میرود. ترس‌هایم هم نیست و نابود میشوند. مادرانی که از جانبِ فرزندانشان دوست داشته‌ میشوند میتوانند ترسی داشته باشند؟ من اینطور فکر نمیکنم. من فکر میکنم دوست داشته شدن برای ادم زرهی فولادین میسازد، ادم با رزه فولادین میتواند بترسد؟ درمورد مادرانِ دوست داشته شده، یقین ندارم، هنوز تو نیامدی. هنوز مادر نشدم، پس یقین ندارم. اما اطمینان دارم فرزندانی که از جانب مادرانشان دوست‌داشته شوند هرگز از چیزی نخواهند ترسید. من از همین حالا زره فولادین‌ت را برای‌ت کادو پیچ کرده‌ام! به تو قول میدهم هیچ‌گاه ذره‌ای ترس به وجودت راه نیابد، چه برسد از جانب من باشد. من هرگز چنین مادری نمیشوم. تا درباره‌اش یقین پیدا نکنم اصلا مادرت نمیشوم. ولی از عمیق‌ترین جای قلبم امیدم بر این است که من یقین پیدا کنم، تو بیایی، و همه‌چیز خوب باشد. خوبِ خوب.

۱۵ بهمن ۱۴۰۴

ـ ۱۴۸

دوست
۴
۴
فاطمه
فاطمه
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید