بارها فکر کردم سوگ چیست؟ تعریفی دقیق عایدم نشده. از این و ان شنیدهام بار سنگینیست. بارها در فضایمجازی راههای مقابله با ان را دیدهام. یحتمل هیچکدام از راهها راه چاره نیست. سوگ دقیقا چیست؟ احساسی پس از ازدستدادن؟ احساس پس از ازدسترفتن را هم شامل میشود؟ من فلانی را از دست دادم. او خودش را. هر دو سوگ داریم. ایا سوگ داشتن همیشه منجر به سوگواری میشود؟
سوگ دقیقا چیست؟ گرد و غباری که همیشه در هوا پخش است؟ چیزی شبیه به غول خاکستری رنگی که هر ثانیه پشت تو سوار است؟ سوگ دقیقا چیست؟ همان که دقیقا وسط خوشی میاید و سیلی میزند که خوشی به تو نیامده؟ همان صدایی که در سرم میگوید به دیوار نگاه کن و فکر کن تا غذایت ذغال شود؟ همانی که باعث میشود کتاب روبهرویم را بخوانم و چیزی از درسش نفهمم؟ سوگ دقیقا چیست؟ فقدان از دست دادن؟ از دست دادن ادمی عزیز. چیزی عزیز. از دست دادنِ خود؟ سوگ دقیقا چیست؟ چرا میگویند سوگ دیده باید سوگواری کند؟ هیچگاه جوابی عایدم نشد.
شاید برای خاطر اینکه غول خاکستری رنگی روی دوشم با من اینطرف و انطرف نیاید و غذایم ته نگیرد و درس را بفهمم و با خوشیهایم همراه شودم، باید منجر به سوگواری شود.
۲۳ اذر ۱۴۰۴
ـ ۲٠٠