ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه
فاطمهواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه
فاطمه
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

چطور انجامش بدم؟

امروز در طول مسیر باها و بارها به بچه‌ها گفتم کاش اون گوشواره‌م بودم. و سه هفته پیش گم میشدم و هرگز پیدا نمیشدم. بزرگترین سوالی که همین حالای حالا توی سرم میچرخه اینه که دقیقا چطور باید انجامش بدم؟ باید فکر کنم ایکاش یکی از ماهی‌های ماهی‌فروشی بودم و تو کلی یخ خوابیده بودم؟ یا گوشواره بودم و گم میشدم؟ یا یه برگ از یکی از درختا بودم که زیرپای ادما له میشدم؟ یا هزاران چیز دیگه که دلم میخواست باشم و این دختر الان نباشم؟ دقیقا باید چطور انجامش بدم؟ کار سختیه یا من دارم سختش میکنم؟ سالها پیش که احتمالا هنوز دست چپ و از راست تشخیص نمیدادم ادمها کمکم میکردن که کارها رو چطور انجام بدم. ولی حالا میتونم دست چپ و راستم رو تشخیص بدم و کسی نمیتونه بگه دقیقا باید چطور انجامش بدم. خیلی وقت پیش خانم نیکو تو یکی از کپشن‌های یکی از پستاش نوشت "من سالهاست درگیر احساسات ناخوشم مثل انتظار" از پدرش و همسرش که رفتن و برنگشتن نوشت. از قول‌های که گرفته و هیچوقت بهش برنگشته. از چیزها و ادمایی که برنگشتن نوشت. و من فکر کردم. که من سالهاست درگیر انتظارم. درگیر برگشتن چیزها و ادمهایی که مطمئنم هیچوقت برنمیگردن. و من نیاز دارم یکی بهم بگه دقیقا چطور باید انجامش بدم؟ چطور باید این روند فراموشیِ کوفتی رو طی کنم؟ دقیقا چطور باید انجامش بدم؟

۲۸ اذر ۱۴۰۴

ـ ۱۹۵

۳
۰
فاطمه
فاطمه
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید