پایان ها به چند دسته تقسیم میشوند؟ پایان خوش؟ غمانگیز؟ ترسناک؟ پایان ها دسته بندی دارند؟ چرا هیچ پایانی حس مشابهی با پایان دیگر ندارد؟ پایانِ کتاب موردعلاقهام یحتمل پایانِ غمانگیز به حساب بیاید. پایانِ زمانِ ادمها هم غمانگیز است. اما ذره ای به هم شبیه نیستند. پایانِ مهمانیای که بلاجبار امدم پایانی محبوب است. پایانِ بلاتکلیفی هم برایم بسیار محبوب است. پایانِ دورهی "نمیدانم چه کنم!". اما اینها هم شباهتی ندارند. پایانِ دوستی چند ساله برایم غمگین نیست بیشتر ترسناک است. پایان احساس هم همینطور. ترس برم میدارد که حالا چه؟.
دقیق نمیدانم این پایان است که ترسناک و غمانگیز و خوشایند است یا اغاز بعدش؟ بابت اینکه نمیدانم قبل از این حس چگونه بودم میترسم؟ من از روزهای بدونِ دوست چندسالهام میترسم؟ بابت اینکه بلاتکلیف نیستم و میدانم میخواهم چه کنم خوشحالم؟ برای رفتن به خانه و خلاصی از مهمانی خوشحالم؟ برای خاطر نبودِ ادمِ رفته کنارم غمگینم؟ برای اینکه مطمئن نیستم کتاب بعدی بتواند مرا اینطور جذب کند ناراحتم؟
پایان؟ پایان دقیقا چیست؟ معمولا وقتی میگیم پایان منظورمان چیست؟ یک مرحله دیگر ادامه ندارد؟ بسته شد؟ خب انگار بسته شدن به معنای تمام شدنِ همیشه نیست.
پ.ن: شروع متن به عهدهی بُعد دلقکم بود که تو مغزم پلی کرد this is the end. منم دنبالهشو گرفتم. حالا واقعا کِی"is the end" ؟!
۲۰ اذر ۱۴۰۴
ـ ۲۰۳