ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه صاد
فاطمه صادواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه صاد
فاطمه صاد
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

پیامکِ زنده‌سنج!

صدای من را اگر بشنوید، از روزِ چهارمِ جنگِ کذاییِ دوباره میشنوید. خیلی پیش گفته بودم که از این غمی که من را به خدا نزدیکتر کرده ممنون و متشکرم، حالا از این جنگ هم؟ نه. ایکاش در شرایطِ دیگری با الله‌اکبرِ اذان چادر بر سرم میکشیدم و هر ثانیه زیرِ لب ایه میخواندم. امروز، آن طرفِ خط، شیشه‌ی پنجره ریخت. دلِ من هم ریخت. این‌بار از اینکه ادمها هرکدام یک طرفی رفته‌اند ناراحت نیستم. خیلی هم خوشحالم که طاهره‌اینها زود رسیدند. امروز که از همه‌جا صدای انفجار و پدافند و کوفت‌ و زهرمار میامد، دلم خواست یک متن بلندبالا بنویسم و التماس کنم ادمهای دورم یکبار هم که شده به حرفم گوش بدهند و بعدش زار زار برای خاطرِ هر ان‌چیزی که عمری در انتظارش بوده‌ام و به ان نرسیدم گریه کنم. دیشب بعد از تلاش‌های پی‌درپی برای وصل شدن به اینترنتِ ازاد، سرآخر بیست دقیقه وصل شدم و بعدش فکر کردم این احمق‌های توییتری که از ان سرِ دنیا مینویسند "مردمِ ایران طاقت بیارید" از کجا به پستِ ما بدبخت‌ بیچاره‌ها میخورند؟ که برای‌م عکسِ کافی پست کند و همراه با کافی‌اش چیزهای ناجوری که اصلا به معده‌ی انسان نمیسازد بخورد و سخنرانی کند؟! امروز یکی از ان صداهایی که امد، خیابانِ موردعلاقه‌ام را با خاک یکسان کرد. بعدترش صداهایی که امد هرکدام یک تکه از یک‌جا را با خاک یکسان کرد. چقدر خوب که خدای عزیزِ عزیزِ عزیزم همراهی میکند ادمها جوابِ پیامک‌های "خوبی؟" و "زنده‌ای؟"  من را بدهند. ایکاش همراهی کند دیگر نیاز نباشد ابن پیامک‌ها را برای ادمها بفرستم. ایکاش این روزها زود تمام شوند.

پ.ن: بابت عفت‌کلام و ادب‌م که یحتمل در یکی از این ساختمان‌های نابود شده بوده و پودر شده عذر خواهم. و امیدوارم این نوشته‌های روزنامه‌وار از جنگ، زیاد ادامه‌دار نباشند.

۱۲ اسفند ۱۴۰۴

ـ ۱۲۱

جنگپست
۵
۰
فاطمه صاد
فاطمه صاد
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید