من، اسیر کمالگرایی خویشم؛ روحی که هیچ پیروزی را کامیاب نمییابد و هیچ دستاوردی را به قدر شادی نمینشاند. جهان، بیپایان است و در هر گوشهاش چیزی هست که نداشتنش، طعمِ بودن را در من تلخ میسازد. این، اندوهناکترین بخش از وجود من است؛ آنکه هرگز به ساحل رضایت نمیرسد، زیرا همواره افقی بلندتر در برابر خویش میجویم و توقعی فراتر بر دوش مینهم.
من هرگز به آرامش رضایت نمیرسم، اما شاید در همین ناتمامی، در همین جستوجوی بیپایان، معنای حقیقی زندگیام نهفته باشد.