
بیا تصور کنیم هنوز جوانیم ،هنوز میتوانیم باقدرت بدویم ،بیا فکر کنیم توهنوز چشمهای زیبایت می درخشدونگاهت غمناک نیست وموهای زیبایت جوگندمی نشده،نه بیا آرزو کنیم که همه شادند ومی خندند ودرمسیر آینده شان هزار برابرتلاششان دستاورد دارند ،بیا درذهنمان ببینیم که همه عشاق بهم می رسندوپشیمان نیستند از وصالشان ،که کسی دروغ نگفته وبرایشان نقش بازی نکرده که واقعا عاشق بوده وتمام وجودش رابرای رسیدن وعشقش قمارکرده،بیا تصورکنیم کودکان ،کار نمیکنند ،که همه شان سرپناه امنی دارند، پراازمحبت ،وتمام پدرو مادرها سالم وآگاه فرزندانشان را میپرورانندوازمحبت برایشان میخوانند.بیا فکر کنیم هنوز مرام وجوانمردی نمرده وهنوز اگر کسی افتاد، هزاردست برای کمک به او ازهم پیشی میگیرند،که هیچکس احساس تنهایی نمیکند وغمش راپنهان نمیکند تا دشمن بشادنشود،اصلا بیا فراتر ازهمه اینها رویا پردازی کنیم ،اینکه اصلا سیاستی وجود ندارد که بجای مردان سیاست درخت کاشته اند تاهوا تازه بماند(به قول سهراب سپهری ).بگذار درخیالم بدانم هیچ فرزندی نگران مادرش نیست ،که برای بودنش دست وپا نمیزند ،که عزیزانمان ابدی خواهندماند کهدرفراغشان نخواهیم سوخت ورنجشان را نخواهیم دید ،بیا تصورکنیم که هیچ کودکی بیمارنمیشود وجگرهیچ مادری ازدرد فرزندش خون چکه نمیکند،که همه یک شب راحت سربربالین می نهند.عزیزکم بگذاربمانم درخیالاتم ،که درجهانی دیگرکنارتوام .که آرزو برمیانسالان هم عیب نیست ،شانه به شانه ات راه میروم وزیر باران ازشعروبوسه سخن میگویم .بگذار درخیالاتم بمانم .شاید پس ازمرگم تمامش به واقعیت پیوست ،هرآنچه دراین جهان آرزو بود...🌱🌱🌱🙏