
چارلز بوکوفسکی مردی الکلی ،زن باره ،قمارباز وبی دست وپا بود.دربدترین اوقات زندگی ،شاعربود.بعید است کسی بخواهد برای یافتن اصول زندگی سراغ اوبرود.
بوکوفسکی می خواست نویسنده شودولی هیچ بنگاه ادبی وهیچ ناشری حاضرنبود نوشته هایش را منتشرکند.
وقتی پنجاه ساله شد ،پس ازیک عمر شکست وبیزاری ،مسئول انتشارات کوچکی به این نویسنده مست اعتماد کرد وتصمیمگرفت بختش رابااوبیازماید.
بوکوفسکی درجواب مسئول انتشارات نوشت: من یاباید دراداره پست (جایی که مشغول بکاربود)بمانم ودیوانه شوم،یا بیرون بزنم وازگرسنگی بمیرم...
ولی او راه دوم را انتخاب کرد و اولین رمانش را ظرف سه هفته نوشت .نام رمانش اداره پست بود.دراول کتابش نوشت :تقدیم به هیچکس!!!
بوکوفسکی بعدازاین رمان موفق شد شش رمان وصدها شعرمنتشرکند وبیش از دومیلیون ازکتابهایش فروخته شد .حالا اویک شاعر ونویسنده مشهوربود.
اولین چیزی که ازاین مقدمه به ذهنمان می رسد اینست که اوجنگید وتسلیم نشد.آنقدر تلاش کرد تا به خواسته اش رسید..تجسمی ازیک رویای آمریکایی.
اما جمله عجیب روی سنگ قبر بوکوفسکی کلا اصل قضیه را عوض میکند."سعی نکن"
بوکوفسکی بعدازشهرت احساس بازنده بودن داشت.چون می دانست موفقیتش حاصل عزمی راسخ نیست.کامیابی او ازاین ریشه گرفته بود که می دانست بازنده است.بازندگی را پذیرفته بود،وبعد درباره اش نوشته بود.اونمی خواست غول ادبی باشد.نبوغ اوصداقتش بود،وقتی شکست ها وناکامی هایش را بادیگران به اشتراک می گذاشت.موفقیت برای اوهیچ ارزشی نداشت.شهرت از اوانسان بهتری نساخت،اصلا او نمیخواست به خاطر تبدیل شدن به انسانی بهتربه شهرت وموفقیت برسد.
اینکه همیشه میخواهیمبهتر ،باهوش تر،سالم تر،جذابتر ،موفق تر و......باشیم سد راه ما است.وقتی براین عبارات تاکید میکنیم درواقع به نداشته هایمان تمرکزمیکنیم.تمام شکستهایمان برجسته میشوند.
فرض کنید شما براساس آموزه هایتان وقتی جلوی آینه می ایستید به خود تاکید میکنید من زیباهستم،چون حس میکنید زیبا نیستید وبااین جملات باید به این باور برسید.یاتوصیه هایی در باب معاشرت ودوست یابی .چون حس میکنید درنظر بقیه دوست داشتنی نیستید ودنبال راهکاری برای جذابیت وجودتان هستید.درصورتیکه شما میتوانید بهترین دوست باشید.
چون هستید.
پافشاری برچیزهای بهتر دائما به ما یادآوری میکند چه چیز نیستیم یاچه باید میشدیم ونشدیم.آدمی که اعتماد به نفس دارد چه نیازی به اثباتش دارد ،همانطور که یک ثروتمند نیازی به اثبات ثروتمند بودنش ندارد.
جامعه امروز هرروز مارا دعوت به دویدن های پوچ میکند برای آنچه نیستیم وباید بشویم ،شاید اینکار برای رونق اقتصادی خوب باشد ولی دراصل به جسم وروحمان آسیب می زند.کلید زندگی خوب داشتن دغدغه های کمتر ،ضروری ترومهمتراست.
فرض کنید همه درحال پیشرفت هستند ،شما کارتان را بکنیدودراین حلقه جهنمی نیفتید وچون چارلزبوکوفسکی سعی نکنید تابشود🌱