ویرگول
ورودثبت نام
دنیا
دنیا
دنیا
دنیا
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

پدر...🖤🖤🖤🖤

هنگام غروب بود صدای شجریان بود که پخش میشد.

یارم به یه لاپیراهن ،خوابیده زیرنسترن

ترسم که بوی نسترن ،خواب است وبیدارش کند.

ای افتاب آهسته نه، پادرحریم یارمن

ترسم صدای پای تو خواب است وبیدارش کند.....

ناگهان صدای تودرگوشم پیچید عزیزکم نترس من اینجاهستم همیشه کنارتو.

اگرجسمم نیست یادم باتوست.

نترس دخترکم روزگار به یک قرار نمیماند شب دارد روز دارد تاریکی داردولی چیزی اززمستان نمانده بهار میشود...تمام میشود.

دخترکم اگر همه غریبه اندتو عاشق بمان.اگر همه فراموشت کردند باک نداشته باش توآشنا بمان .

من کنارتوام هرجامیروی وهرجا کم می آوری .شاهد اشک ها ولبخندهایت میمانم تاروزی که مهمانم شوی ....مبهوت ماندم 😓

چقدر جای خالی تو را حس میکنم تاابد..اشکی ازچشمان غلطید وفروریخت.

وهمچنان صدای شجریان پخش میشد.به امیدی بگشایم شب وروزپروبالغم عشقت دل مارا به کجاها برد یاراومن به غروب آفتاب خیره ماندم وفکر میکردم که یک روز دیگر خورشید بدون وجودت غروب کرد... 💔

سوگپدرم
۱
۰
دنیا
دنیا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید