
ازقدیم میگفتند :از دل برود هرآنکه ازدیده برفت.خیلی وقتها مثلهامان هم دراین روزها مصداق دارد،هرچند من همیشه دلتنگ کسی میشوم، که ازدیدگانم دوراست ،که صدای نفسهایش را نمیشنوم ،نمیدانم خسته است ،دلش گرفته ،روبراه است ،کسی هوایش رادارد ،غذای مورد علاقه اش را خورده ،زندگی به کامش میچرخد،کسی دوستش دارد؟؟؟؟؟ وهزاران هزار سوال دیگر.
وقتی میپرسیم خوبی ومیگوید هستم ،خوبم ، واقعا خوب است یانه ،ازسر دلخوش کردن ما میگوید خوب است.
برای من هرچقدر عزیزم دورتر باشد غمش سنگین تر است ......
البته گویا این دیدگاه من است ،که هرکه ازچشممان دورتراست به قلبمان نزدیکتر.
دراین چندماهه اخیرکه اوضاع اینترنت درهم وبرهم بود،از اینکه حس خفگی داشتی ،ازاینکه بی خبری ازجهان بیرون دیوانه ات میکرد ،خیلی آزاردهنده بود،ولی دریک مورد بنظرم خوب بود،کمی آدمهای دوروبرمان راشناختیم...چگونه ؟!نت قطع شده بود کاملا صحیح ولی ماکه قطع نشده بودیم .بعضی ها چنان فراموشمان کردند ،که انگار فقط روزگاری ،اشنایی بودیم که الان ازهزار غریبه غریبه تریم.
من به اینکه مشکلاتمان علی حد است شک ندارم .بهرحال اینجا قلب خاورمیانه است.ولی آیا بهانه خوبی برای فراموشی هم هست ؟؟؟؟؟؟برای اینگه اگر یک روز آنلاین نبودیم نگرانمان بودند ودلواپسشان بودیم ؟ازاینکه سعی میکردیم چگونه باشیم چخوب چه بد.
اینکه اطرافیانمان ،دوستانمان ،عزیزانمان یادگرفته اندفقط ماباید باشیم ،ماهمیشه نگران، ماهمیشه پیگیر بنظرم دیگر جواب نمی دهد ،آدمها ازهمیشه بودن خسته میشوند ،ازجاده یک طرفه ،ازنگرانی های بی سروته تکراری ،یک روز میبینی همانی که فکر نمی کردی برود رفته وپشت سرش هم نگاه نکرده است.آدمها همیشه هم اینقدر بامرام ومعرفت نمی مانند.
لااقل برای من ثابت شد ازدل برود هرآنکه ازنت برود .هرچنددیگر مهم هم نیست.