ویرگول
ورودثبت نام
فِرنو
فِرنو
فِرنو
فِرنو
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

اولین حساب بانکیم!

چهارسال پیش برای اولین بار بانک رفتم تا حساب بازکنم. بانک خیلی شلوغ بود و معلوم بود قراره چندساعتی معطل بشم.

بعد از چند دقیقه یک آقای سرباز کنارم نشست و گفت: توی بانک چکار داری؟ بهش گفتم: آمدم حساب بانکی باز کنم. یک شماره بهم دارد و بعد بهش گفتم:پس خودت چی؟ گفت: دوتا شماره دارم. خلاصه همون موقع شمارم خوانده شد و نوبتم شد.

رفتم باجه و گفتم: میخوام حساب باز کنم

کارمند بانک نگاه عاقل اندر سهیفه بهم انداخت و گفت: برای زیر هیجده سال حساب باز نمی‌کنیم.

گفتم: من هیجده سالم بیشتره، پس ازم کارت ملیم را خواست.

گفت: شغلت چیه؟

گفتم: هیچی

گفت: ما برای بیکارها حساب باز نمی‌کنیم.

گفتم: من دانشجوام.

گفت: فرقی نکرد بالاخره بیکاری، برو وقت مارو نگیر، باید گردش حساب داشته باشی.

کارد میزدی خونم در نمیومد خیلی عصبانی بودم زنگ زدم بابام و قضیه را براش تعریف کرد. بابام سریع امد بانک و پیش رئیس بانک رفت

گفت: برای دختر من همین الان حساب باز کنید.

رئیس گفت: چکارست؟

بابام گفت: دانشجوعه.

رئیس گفت: نمیشه

که بابام بلند شد و گفت:من ۲۵ ساله مشتری بانکم دستگاه کارت خوان مغازم این بانکه اینم گردش حساب روزانه‌ی منه یا برای دخترم حساب باز کنید یا پولای منو بدید با دخترم میریم مشتری بانک دیگه‌ای بشیم.

رئیس بانک کارت دانشجوییم را خواست و گفت: کارمو راه بندازن.

اون لحظه حس خیلی خوبی داشتم اینکه یک آدمی توی زندگیم هست که مثل کوه پشتمه، اما کارمندی که قرار بود کارتم را بهم تحویل بده نگذاشت این حس خوب دوام بیاره چون بلند شد و جلوی همه‌ی مردم داد زد: کی برای این حساب باز کرده؟

همه داشتن نگاهم میکردند؛ از خجالت آب شدم بغض گلومو گرفته بود من فقط ۱۸ سالم بود و یک قطره اشک از گوشه‌ی چشام سرازیر شد بابامم بعد صحبت با رئیس بانک رفته بود و من نمیدونستم اون جا باید چکار کنم.

کارمند سریع بلند شد و رفت پیش رئیس بانک ببینه قضیه از چه قراره و وقتی برگشت حس کردم داره با نفرت نگاهم میکنه کارت بانکیم را گرفتم اما هیچ وقت خاطره‌ی اون روز را فراموش نکردم.

درسته کارت بانک ملت دارم اما هیچ وقت پولی داخلش نگه نمیدارم و اگر پولی داخلش باشه سریع به کارت بانک دیگم انتقال میدم.

۱۶
۸
فِرنو
فِرنو
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید