تنبلی ذهنی پدیده ای پنهان و در عین حال بسیار رایج است .همان حالتی که در آن ذهن از اندیشیدن تصمیم گرفتن یا اقدام کردن طفره می رود که بسیاری از ما آن را با خستگی بی حوصلگی و یا نداشتن انگیزه اشتباه می گیریم در حالی که ریشه اش در ترس عادت و مقاومت ذهنی در برابر تغییر نهفته است ذهن انسان تمایل دارد در منطقه ی امن بماند زیرا آن را نشانه ی بقا می داند اما رشد واقعی زمانی انجام می شود که از منطقه ی امن خودت بیرون بیای .
اولین گام آگاهی است باید بفهمیم که ذهن ما چطور کار میکنه .وقتی قرار است کاری جدید انجام دهیم نوشتن مقاله شروع یک مهارت جدید و یا شروع یک گفتگوی جدید ذهن فورا توجیه هایی می سازد حالا فعلا وقت نیست بزار از فردا یا شاید استعدادش را ندارم این صدای درونی همان مقاومت ذهنی است تنها با مشاهده و نام گذاری آن (این صدای مقاومت است نه حقیقت )می توانیم از تسلطش بکاهیم .
ذهن تنبل از کارهای بزرگ و مبهم می ترسد وقتی هدفی پیچیده میگذاریم سیستم روانی ما احساس تهدید میکنه و در نتیجه فرار می کند راه حل اینه که اهداف را به گام های کوچک مشخص و قابل اندازه گیری تقسیم کنیم به جای اینکه بگی میخام کتاب بنویسم میگی امروز میخام 200کلمه بنویسم ذهن با حجم کوچک راحت تر کنار می آید و حس موفقیت تدریجی باعث پویایی درونی میشود .
تنبلی ذهنی اغلب از خستگی ناشی می شود نه بی انگیزگی ذهنی که مدام در معرض اخبار ،شبکه های اجتماعی ،و گفتگوهای سطحی است فرسوده می شود یکی از موثرترین راه ها برای مقابله پاکسازی ذهنی روزانه است .خاموش کردن موبایل برای مدتی ،پیاده روی ،تنفس آگاهانه با بازیابی انرژی ذهن دوباره شوق فعالیت پیدا میکنه .
کمال گرایی دشمن پنهان حرکت است بسیاری از افراد کاری رو شروع نمی کنند میترسند کامل نباشند در حالی که رشد ذهنی در فرآیند آزمون و خطا شکل می گیرد اگر به خودمان اجازه ی اشتباه بدهیم ذهن از حالت دفاعی خارج می شود و دوباره خلاق می شود جمله ی طلایی (بهتر انجامش بده نه کامل )
تنبلی گاهی نقاب احساسات سرکوب شده است ترس ،خشم ،غم بیان نشده می تواند ذهن را در حالت انجماد قرار دهد تمرین خود آگاهی مثل ژورنال نویسی و یا بیان احساسات به شکل درست و یا گفتگو با مشاور و یا مدیتیشن کمک می کند تا که ریشه ی احساسی این حالت را ببینیم و از بندش رها بشیم ذهنی که احساساتش را پذیرفته سبک می اندیشد .
محیط ذهن را شکل می دهد اگر اطرافتون پر از آشفتگی بهم ریختگی و یا آدم های سمی و منفی باشه ذهن به طور نا خودآگاه به خواب می رود و برعکس محیط مرتب منظم و آرام و الهام بخش ذهن را مرتب می کند .نور طبیعی یک جمله ی انگیزشی روی دیوار ویا حتی موسیقی ملایم می تواند ذهن را آرام و منظم کند .
بدن و ذهن 2روی یک سکه اند وقتی بدن بی تحرک می شود ذهن کند می شود .ورزش های سبک مثل یوگا پیاده روی و یا حرکت کششی صبحگاهی باعث جریان بهتر خون در مغز و افزایش تمرکز می شود .گاهی تنها با 20دقیقه تحرک ذهن از حالت رخوت خارج می شود .
راز غلبه بر تنبلی ذهنی در تداوم خرد است .نه تلاش شدید و مقطعی .اگر هر روز حتی چند دقیقه به رشد شخصی مام متعهد بمانیم ذهن یاد می گیرد که فعالیت مداوم بخشی از هویت ماست ثبات رفتاری باعث شکل گیری اعتماد ذهنی به خود است و تنبلی دیگ جایی برای بروز نمی یابد .
نوع گفتگوهای ما با خودمون کیفیت عملکرد ذهن مون رو تعیین میکنه اگر با سرزنش ،مقایسه و تحقیر با خودمون رفتار کنیم ذهن انگیزه ای برای فعالیت نخواهد داشت اما با مهربانی پذیرش و تشویق ذهن احساس امنیت می کند و انرژی و خلاقیتش آزاد میشه
تنبلی ذهنی دشمنی نیست که باید نابودش کرد بلکه پیامی است از درون که می گوید چیزی در زندگیت نیاز به تغییر دارد وقتی با آگاهی ،نظم ،مراقبت از انرژِی و عشق به یادگیری با آن رو به رو شویم .ذهن دوباره بیدار می شود راز مقابله با تنبلی ذهنی در کشف معناست هرگاه کاری برایمان معنا داشته باشد دیگ ذهن دلیلی برای خوابیدن ندارد .