
ما امروز تصمیممون رو گرفتیم. پس از خوردن زخم های ریز و درشت از هموطنان نیمه عزیز در غربت، بالاخره تصمیم گرفتیم بیخیال ارتباط با همشون بشیم و با آدمای خوب بین المللی فقط نشست و برخاست کنیم. تا اینکه دوستای خودمون شاید یه روزی از ایران بیان.
همین پائولا یه خانم تقریبا ۷۰ ساله س که اصالتا خودش آمریکاییه و نمیدونین چقدرررر بی شائبه به منی که تازه وارد اینور کره زمین شدم کمک کرده .هم تو حرف زدن هم تو معرفی آدمایی که هم رشته ی منن و میتونن راهنماییم کنن. تو کتابخونه عمومی شهر باهاش آشنا شدم و واقعا نور آورد به زندگی تاریک اجتماعیم تو این دنیای جدید.😢
پ.ن: این تجهیزات مهر و موم نداشتم قدیما ، خیلی سال پیش گشته بودم دنبالش تو تهران ولی قیمتای میلیونی داشت! به عنوان عتیقه میفروختنش در واقع.منم بیخیالش شده بودم. ولی خب زندگی در سایه ی تحریم رو چون بلد بودم، یه بار قرن ها پیش ، خود یه شمع قرمز🕯 که تو خونه داشتیم رو برداشتم و باهاش در نامه ی «وِی» رو مهر و موم کردم💌 به لطف چین، اینجا با قیمت خیلی کم تونستم بخرمش و خیلی خوشحالم🥹