ویرگول
ورودثبت نام
پونه ، یک دُکمه ی خاکستری
پونه ، یک دُکمه ی خاکستریاین دکمه از طیف های خیلی تیره ی خاکستری شروع کرده و برای دستیابی به طیف های سفید تر ،هر روز عمیقا تلاش میکنه.
پونه ، یک دُکمه ی خاکستری
پونه ، یک دُکمه ی خاکستری
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

شرح مختصر یک رویای کوتاه

دیشب خواب دیدم دارم تو یه اتاق تاریک که فقط یه نور فانوس توش روشنه یه قصه می‌سازم که بفرستم واسه یه مجله. کور بشم اگه دروغ بگم.

بیدار که شدم هرچیزی که یادم اومد رو نوشتم. دوس داشتم چن نفر بخوننش. یادم به اینجا افتاد. خداروشکر پسوورد و ایمیل یادم بود. لطفا چن نفرتون بخونید.

القصه...

«دخترکی که نبود با موهایی خرمایی رنگی که نداشت روی زیلوی کهنه ی لاکی رنگی که نبود مقابل پسر ترکه ای و سبزه پوست ننشسته بود و نور بی رمق فانوسی که به پت پت افتاده بود روی صورتشان نیفتاده بود و از کاسه ی لعابی گل مرغی لب پری که نبود کاهوسکنجبین نمیخوردند و با شرمی که از همه چیز بیشتر بود دزدانه نگاه به صورت هم نمیکردند. رعدی نامهیب درگرفت. پسرک کنار سجاده ی لاکی رنگ کهنه که پهن بود، با حرکتی به ناگاه چشم گشود . فانوسی که به پت پت افتاده بود روی دیوار آجری آویخته بود. حرکتی مبهم و ریز روی پایش، تمام خیال هایش را پرانده بود. حرکت ریز مورچه ای که کاملا هم سیاه نبود. چیزی از رویای کوتاه یادش نبود. فقط صدای ریز باران بود . و زیر زبانش طعم گسِ سکنجینی که نبود.»

همین.

۸ آپریل ۲۰۲۴

یه جای خیلی دور از خونه

۴
۲
پونه ، یک دُکمه ی خاکستری
پونه ، یک دُکمه ی خاکستری
این دکمه از طیف های خیلی تیره ی خاکستری شروع کرده و برای دستیابی به طیف های سفید تر ،هر روز عمیقا تلاش میکنه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید