میگویند
غروبِ جمعه
دلگیر است…
پس چرا
تمامِ هفته،
برای من،
غروبِ جمعه است؟
میگویند
دلتنگی
فصلیست…
پس چرا
در من،
سالهاست
پاییز
نمیگذرد؟
میگویند
انسانها را
میشود فراموش کرد…
پس چرا
با هر تپش،
دلِ من
تو را
فریاد میزند؟
میگویند
زمان
همهچیز را حل میکند…
پس چرا
زمانِ من
ایستاده است
به تماشا
در میانِ ویرانهها؟
میگویند
روزی میرسد
که همهچیز
معنا پیدا میکند…
اما آن روز،
شاید
روزیست
که دیگر
نه «منی» مانده،
و نه دلی
که بخواهد
معنا را بفهمد.
#غزل_عبدالهی