ویرگول
ورودثبت نام
Ghazal
Ghazalآدم ها به امید عشق زنده هستن و نفس می کشند
Ghazal
Ghazal
خواندن ۱ دقیقه·۴ سال پیش

آرزو و دوست های یگانه فرشته اش

گاهی که آدم دلش میگیره باید یکی باشه که کنارش آرامش داشته باشه بتونه سرش رو شونه هاش بزار اروم بشه و...

یک دختری بود که اسمش‌ آرزو بود

وقتی که استرس می گرفت یک حال بدی بهش دست می داد فقط دوستاش می تونستن آرومش کنند با حرف زدن با گفتن اروم آلان حالت خوب میشه به خودت فشار نیار عزیزم اروم باش ماها کنارت هستیم نگاه کن مارو ...

یک رو توی یک‌اردویی حالش بد شد با دیدن بچه هایی که یکی دست نداشت یکی پاو ...

رفت بیرون دوستش نگین آمد جاش گفت خوبی آروز گفتم آره ولی اصلا خوب نبودم‌رفتن توی نماز خونه آرزو یک گوشه نشست و دوستاش هم دورش بودن یکی اب خريد یکی آبمیوه و...

ولی هنوز دست پاهای آرزو می لرزید

هیشه نگین توی آنجور حال ها به من می گفت آرزو اروم باش من نگاه کن الان خوب میشی من تو بغلش می‌گرفت با صدای نفس هاش خوب می شدم و می گفت من دوست ندارم تو رو تواین حال ببینم

تا نگین آمد جای آرزو

آرزو می خواست بلند شو نتونست هر کاری کرد نشد نگین دستم گرفت افتادم تو بغلش هوا هم آنقدر سرد بود که حد نداشت دوستاش هر چی لباس داشتند روش انداختند تا گرم بشه

آرزو میخواست بلند شه ولی نمی تونست هر کاری کرد نشد بی فایده بود

آیلار نگین دستش گرفتن بلندش کردن

تا رفتن صندلی بیارن نزدیک بود بی افتم اما آیلار من گرفت

درهمین حال بودم که فهمیدم که دوستام چه نعمتی هستن

چقدرم منو دوست دارن ارزش دارم براشون ❤❤❤










۵
۰
Ghazal
Ghazal
آدم ها به امید عشق زنده هستن و نفس می کشند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید