Ghazal·۴ سال پیشزمان رفتنزمان گذشت آنقدر گذشت که متوجه نشدم چگونه گذشت همش فکر می کردم به تو به خودم به آینده که قرار است چگونه شود این را گفتم تا آغاز کنم داستانم…
Ghazal·۴ سال پیشآرزو و دوست های یگانه فرشته اشگاهی که آدم دلش میگیره باید یکی باشه که کنارش آرامش داشته باشه بتونه سرش رو شونه هاش بزار اروم بشه و...یک دختری بود که اسمش آرزو بود وقتی…
Ghazal·۴ سال پیشویرانهبعضی چیزا که خراب میشه نمیشه درستش کرد جاش یک چیز بهتر گذاشت دل آدم که میشکنه درست نمیشه یا عوضش کرد اما وقتی که یک خونه ایی ویران میشه…
Ghazal·۴ سال پیشگذره عمرآنقدر گذشت که متوجه نشدم روز های زندگیم چگونه گذشت چشم هایم را بستم و با خودم گفتم باز هم یک روز دیگر گذشت روز ها مثل برق باد می گذرد آنقدر…
Ghazal·۴ سال پیشادم های مهم زندگیگاهی وقت ها آدم هایی هستن که برات از همه چیز و حتا از خودت هم برات مهم تر هستن من از اون دسته آدم هایی هستم که آدم هایی که دوستشون دارم برا…
Ghazal·۴ سال پیشعشق جانمعشق جانم این را برای تو می نویسم ؟احساس من نسبت به تو هیچ تغییری نکرده و در آینده هم نمی کند چون تو را بیشتر از همه کس و همه چیز دوست دارم…
Ghazal·۴ سال پیشدخترم خدانگهدار❤گاهی که دلم می گرفت ؟موهایش را شانه می کردم نوازش می کردم و سرش را روی زانو هایم میگذاشت برایش لالایی می خواندم تا خوابش ببرد او را آهسته…
Ghazal·۴ سال پیشکجا سفر کردینمی دانم کجای نقطه ی زندگیم هستم اما از جایی که هستم راضیم یک چیز هایی کم دارم ولی بازم راضیم کنار ادم هستم که از ته دل دوسشون دارم درسته…
Ghazal·۴ سال پیشادمیزادچرا آدم ها به دنیا میان که بخوان یک روزی برن فقط میان برای آدمها خاطره بسازند برن کجا برن برن جای خدا برای همیشه نه نمیشه نمی دونند که وقت…
Ghazal·۴ سال پیشدلتنگیغروب را دوست دارم تاریکی را دوست دارم تنهایی را دوست دارم دل تنگی را دوست دارم ?چون همه ی این ها مرا یاد تو می اندازد…