ویرگول
ورودثبت نام
Ghazal
Ghazalآدم ها به امید عشق زنده هستن و نفس می کشند
Ghazal
Ghazal
خواندن ۲ دقیقه·۴ سال پیش

دخترم خدانگهدار❤

گاهی که دلم می گرفت ؟

موهایش را شانه می کردم نوازش می کردم و سرش را روی زانو هایم می‌گذاشت برایش لالایی می خواندم تا خوابش ببرد او را آهسته بغلش می کردم میبردمش توی اتاقش تا اروم بخواب مثل همیشه و.....

من همیشه آرزو داشتم یک دختر داشته باشم که بشه مونس و همدم من ولی نشد دختر دارم یک خوبشم دارم

مثل یک مادر مهربون

مثل یک پدر محکم

اما تا یک جایی زندگی خوب بود خوش بود پر از خنده های از ته دل بود اما الان تو این ساعت حالم خوب نیست دختری که دیروز آرزو کردم آلان داره درد میکشه تو بد ترین شرایط ممکن هست دیروز رفتم اتاق دخترم

رفتم سراغ کتاب دفتراش نوشته بود:

من یک دختر هستم همانند همه ی دختران دیگر که آرزو دارند مویی داشته باشند گاهی رو به آینه می ایستم و خودم را نگاه می کنم و می گویم روزی روزگاری مو های قشنگی داشتم که همه حسرت آنها می خوردند و حال چه آرزو کنم که ندارم مو هایم را زندگی گذشته ام که می دانم آرزو محال است روبه روی اینه می نشینم و مو های خیالیم را با ماژیک مشگی میکشم مو هایی بلند مشگی با گل سر های رنگی چه آرزو ها که نداشتم


حال فهمیدین که چرا دخترم داره زجر میکشه دختر من سرطان داره....

تو بیمارستان بستری بود من کنارش بودم نفس به نفس ثانیه به ثانیه دخترم داشت جلوی چشمام پرپر می زد ولی من هیچ کار نمی تونستم بکنم فقط دعا می کردم

یک بار که دخترم از درد داد می زد وکمک می خواست تو بغل خودم تموم کرد سفر کرد برای همیشه

دختر عزیز تر از جانم تو امانتی بودی از خدا برای من تو سپردم به او می دانم که بهتر از من از تو مراقبت و محافظت میکنه

تا روزی که من در کنار تو قرار بگیرم منتظر من باش تا دوباره روزی دور هم جمع شویم

دوستت دارم ❤❤❤❤


۱۰
۸
Ghazal
Ghazal
آدم ها به امید عشق زنده هستن و نفس می کشند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید