به خود آمدم و دیدم آری
فقط همین شب این دل
پر اضطراب را آرام میکند
وقتی در تمام روز ذهنم
به او، لحظه ای مینگرد
خنک شدن دست و پایِ
خیسِ همیشگی را حس میکنم
و روحم را نوازش میکند
قلبم و مغزم هماهنگ میشود
نفس هایی از جنس ارامش
ذهنم با لامپی خاموش
قلبم با تپش هایی ملایم
و روحم آزاد تر از همیشه