ویرگول
ورودثبت نام
She••
She••
She••
She••
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

در اغوشِ باد

باد نوایی آرام و ملایمی سر می‌داد،

از میان هیاهویِ آدمیان، بی‌پروا می‌گذشت.

برگِ درختان را بوسید و بر سر پرندگان آواز خواند،

بوی خاک نم‌خورده و عطر گل‌هایِ وحشی را با خود آورد.

من باید تمامِ خود را به آغوش باد بسپارم،

که این روح خسته رنجورم را به دوردست‌ها ببرد؛

به جایی میان سکوت کوه‌ها و وسعت آسمان،

دور از سایه انسان‌ها و شهر پرهیاهویشان.

۱۱
۰
She••
She••
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید