نمیدانی پر از دردم ؟
در دریای خون درمانده ام
دنبال فرزندم راه افتاده ام
سراغ پاره ی تن رفته ام
جنازه ها را زیر و رو کرده ام
این بغض را قورت داده ام
در این آشوبه بازار مانده ام
جیگر پاره را پیدا نکرده ام
هر چه گشتمش نیافته ام
نمیتوانم از هم پاشیده ام
من از هم پاشیده ام