میخواهم برایت بنویسم
با انگشتانی کوچک
با قلمی بر دست
با چکه های قلبم
با رویی خندان
بنویسم که بگویم
دوستت دارم آنقدر
که ان را اندازه نیست
دگر توان شمردنش
از دستم خارج شده
تو همچون اقیانوسِ
بی انتهایِ سیماب گونِ
نقره فامِ پر تلاطم هستی
که مرا غرقِ در تو کرده
دوست دارم برایت بنویسم
این گونه، باعشق