
آیا تا به حال در جلسهای کاری نشستهاید و با خودتان فکر کردهاید: «من میتوانم این مطلب را خیلی بهتر از اینها آموزش دهم»؟ یا شاید در اعماق وجودتان، شور و اشتیاقی برای به اشتراک گذاشتن دانش و تخصصی که سالها برای آن زحمت کشیدهاید، شعلهور است.
شما تنها نیستید. بسیاری از متخصصان حرفهای رویای رها کردن امنیت ظاهری شغل کارمندی و قدم گذاشتن در مسیر هیجانانگیز مدرسی تماموقت را در سر میپرورانند.
اما این مهاجرت شغلی، فقط یک تغییر عنوان شغلی نیست؛ یک زلزلهی تمامعیار در سبک زندگی، جریان درآمدی و بهخصوص، ذهنیت شماست.
این مسیر پر از پاداش است، اما اگر بدون نقشه وارد آن شوید، میتواند بهسرعت به مسیری پر از استرس و عدم قطعیت تبدیل شود. بیایید با هم قدم به قدم این نقشه راه را ترسیم کنیم تا سفر شما از کارمندی به مدرسی، نه یک جهش کورکورانه، که یک پرواز حسابشده و موفق باشد.
اولین و بزرگترین تله ذهنی برای مدرسان تازهکار، این باور است که به محض انتشار اولین دوره، سیلی از درآمد به حسابشان سرازیر میشود. این یک توهم خطرناک است. کسبوکار تدریس آنلاین، مانند هر کسبوکار دیگری، برای رسیدن به سوددهی به زمان نیاز دارد.
راهکار چیست؟ قبل از اینکه حتی به فکر نوشتن استعفانامهتان بیفتید، یک «صندوق اضطراری مهاجرت شغلی» بسازید. این صندوق باید هزینههای زندگی شما را برای حداقل ۶ تا ۱۲ ماه پوشش دهد. بله، درست خواندید! ۱۲ ماه.
مثلاً، اگر هزینههای ماهانه شما ۱۰ میلیون تومان است، هدف شما باید پسانداز حداقل ۶۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان باشد. این عدد شاید ترسناک به نظر برسد، اما امنیت و قدرتی که به شما میدهد، غیرقابل قیمتگذاری است.
در شغل کارمندی، شما یک چرخدنده (هرچند بسیار مهم) در یک ماشین بزرگ هستید. وظایف مشخص، حقوق ثابت و مسیری نسبتاً قابل پیشبینی دارید. اما به عنوان یک مدرس تماموقت، شما دیگر یک چرخدنده نیستید؛ شما کل ماشین هستید!
این تغییر ذهنی، حیاتیترین بخش سفر شماست. شما اکنون مدیرعامل، مدیر بازاریابی، مدیر مالی، تیم پشتیبانی مشتریان و البته، مدرس هستید.
مثال کاربردی: یک کارمند بازاریابی ممکن است فقط مسئول اجرای کمپینهای ایمیلی باشد. اما یک مدرس-کارآفرین باید:
مخاطب هدف را تحقیق و شناسایی کند (تحقیق بازار).
یک لید مگنت (Lead Magnet) جذاب بسازد تا ایمیل جمعآوری کند (تولید سرنخ).
کمپین ایمیلی را طراحی و اجرا کند (بازاریابی ایمیلی).
نتایج را تحلیل کرده و کمپین بعدی را بهینهسازی کند (تحلیل داده).
و در نهایت، همه اینها را به فروش دوره مرتبط کند (استراتژی فروش).
این یعنی باید عاشق یادگیری شوید. یادگیری در مورد قیف فروش، کپیرایتینگ، سئو، مدیریت شبکههای اجتماعی و ابزارهای دیجیتال. این یک تغییر ۱۸۰ درجهای از ذهنیت «انجام وظیفه» به ذهنیت «خلق نتیجه» است.
بسیاری از متخصصان به این دلیل که احساس میکنند «هنوز به اندازه کافی نمیدانند»، شروع کار را مدام به تعویق میاندازند. آنها در چرخه بیپایان شرکت در دورههای بیشتر، خواندن کتابهای بیشتر و کسب مدارک بیشتر گرفتار میشوند. این همان «سندروم دانشآموز ابدی» است.
حقیقت تکاندهنده: شما برای شروع، نیازی به دانستن همهچیز ندارید. شما فقط باید یک قدم از مخاطب خود جلوتر باشید و بتوانید یک مشکل مشخص را برای او حل کنید.
به جای ساختن یک دوره جامع ۲۰ ساعته که یک سال طول میکشد، با یک محصول پذیرفتنی حداقلی شروع کنید.
این محصول شما چه میتواند باشد؟
یک وبینار پولی دو ساعته.
یک کارگاه آنلاین یک روزه.
یک کتاب الکترونیکی کوتاه و کاربردی.
چند جلسه مشاوره خصوصی.
فروش این محصول به شما سه چیز ارزشمند میدهد:
اعتبارسنجی ایده: آیا کسی حاضر است برای این دانش پول بپردازد؟
بازخورد واقعی: نقاط قوت و ضعف آموزش خود را از زبان مشتریان واقعی میشنوید.
درآمد اولیه: اولین دلارهای (یا ریالهای) کسبوکار شما، قدرتمندترین انگیزه برای ادامه مسیر است.
به قول رید هافمن، بنیانگذار لینکدین:
«اگر از اولین نسخه محصول خود خجالتزده نیستید، یعنی آن را خیلی دیر عرضه کردهاید.»
در دنیای شلوغ آموزش آنلاین، دانش شما بهتنهایی کافی نیست. چیزی که شما را متمایز میکند، شخصیت شماست. مردم از برندها خرید نمیکنند، بلکه از افرادی که میشناسند، دوست دارند و به آنها اعتماد دارند، خرید میکنند.
ساختن برند شخصی یعنی دمیدن روح و شخصیت خودتان در کسبوکارتان.
چگونه برند شخصی بسازیم؟
داستان خود را تعریف کنید: چرا این موضوع برای شما مهم است؟ چه مسیری را طی کردهاید؟ داستان شکستها و موفقیتهای شما، پلی برای ارتباط با مخاطب است.
صدای منحصر به فرد خود را پیدا کنید: آیا شما فردی شوخطبع و پرانرژی هستید؟ یا متفکر و آرام؟ لحن شما در نوشتهها، ویدیوها و پادکستها باید بازتابی از شخصیت واقعی شما باشد.
به طور مداوم محتوای ارزشمند رایگان تولید کنید: وبلاگ، پادکست، ویدیوهای کوتاه در اینستاگرام یا یوتیوب. این کار تخصص شما را به نمایش میگذارد و اعتماد ایجاد میکند. مردم قبل از خرید دوره ۱ میلیون تومانی شما، باید ارزش محتوای رایگان ۱۰ هزار تومانی شما را ببینند.
فراموش نکنید، در نهایت مخاطب شما دوره «آموزش فتوشاپ» را نمیخرد؛ او دوره «آموزش فتوشاپ از علی رضایی، کسی که با طنز و مثالهای سینماییاش فتوشاپ را مثل آب خوردن یاد میدهد» را میخرد. این قدرت برند شخصی است.
کارمندی، یک فعالیت اجتماعی است. شما همکار، مدیر و یک ساختار حمایتی دارید. اما مدرسی تماموقت، بهخصوص در ابتدا، میتواند شغلی بهشدت تنها باشد. این تنهایی میتواند به فرسودگی شغلی، شک به خود و از دست دادن انگیزه منجر شود.
قبل از ترک شغل، شبکه حمایتی خود را ببافید.
یک گروه مسترمایند تشکیل دهید: با ۳ تا ۵ مدرس دیگر که همسطح شما یا کمی جلوتر از شما هستند، ارتباط برقرار کنید. جلسات منظم هفتگی یا ماهانه داشته باشید تا در مورد چالشها، موفقیتها و اهدافتان صحبت کنید. این گروه، هیئت مدیره غیررسمی شما خواهد بود.
در جوامع آنلاین و آفلاین فعال باشید: در گروههای فیسبوک، لینکدین یا انجمنهای تخصصی مربوط به حوزه خودتان شرکت کنید. در رویدادها و کنفرانسها حضور پیدا کنید. این ارتباطات میتواند به همکاریهای آینده، معرفی مشتریان و مهمتر از همه، حمایت عاطفی منجر شود.
یک مربی یا کوچ پیدا کنید: سرمایهگذاری روی یک مربی که این مسیر را قبلاً طی کرده است، میتواند ماهها (یا حتی سالها) در زمان شما صرفهجویی کند و از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کند.
شما نیازی نیست که این سفر را به تنهایی طی کنید. قدرت در جمع است.
مهاجرت از دنیای امن کارمندی به اقیانوس پرتلاطم اما پر از فرصت مدرسی تماموقت، یکی از هیجانانگیزترین تصمیمهای زندگی حرفهای شما خواهد بود. این مسیر نیازمند شجاعت است، اما بیشتر از آن، نیازمند استراتژی است.
خب حالا برای اینکه بدون دانش فنی، تخصص خود را به یک دارایی دیجیتال تبدیل کرده و برای همیشه با فروشِ زمان خداحافظی کنید گزارش رایگانی آماده کرده ام که میتونید اون را در لینک زیر دانلود کنید: