ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

یلدا در دادگاه زمستان

«شعر طنز سیاه درباره زمستان و یلدا؛ تصویری از قاضی سپیدپوش، دادگاه شبانه و انارهای خونین. این متن ادبی با زبان استعاری، زمستان را به محاکمه و یلدا را به فرصتی برای اعتراض و همدلی بدل می‌کند. مناسب برای جست‌وجوی شعر یلدا، شعر زمستان و ادبیات معاصر فلسفی.»محمدرضا گلی احمدگورابی

محمدرضا گلی احمدگورابی ،یلدا در دادگاه زمستان
محمدرضا گلی احمدگورابی ،یلدا در دادگاه زمستان

زمستان،

قاضیِ سپیدپوشی‌ست

که با چکشِ یخ‌زده‌اش

حکمِ سکوت صادر می‌کند.

یلدا،

دادگاهِ شبانه‌ای‌ست

که در آن، انارها

مثل شاهدانِ خونین

بر میز محاکمه می‌غلتند.

چراغ‌ها،

شمع‌های لرزانِ متهم‌اند،

و قصه‌های مادربزرگ

آخرین دفاعیه‌ی انسان

در برابرِ سرمای بی‌رحم.

زمستان می‌خندد،

خنده‌ای بی‌دندان،

و حکم تاریکی را

به همه‌ی کوچه‌ها ابلاغ می‌کند.

اما در دلِ این طنز سیاه،

یلدا تنها فرصتی‌ست

برای آن‌که محکومانِ شب

یکدیگر را در آغوش بگیرند

و تا صبح،

با انار و قصه،

به حکمِ سرد، اعتراض کنند.

طنز سیاهزمستانشب یلدادادگاه
۱۱
۱
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید