
مثل خیلی ها از ارتفاع میترسم اما همین من، بچه که بودم از سقف طویله به تپه خاکی اطرافش میپریدم . رفیقم یه دوچرخه ازون کوچیکا داشت . میرفتیم تو بزرگراه و من به حالت ایستاده پشت یه میله کوچک دوچرخه وامیسادم و اون تو شیب ۴۵ درجه با سرعت پایین میومد . حتی چند بار به حالت برعکس سوار موتور شدم . یا یه بار طناب را با دستم گرفتم که با قرقره بالا میرفت . یه متر بالا رفتم .
مثل خیلی ها از مار میترسم . یکبار که ماری را دیدم عین پلنگ فرار کردم .
از عقرب به شدت میترسم . در حد وحشتناک . حتی از عکسش . چند بار مادرم از خواب بیدارمون کرد و گفت تو خونه عقرب هست . مادرم میگفت عقرب بود ولی من عقربی به اون شکل ندیده بودم . قرمز بود ، دم نداشت . تو اون چند بار از ترس پتو را عین کیسه خواب بر سرم میکشیدم .
از چند سال قبل هم ترس از رعد و برق به ترس هایم اضافه شد اونم در حد وحشتناک . چرا ؟ چون چند بار در اخبار شنیدم رعد و مرگ باعث مرگ شده . بیرون که باشم رعد و برق بزنه عین سگ میترسم .
۱۲،۱۳ ساله که بودم یکبار از خیابونی رد میشدم . یه موتور گازی دیدم که با سرعت میومد یا شاید من فکر میکردم با سرعت میاد. تند خواستم بروم آن سمت خیابان که داغون کف خیابان افتادم . فکم را کلی بخیه زده بودند . نمیتونستم غذا بخورم . یه عده میگفتن باد موتور بهت خورده . خلاصه اون اتفاق باعث شد از عبور کردن از خیابون هم بترسم . خیلی وقت ها برای عبور کردن از خیابون پشت دیگران قایم میشدم
مثل خیلی ها از ریسک کردن هم میترسم . یکبار چند سال پیش کلا چهار واحد سهم خریدم ۴۰ هزار تومن ، چند وقت بعد فروختم و کلی احساس شعف و پیروزی کردم 😂
از مرگ هم میترسم . در حد وحشتناک . چند وقت پیش که صدام گرفته بود وقتی مبخواستم صدامو آزاد کنم یه حس خفگی بهم دست میداد . عین سگ میترسیدم .
اما عجیب ترین ترسم ، ترس از برادرم بود . از بچگی میترسیدم . ازین ترس های ارباب ، نوکری بود . البته یادم نمیاد کتک خورده باشم ولی میترسیدم . یکبار که جوی گوسفندها را زمین ریخته بودم از ترس جایی قایم شده بودم . خوابم برده بود که پیدام کردن .
چند سال پیش بلاخره علیه برادرم شوریدم . دیگه مثل سابق نبود . باهاش مخالفت میکردم . یکبار به پسرداییم گفته بود من دیگه اون آدم سابق آروم نیستم وحشی شدم . بر علیه داداشم شوریدم هر چندهنوز حرف شنوی را دارم .
هیچ وقت بچه تون را ترسو بار نیارید . ترساندن بچه ، آینده بچه را خراب میکند. بچه را منافق و ترسو بار خواهد اورد . ترس جلوی پیشرفت را میگیرد . بچه ای که بترسانید از شما شاید حساب ببرد ولی آینده اش نابود میشود . سیاست گربه را دم حجله کشتن را هم به هیچ وجه تو زندگی مشترک اجرا نکنید . شاید این دنیا جواب بدهد ولی اون دنیا یقه تان را خواهد گرفت . شاید این دنیا برای شما جواب بدهد ولی تو همین دنیا زندگی مردان و زنان دیگر را سیاه خواهد کرد .
اگر اخلاق دیکتاتوری دارید قید ازدواج را بزنید .
یه قسمت هایی ازین پست دروغ بود یه قسمت هایی هم واقعیت :)