
Microservices معمولاً بهعنوان «معماری مقیاسپذیر و حرفهای» معرفی میشود،
اما واقعیت این است که بیشتر شکستهای معماری نه بهخاطر ضعف تکنولوژی،
بلکه بهخاطر انتخاب اشتباه در زمان اشتباه رخ میدهند.
بسیاری از تیمها:
قبل از داشتن کاربر واقعی
قبل از شناخت دقیق دامنه
قبل از بلوغ تیم
به سمت Microservices میروند و بعد از مدتی متوجه میشوند که:
سرعت توسعه کاهش یافته، هزینهها افزایش پیدا کرده و Debug کردن تبدیل به کابوس شده است.
هدف این مقاله این است که ذهن شما را قبل از تصمیم معماری، بالغ کند.
اولین و مهمترین سوال:
آیا دامنه سیستم شما واقعاً پیچیده است؟
پیچیدگی واقعی یعنی:
قوانین تجاری زیاد و متغیر
تعامل چند زیرسیستم مستقل
نیاز به مدلسازی دقیق مفاهیم
مثال دامنه پیچیده:
سیستم بانکی
کیف پول دیجیتال
سیستم حسابداری
پلتفرم مارکتپلیس
در این سیستمها:
هر بخش منطق خاص خودش را دارد
تغییر یک بخش نباید کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد
در مقابل، دامنه ساده:
سیستمهای CRUD محور
پنلهای مدیریتی ساده
وبسایتهای محتوایی
در این حالت:
Microservices نهتنها کمک نمیکند، بلکه پیچیدگی غیرضروری وارد سیستم میکند.
یکی از مزایای واقعی Microservices:
امکان تغییر مستقل بخشهای مختلف سیستم
اما این مزیت فقط زمانی ارزش دارد که:
بخشهای مختلف محصول با سرعتهای متفاوت تغییر کنند
تیمها نیاز به Deploy مستقل داشته باشند
اگر:
کل سیستم تقریباً با هم تغییر میکند
Releaseها همزمان هستند
Microservices عملاً هیچ مزیتی ایجاد نمیکند.
Microservices بدون تقسیم مسئولیت، معنا ندارد.
تجربه عملی نشان میدهد:
تیمهای کوچک نمیتوانند هزینه ذهنی و عملی Microservices را تحمل کنند
حداقل نیازها:
Backend Developer
DevOps / Platform Engineer
Monitoring & Observability
اگر یک یا دو نفر قرار است:
هم کدنویسی کنند
هم زیرساخت را مدیریت کنند
هم دیباگ توزیعشده انجام دهند
Microservices انتخاب اشتباهی است.
دانستن REST یا Docker کافی نیست.
تیم باید درک عمیق داشته باشد از:
Distributed Systems
Network Failure
Eventual Consistency
Timeout, Retry, Circuit Breaker
Microservices یعنی:
Failure یک اتفاق طبیعی است، نه استثنا
اگر تیم هنوز به این نگاه نرسیده:
سیستم شکننده میشود
مشکلات بهصورت زنجیرهای گسترش پیدا میکنند
بسیاری تصور میکنند:
Microservices = Scale
اما سوال درست این است:
کدام بخش سیستم؟
چه زمانی؟
به چه میزان؟
در بسیاری از سیستمها:
فقط یک بخش پرترافیک است (مثلاً جستجو یا پرداخت)
اما کل سیستم Microservice میشود
در حالی که:
Monolith هم میتواند Scale شود
Vertical Scaling و Caching هنوز بسیار قدرتمند هستند
Scale زودهنگام یعنی:
هزینه بیشتر
پیچیدگی بیشتر
بدون بازگشت سرمایه
قانون معروف:
Premature optimization is the root of all evil
Microservices یکی از گرانترین شکلهای Optimization است.
با Microservices وارد دنیایی میشوید که شامل:
CI/CD پیچیده
Environmentهای متعدد
Monitoring متمرکز
Log Aggregation
Alerting هوشمند
اینها اختیاری نیستند.
در Monolith:
Stack Trace واضح است
Flow مشخص است
در Microservices:
درخواست از چند سرویس عبور میکند
هرکدام ممکن است Fail شوند
Debug بدون Tracing تقریباً غیرممکن است
لاگها جدا
Trace وجود ندارد
Errorها غیرقابل ردیابی
نتیجه:
سیستم از نظر ظاهری زنده است، اما عملاً غیرقابل مدیریت
سرویسها جدا
دیتابیس مشترک
Deploy هماهنگ
این معماری:
بیشترین هزینه
کمترین مزیت

Microservices:
یک انتخاب استراتژیک است
نه یک Trend
نه یک Silver Bullet
اگر:
دامنه پیچیده است
تیم بالغ است
محصول به ثبات نسبی رسیده
Microservices میتواند یک مزیت رقابتی واقعی باشد.
در غیر این صورت:
سادهترین راه، اغلب بهترین راه است.
در مقاله بعدی (مقاله ۵)، وارد اصول طراحی Microservices میشویم؛
جایی که اگر اشتباه کنیم، حتی بهترین تصمیم معماری هم شکست میخورد.