ویرگول
ورودثبت نام
Roham
Rohamپیدا کردن خودم توی نوشته ها برام جذابه بهم یه حس خوب بودن می ده مخصوصا وقتی با طعم علم و خلاقیت همراه باشه هر روز که بیشتر با این دنیا آشنا می شم حس بهتری برای بیشتر دونستن و یاد دادن درونم رشد می کنه
Roham
Roham
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

چه زمانی باید Microservices را انتخاب کنیم؟

Microservices
Microservices

Microservices معمولاً به‌عنوان «معماری مقیاس‌پذیر و حرفه‌ای» معرفی می‌شود،
اما واقعیت این است که بیشتر شکست‌های معماری نه به‌خاطر ضعف تکنولوژی،
بلکه به‌خاطر انتخاب اشتباه در زمان اشتباه رخ می‌دهند.

بسیاری از تیم‌ها:

  • قبل از داشتن کاربر واقعی

  • قبل از شناخت دقیق دامنه

  • قبل از بلوغ تیم

به سمت Microservices می‌روند و بعد از مدتی متوجه می‌شوند که:

سرعت توسعه کاهش یافته، هزینه‌ها افزایش پیدا کرده و Debug کردن تبدیل به کابوس شده است.

هدف این مقاله این است که ذهن شما را قبل از تصمیم معماری، بالغ کند.


۱. معیارهای تصمیم‌گیری برای انتخاب Microservices

۱.۱ پیچیدگی واقعی دامنه (Real Domain Complexity)

اولین و مهم‌ترین سوال:

آیا دامنه سیستم شما واقعاً پیچیده است؟

پیچیدگی واقعی یعنی:

  • قوانین تجاری زیاد و متغیر

  • تعامل چند زیرسیستم مستقل

  • نیاز به مدل‌سازی دقیق مفاهیم

مثال دامنه پیچیده:

  • سیستم بانکی

  • کیف پول دیجیتال

  • سیستم حسابداری

  • پلتفرم مارکت‌پلیس

در این سیستم‌ها:

  • هر بخش منطق خاص خودش را دارد

  • تغییر یک بخش نباید کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد

در مقابل، دامنه ساده:

  • سیستم‌های CRUD محور

  • پنل‌های مدیریتی ساده

  • وب‌سایت‌های محتوایی

در این حالت:

Microservices نه‌تنها کمک نمی‌کند، بلکه پیچیدگی غیرضروری وارد سیستم می‌کند.


۱.۲ نرخ تغییرات بیزینسی (Change Frequency)

یکی از مزایای واقعی Microservices:

امکان تغییر مستقل بخش‌های مختلف سیستم

اما این مزیت فقط زمانی ارزش دارد که:

  • بخش‌های مختلف محصول با سرعت‌های متفاوت تغییر کنند

  • تیم‌ها نیاز به Deploy مستقل داشته باشند

اگر:

  • کل سیستم تقریباً با هم تغییر می‌کند

  • Releaseها همزمان هستند

Microservices عملاً هیچ مزیتی ایجاد نمی‌کند.


۲. تیم توسعه؛ عامل تعیین‌کننده (نه تکنولوژی)

۲.۱ اندازه تیم

Microservices بدون تقسیم مسئولیت، معنا ندارد.

تجربه عملی نشان می‌دهد:

  • تیم‌های کوچک نمی‌توانند هزینه ذهنی و عملی Microservices را تحمل کنند

حداقل نیازها:

  • Backend Developer

  • DevOps / Platform Engineer

  • Monitoring & Observability

اگر یک یا دو نفر قرار است:

  • هم کدنویسی کنند

  • هم زیرساخت را مدیریت کنند

  • هم دیباگ توزیع‌شده انجام دهند

Microservices انتخاب اشتباهی است.


۲.۲ بلوغ فنی تیم

دانستن REST یا Docker کافی نیست.

تیم باید درک عمیق داشته باشد از:

  • Distributed Systems

  • Network Failure

  • Eventual Consistency

  • Timeout, Retry, Circuit Breaker

Microservices یعنی:

Failure یک اتفاق طبیعی است، نه استثنا

اگر تیم هنوز به این نگاه نرسیده:

  • سیستم شکننده می‌شود

  • مشکلات به‌صورت زنجیره‌ای گسترش پیدا می‌کنند


۳. مقیاس؛ واقعیت یا توهم؟

۳.۱ Scalability واقعی یعنی چه؟

بسیاری تصور می‌کنند:

Microservices = Scale

اما سوال درست این است:

  • کدام بخش سیستم؟

  • چه زمانی؟

  • به چه میزان؟

در بسیاری از سیستم‌ها:

  • فقط یک بخش پرترافیک است (مثلاً جستجو یا پرداخت)

  • اما کل سیستم Microservice می‌شود

در حالی که:

  • Monolith هم می‌تواند Scale شود

  • Vertical Scaling و Caching هنوز بسیار قدرتمند هستند


۳.۲ هزینه Scale زودهنگام

Scale زودهنگام یعنی:

  • هزینه بیشتر

  • پیچیدگی بیشتر

  • بدون بازگشت سرمایه

قانون معروف:

Premature optimization is the root of all evil

Microservices یکی از گران‌ترین شکل‌های Optimization است.


۴. هزینه‌های پنهان Microservices (جایی که اکثر تیم‌ها ضربه می‌خورند)

۴.۱ هزینه عملیاتی (Operational Cost)

با Microservices وارد دنیایی می‌شوید که شامل:

  • CI/CD پیچیده

  • Environmentهای متعدد

  • Monitoring متمرکز

  • Log Aggregation

  • Alerting هوشمند

این‌ها اختیاری نیستند.


۴.۲ پیچیدگی Debug و توسعه

در Monolith:

  • Stack Trace واضح است

  • Flow مشخص است

در Microservices:

  • درخواست از چند سرویس عبور می‌کند

  • هرکدام ممکن است Fail شوند

  • Debug بدون Tracing تقریباً غیرممکن است


۵. مثال‌های شکست واقعی (بر اساس تجربه صنعت)

مثال ۱: Microservices بدون Observability

  • لاگ‌ها جدا

  • Trace وجود ندارد

  • Errorها غیرقابل ردیابی

نتیجه:

سیستم از نظر ظاهری زنده است، اما عملاً غیرقابل مدیریت


مثال ۲: Distributed Monolith

  • سرویس‌ها جدا

  • دیتابیس مشترک

  • Deploy هماهنگ

این معماری:

  • بیشترین هزینه

  • کمترین مزیت


۶. Decision Matrix دقیق‌تر (راهنمای تصمیم)

Decision Matrix
Decision Matrix

جمع‌بندی نهایی

Microservices:

  • یک انتخاب استراتژیک است

  • نه یک Trend

  • نه یک Silver Bullet

اگر:

  • دامنه پیچیده است

  • تیم بالغ است

  • محصول به ثبات نسبی رسیده

Microservices می‌تواند یک مزیت رقابتی واقعی باشد.

در غیر این صورت:

ساده‌ترین راه، اغلب بهترین راه است.


در مقاله بعدی (مقاله ۵)، وارد اصول طراحی Microservices می‌شویم؛
جایی که اگر اشتباه کنیم، حتی بهترین تصمیم معماری هم شکست می‌خورد.

microservicessystem designsoftware architectureDistributed Systemsbackend
۱
۰
Roham
Roham
پیدا کردن خودم توی نوشته ها برام جذابه بهم یه حس خوب بودن می ده مخصوصا وقتی با طعم علم و خلاقیت همراه باشه هر روز که بیشتر با این دنیا آشنا می شم حس بهتری برای بیشتر دونستن و یاد دادن درونم رشد می کنه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید