ویرگول
ورودثبت نام
Habib Karimi
Habib Karimi
Habib Karimi
Habib Karimi
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

ایران من بمان

من غصه غم ميخورم مردانه
وین جرعه صبر میکشم پیمانه

  • تا این دمِ سیاه، ما مردانه بارِ غم را بر دوش کشیدیم؛ در خلوت شب، زهرِ اندوه را چون پیمانه نوشیدیم و بر آهِ دل، با صلابت ایستادگی کردیم. هر زخمِ ندانسته را با سرشتِ مردانه پذیرفتیم تا مبادا قامتِ امیدمان در برابر ظلمت خم گردد.

  • اما اکنون، زمانِ فراتر رفتن از این طوفان فرا رسیده است.

  • بنگر که ظلمتِ شب، آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و خطِ باریکِ نور، افق را می‌شکافد. این سحری که در راه است، نه تکرارِ دیروز است و نه سایه افکندنِ غم‌های گذشته؛ این سپیده‌دمِ رهایی است.

  • فردا، آن روزی است که تمامِ آن ناملایماتِ طاقت‌فرسا به پایان می‌رسد. دیگر نیازی به نوشیدنِ جامِ زهر نیست. چرا که شادی، نه یک آرزو، که یک حقیقتِ دم‌به‌دم خواهد بود. رنج‌ها به خاطره بدل می‌شوند و امید، چون آفتاب بر خاکسترِ گذشته می‌تابد.

  • به یاد داشته باش: آن صلابتی که دیروز تو را به تحمل واداشت، امروز تو را شایسته شادی خواهد ساخت. فردای روشن، پاداش صبرِ مردانه‌ی توست. برخیز و با اولین پرتو خورشید، غل و زنجیر اندوه را از دست و پای خود بگشا!

  • ایران من برای همیشه بمان

امیدپیروزیصبر
۴
۰
Habib Karimi
Habib Karimi
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید