Habib Karimi·۲ روز پیشنسل زد(z)(ضد)!!!!توی صف نانوایی چند تا خانم یه طرف میز مستطیل شکل در نوبت ایستاده اند طرف دیگه هم هفت هشت نفر مرد با سنین مختلف، مرد جلویی من که بعد از چند…
Habib Karimi·۳ روز پیشورود با شلوارک ممنوعامیر آقا از خارج برگشته بود پدر و مادرش توی فرودگاه به استقبال او رفتن ،پدرش وقتی امیر آقا را با شلوارک و شکل و شمایل از فرنگ برگشته ها دید…
Habib Karimi·۴ روز پیشحکایت این روزهاعصر رفتم توی سوپر مارکت سرکوچه ، چهار مرد و یه خانم در مغازه بودن ،وقتی من رسیدم بحث اعتراضات و شلوغی شهر بود بین فروشنده و سه نفر از مردها…
Habib Karimi·۱۵ روز پیشدنبال سرنوشتحسن آن روز، بعد از ناهار و چند دقیقه دراز کشیدن روی قالی اتاق، با عجله بلند شد. فکرش از صبح دلمشغولی بود، چیزی که نمیگذاشت آرام بگیرد. لبا…