
سر چهارراه، پشت چراغ قرمز ترمز گرفتم. ماشین سمت راستم را خانمی میراند؛ دستپاچه و عجول. از آن عجلههایی که انگار فکر آدم را هم با خودش می برد.
با خودم گفتم شاید باید بچهاش را به مدرسه یا مهدکودک برساند… شاید غذایی روی گاز مانده… شاید هم راهی بیمارستان است برای دیدن بیماری.
خلاصه هرچه بود، ذهنش جای دیگری بود.
همین شد که متوجه خطکشی عابر پیاده نشد و چرخهای جلوی ماشینش کمی جلوتر رفت و روی خط ایستاد.
افسر پلیس با قدمهای تند نزدیک شد. رسمی و کوتاه گفت:
«خانم، مدارک.»
خانم انگار تازه از فکرهایش بیرون آمده باشد. نه اعتراض کرد، نه التماس. فقط نگاه کوتاه و خستهای به افسر انداخت. بعد دست برد بالای سرش و گواهینامه را از پشت آفتابگیر بیرون آورد و گفت:
«بفرمایید.»
افسر چند لحظه مکث کرد؛ انگار منتظر بود زن چیزی بگوید، خواهشی کند، توضیحی بدهد تا شاید راهی برای چشمپوشی پیدا کند.
اما خانم، بیآنکه حتی به او نگاه کند، نفس عمیقی کشید. اضطراب در چهرهاش موج میزد. با صدایی ملتمسانه گفت:
«فقط لطف کنید جریمهام را زودتر بنویسید… خیلی گرفتارم.»
افسر جا خورد. برای اولین بار کسی از او میخواست زودتر جریمهاش کند.
دوباره به صورت زن نگاه کرد. فهمید این عجله از بیاهمیتی جریمه نیست؛ از سنگینی فکری است که روی دلش نشسته.
لحنش نرم شد.
گفت: «خانم، چرا آشفته ای ؟ اگر برای جریمه است، نمینویسم. بفرمایید، این هم گواهینامهتان.»
خانم گواهینامه را گرفت. لحظهای سکوت کرد و گفت:
ما خانمها فقط از گرفتاریهای یک مادر باخبریم.»
افسر چند ثانیه به او نگاه کرد. بعد آهسته گفت:
«درسته… .»
بعدچند قدم عقب رفت. سوت کوتاهی زد و با دست اشاره کرد تا ماشینها لحظهای بایستند. مسیر جلوی ماشین زن را باز کرد و گفت:
«بفرمایید خانم…
زن انگار برای لحظهای باورش نشد. چشمانش برق زد. آرام گفت:
«خیلی ممنونم.»
افسر لبخند کوتاهی زد و پاسخ داد:
«گاهی آدمها بیشتر از قانون، به کمی درک احتیاج دارند.»
ماشین حرکت کرد و از چهارراه گذشت.
اما قبل از اینکه دور شود، زن دستش را از پنجره بیرون آورد و با تکان کوتاهی تشکر کرد.
شاید همه این اتفاق فقط چند دقیقه طول کشید.
اما بعضی لحظهها آنقدر انسانیاند که در ذهن آدم سالها میمانند.
مطمئنم آن خانم، سالها بعد هر وقت از مهربانی یک غریبه حرف بزند، از افسر جوانی میگوید که در شلوغی یک چهارراه، بهجای نوشتن جریمه… دل آشفته یک مادر را آرام کرد..
شما بگین کار پلیس درست بود؟!!!