توی صف نانوایی چند تا خانم یه طرف میز مستطیل شکل در نوبت ایستاده اند طرف دیگه هم هفت هشت نفر مرد با سنین مختلف، مرد جلویی من که بعد از چند دقیقه مشخص شد دبیر ادبيات فارغالتحصیل از دانشگاه تهران هست این موضوع را خودش وقتی داشت از گرانی و تورم میگفت متوجه شدم ، همراه ایشون پسرک دهه نودی اش هم بود که بیرون از صف ورجه وورجه میکرد و هر از گاهی با نوجوانی که در صف بود راجع به آخرین بازیهای کامپیوتری و هوش مصنوعی و دنیای مجازی لایک و ویو و فالور و...بحث میکردند.
بچه دهه نودی که انگار نماینده نسل زد در این جمع بحساب میامد ،از همه باهوشتر و زرنگتر بنظر میرسید و هر اطلاعی که از دهان او خارج میشد پدرش همان خیلی ذوق میکرد و چهره اش از خوشحالی میدرخشید. تا اینکه بحث فوتبال مطرح شد و پدر بچه وارد بحث شد و برای نشان دادن اطلاعات پسرش یه سوال در مورد بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال پرسید پسرک دهه نودی شروع کرد به گفتن از پله ، مارادونا، مسی و رونالدو مقایسه آنها ، از کفش طلایی از زینالدین زیدان ، امبایه و محمدصلاح و.. گفت وگفت پدر خیلی ذوق میکرد و قند تو دلش آب میشد.
من به پدر پسرک گفتم خيلي خوبه بچه آدم از اطلاعات روز برخوردار باشه ولی اگه بخوام از دید یه آدمه مذهبی بگم پسر شما حمد و سوره را حفظه؟ آیه الکرسی چی ؟رو خوانی قرآن بلده ؟ گذشته از این مگه شما دبیر ادبيات نیستی؟ چقدر سعی کردی پسرت با متون زبان و ادبیات فارسی آشنا بشه یه بار شده داستان بردار کردن حسنک وزیر از تاريخ بیهقی را برای پسرت بخوانی؟ یه قصه از کلیله و دمنه ؟ شعر آرش کمانگیر کسرایی؟ یا کوچه ، مشیری؟ عقاب اثر دکتر خانلری یاشعری ازنیما یا شاملو ...را برای او بخوانی؟!!
دیدم چهره پدر بچه در هم رفت من همچنان ادامه دادم !هیچوقت دیباچه گلستان سعدی را لااقل همون صفحه اولش را برایش خواندی؟ مگه سعدی علیه رحمه توی همین دیباچه نفرموده:
گل همین پنج روز و شش باشد
. وین گلستان همیشه خوش باشد
حتم دارم قطعا منظور سعدی علاوه بر گل باغچه ، همین گل های ردوبدل شده در فوتبال هم بوده!!!!!
(باعرض معذرت از جناب شیخ اجل سعدی مجبور شدم برای متقاعد کردن بچه و با مزه کردن بحث برای پدر بچه چنین تحریفی انجام بدم !)
گرم شده بودم و همچنان ادامه میدادم مگه اعتبار گل طبیعی و گل های زده شده توسط مسی و رونالدو تا چند سال باقی میمونه ؟قطعا بازیکنانی جدید می آیند و رکورد اینها را میشکنند اما گل های گلستان سعدی تا ابد اعتبار دارند ، حسابی دور گرفته بودم با حرارت ادامه میدادم :مگه ما فارسی زبان نیستیم چرا الان بچههای دهه های اخیر نمیتونن یه بیت شعر از حافظ را روخوانی کنن؟ چرا باید همش هوش مصنوعی و گوگل و دنیای مجازی وقت بچه ها رو پرکنه ؟
بحث که اینجا رسید یکی دو نفر از حرفای من حمایت کردند ،دیدم پدر بچه بدجور تو فکر رفته و فقط نگاه میکنه ! پیش خودم فکر کردم حتما حرفهایم روی او اثر گذاشته و اوخودش را مقصرمیدونه و داره به خودش ناسزا میگه!!
خیلی خوشحال بودم که توانستم یه نفر را چنان توجیه کنم که تا برسه خونه فورا بره کل کانالهای فوتبال و دنیای مجازی را از گوشی و تلویزیون تحریم کنه و بعد بره طرف کتابها و یه برنامه منظم بریزه که حداقل روزی چند دقيقه هم که شده پسرش را با متون و ادبیات فارسي آشنا کنه!!
چقدر احساس غرور میکردم!!
من در این افکار که دیدم پدر پسرک تلفن همراه خودش را از جیب در آورد و وقتی حرف زد متوجه شدم داره با خانمش توی خونه صحبت میکنه : عزیزم ، صف نانوایی شلوغه و ممکنه نرسم بیام مسابقه زنده دورتموند و وردربرمن آلمان را تماشا کنم فلش روی تلویزیونه بی زحمت مسابقه را ضبط کن که چیزی از دست ندم!!!!
من:🤔
چند نفری که حرفای من رو شنیدن😳
نانوا:میخواست خودشو توی تنور بندازه چند نفر دویدن جلوشو گرفتن!!!!😩
چونه گیر چونه خمیر را به سر خود زد!!!!😴
شاگرد نانوا که کنار گونی آرد بود یه مشت آرد بر سر خود پاشید!!😨
برگای درخت جلوی نانوایی!!😒
پرهای کلاغ بالای همون درخت!!😒