ویرگول
ورودثبت نام
هادی شجاعیان
هادی شجاعیانمهندس نرم افزار، کارآفرین، استارتاپ، مارکتینگ
هادی شجاعیان
هادی شجاعیان
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

تفاوت output، outcome و impact در کار، زندگی

خلاصه و مفید میریم به اصل موضوع می پردازیم، تفاوت این سه مورد در چیست و چطور می تونیم از آن استفاده کنیم.

Output در کار تیمی (خروجی)

محصول مستقیم و قابل‌اندازه‌گیری فعالیت‌ ها یا وظایفه. درواقع، ماحصل بلافصل کاریه که انجام می‌دهیم، مثلاً کدنویسی، طراحی، مستندسازی یا تولید نسخه اولیه نرم‌افزار. عملا فعالیت‌ها یا محصولات ملموسی که تیم تولید می‌کند. می تونیم بگیم سوخت Outcome هستش.

مثال بزنم در مورد output

تعداد خطوط کد نوشته‌شده، یا ماژول‌های تکمیل‌شده

ویژگی (Feature) جدیدی که به محصول اضافه شده

مستندات فنی یا طراحی رابط کاربری

ویژگی نگاه output : خروجی معمولاً به‌راحتی قابل‌شمارش یا اندازه‌گیریه، مثلاً با شمارش تسک‌های انجام‌شده یا تعداد فیچرهای ارائه شده در هر اسپرینت.

Outcome در کار (نتیجه)

Outcome معمولاً روی «ارزش» تمرکز داره، اینکه خروجی تولیدشده چه مشکلی را حل کرده یا چه بهبودی ایجاد کرده.

مثال بزنم

افزایش رضایت کاربران به‌دلیل اضافه شدن یک قابلیت مهم در نرم‌افزار

کاهش زمان پاسخ‌گویی سرور پس از بهینه‌سازی کد

ویژگی نگاه outcome ی: اندازه‌گیری اون اغلب به شاخص‌های عملکردی (KPIs) یا داده‌های تحلیلی وابسته است (مثلاً بررسی نرخ ریزش کاربران قبل و بعد از اضافه‌شدن فیچر جدید).

Impact (تأثیر یا اثرگذاری کلان)

Impact سطحی کلان‌تر از «نتیجه» است که نشون میده تغییرات ایجادشده چه اثرات عمیق یا پایدار در جامعه، بازار، استراتژی کلان شرکت یا حتی صنعتی که شرکت توش فعالیت می‌کنه، داشته است. Impact فراتر از یک «دوره کوتاه» یا «مقیاس کوچک» است و غالباً در بلندمدت ارزیابی می‌شود.

مثال بزنم

تغییر جایگاه شرکت در بازار نرم‌افزار (مثلاً تبدیل شدن به یکی از پیشروان صنعت)

تأثیر مثبت بر جامعه: ایجاد اشتغال، بهبود زندگی مشتریان یا حل یک مشکل فراگیر اجتماعی

تحول فرایندهای یک سازمان بزرگ که مشتری شرکت شماست (مثلاً یک سیستم سازمانی که کیفیت خدمات دولتی رو ارتقا داده است).

یک تیم چطور باید به این سه ارتباط برقرار کند و حرکت کند؟

برای اینکه بتونیم از این سه گانه در تیم استفاده کنیم، نیازه کمی فرهنگ کار تیمی را تغییر بدهیم و نگاهی جدید را نهادینه کنیم.

تغییر ذهنی: ارزش چیست؟ ارزش چیزی است که ذینفع دنبال آن است تا حس رضایت داشته باشد. آیا ارزش همیشه به معنی کار خوب انجام دادن است؟ جواب => خیر است.
گاهی ارزش در انجام کار نادرست است. به عبارتی همیشه نباید به دنبال بار مثبت معنی واژه ارزش باشیم.

تغییر ذهنی: به تیم آموزش بدیم که «کمتر کار کردن برای نتیجه‌ ی بهتر» یک موفقیت است، نه تنبلی. اگر با حذف یک فیچر، هزینه‌ی نگهداری سیستم کم می‌شود، این "ارزش" است، حتی اگر خطی کد زده نشده باشد.

تغییر ذهنی: نگاه کار درست فنی و پروداکتی را کنار بزاریم و به جای آن به چیزی فکر کنیم که گفتنش باعث میشه ذینفع لبخند بزنه. مگر اینکه به دنبال لبخند ذینفع نباشیم و بخواهیم بعد از مدتی قطع همکاری داشته باشیم.

تغییر ذهنی: تصمیم خوب، تصمیمی است که قابل برگشت باشد. rollback داشته باشد، در غیر اینصورت به فنا می ریم.

تغییر ذهنی: بهترین فیچر، فیچری است که بدون اینکه کسی متوجه بشود حذف می شود => یعنی این فیچر از روز اول اضافی بوده است.

تغییر ذهنی: بهترین معماری، معماری است که براحتی بتوانی آن را به هم تیمی توضیح بدهی. اگر نتونی یک سیستم را به سادگی توضیح بدی یعنی پیچیدگی و پیچیدگی یعنی خود ب...

تغییر ذهنی: کوچینگ و منتورینگ، تولید ارزش نامحسوس است. زمانی که افراد با تجربه تیم را راهنمایی می‌کنند، ارزش ایجاد می‌شود حتی بدون اینکه خروجی قابل مشاهده تولید شود. رشد دانش تیم = ارزش بلندمدت.

تغییر ذهنی: تست و مانیتورینگ، خودشان تولید ارزش هستند. مانیتورینگ روزانه خود خود ارزشه.

تغییر ذهنی: ایجاد تیم های empower خود ارزش است نه ایجاد تیم های سفارش گیر.

تغییر ذهنی: مدیریت یک کار زمینی است اما رهبری ی کار آسمانی، بنابراین رهبری و ساختن نیروهای وفادار و تصمیم گیر خود ارزشه.

ادامه دارد...



کار تیمیرهبری تیممدیریت شرکت
۵
۰
هادی شجاعیان
هادی شجاعیان
مهندس نرم افزار، کارآفرین، استارتاپ، مارکتینگ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید