انجیل به روایت متی (داستان ساخته شدن یک بازی ساده!)

گاهی نیاز داریم که یک موضوع رو بسیار ساده تر از چیزی که هست، ببینیم. شاید روایت یک داستان، ساخت یک فیلم، ساخت یک بازی کامپیوتری، ساخت یک قطعه موسیقی یا هرچیزی از این دست - که عموما فکر می‌کنیم سالها تجربه و مطالعه نیاز داره - بعضی وقتا صرفا از سر یک اجبار، یا حتی یک دید بسیار ساده به موضوع، میتونه ساختش بسیار ساده تر باشه و نتیجه هم بسیار راضی کننده تر از چیزی که ما فکر می‌کنیم!

فیلم «انجیل به روایت متی» ساخته پازولینی
فیلم «انجیل به روایت متی» ساخته پازولینی

پیر پائولو پازولینی کارگردان و شاعر شناخته شده ایتالیایی، فیلمی در مورد زندگی عیسی مسیح (ع) ساخته به نام «انجیل به روایت متی». این فیلم از جهات خیلی زیادی، شباهت به روش کار کردن ما و ساخت محصولات داره. ابتدا ببینیم چرا ایشون «متی» رو انتخاب کرده؟ به نقل از خود پازولینی :

انجیل یوحنا بسیار رازآلود، انجیل مرقس* بسیار معمولی و انجیل لوقا بسیار احساسی بود.

همین جمله بیانگر اینه که کارگردان، نیاز داشته یک منبعی انتخاب کنه که نه رازآلود باشه، نه معمولی و نه احساسی. در واقع از جمله‌ای که پازولینی مطرح کرده، میشه فهمید که برای بیان یک داستان یا روایت خاص، نیاز داریم تا در سطوح خاصی از این سه فاکتور، اونها رو نگه داریم. حالا ایشون این رو در انجیل متی یافته.

در مورد ساخت این فیلم، بیان شده که ایشون حتی فیلم‌نامه هم ننوشته. هرچه بوده از روی انجیل پیش رفته و نیازی نبوده که پلات یا فیلم‌نامه جدایی برای فیلمش بنویسه. هنرپیشه ها از «نابازیگر» ها انتخاب شدند! مثلا نقش عیسی را یک دانشجوی یهودی تبار بازی میکنه (که همین هم خودش نکته جالبیه، در اکثر آثار مربوط به زندگی عیسی، ایشان با چهره اروپایی به نمایش گذاشته شده اما پازولینی با انتخاب بازیگر یهودی تبار، کرکتر عیسی را به آنچه در واقعیت بوده، شبیه تر کرده)، نقش یهودای اسخریوطی را یک راننده کامیون و نقش مریم مقدس را هم مادر خود پازولینی.

فیلم به شکلی ساخته شده که افرادی که در عمرشان بازیگری نکرده‌اند، درخشیدند. فرصت این درخشش هم با کارگردانی متفاوت فراهم شده. در واقع از ماجرای ساخت این فیلم دو درس عمده میشه گرفت :

  • نیازی نیست همه چیز از قبل برنامه ریزی شده باشه
  • گاهی نیاز داریم ریسک کنیم و بی‌نظم تر از همیشه باشیم!

و اما داستان بازی؟

مدت زیادیست که سعی کردم به دنیای بازی‌سازی باز گردم. چندی پیش فرصتی پیش اومد که کارآفرینی/درآمدزایی رو بتونیم با کمک دوستی، شروع کنیم. این موضوع بسیار بسیار پیچیده شد. در این حد که هیچ ایده‌ای نداشتیم که چه کنیم! در نهایت مجبور شدم که خیلی اتفاقی، یک بازی موبایلی ساده رو بسازم و کد بزنم!

این بازی هنوز ریلیز نشده. اما نکات جالبی در این میان وجود داره که در ذیل این مطلب بهش اشاره می‌کنم!

  • من هیچ پلنی برای این بازی نچیده بودم
  • من تا قبل از شروع این بازی هیچ کدوم از فیچرهای مرتبط با موبایل یونیتی رو تست نکرده بودم!
  • من تا قبل شروع این بازی نمی‌دونستم Debugging Mode گوشیم چطور فعال میشه
  • تا بحال به سیستم های scoring و health و ... در بازی فکر نکرده بودم!
  • در مورد سایز صفحه نمایش و تنظیماتی که در یونیتی داریم، چیزی نمی‌دونستم

تمام این موارد رو تونستم در حدود یک ساعت یاد بگیرم! فقط یک ساعت. بدون این که پلنی از قبل برای این کار چیده باشیم، بعبارتی، تنها منبعمون انجیل متی بود!

نوشتن این مطلب، از دو جهت برام حائز اهمیت بود. از این جهت که عشق و ارادتم نسبت به جناب پازولینی رو بیان کنم و از طرفی، بگم که هر از گاهی مینیمال فکر کردن (یا حتی فکر نکردن!) میتونه چقدر خوب باشه. امیدوارم که این مطلب به دردتون خورده باشه. با این که با هدف «بدرد بخور بودن» نوشته نشده :)

*: مرقس (با تلفظ مَرقُس) معرب Markus است. در زبان انگلیسی هم «انجیل مرقس» رو Gospel according to Mark میگند.