
مودم یه جوریه که
میخوام فریاد بزنم
یا حتی خفه خون بگیرم
وقتی تو اون صورت زشت و باطن
کثیفتون تمام حقیقت رو میدونم
اما با لبخندی ساده ردشون میکنم
مودی از پر بودن های تو خالی
گویا فریادی در گلویم نشسته است
که هرگز نای بلند شدن ندارد
مودی که همه را سلاخی کرده
و از این تصویر زیبا لذت برده اما
همچنان به گوشه ای خیره
در حال گذر این افکار طی میشود
مودی از وحشت از آگاهی و پوچ بودن
مودی از تکامل و در عین حال ناقص بودن
از تضاد های زیاد در محبت ها و یا در خشم ها
رنجیده از تنهایی از بصیرت و اصل خویش
در عین حال عاشق مفرد ، ضربه خورده از جمع خویش
درد از افکار متلاطم خویش
و نصیحته دوری از افکار به دوستان خویش
مود عجیبی دارم
از این همه تناقض مود عجیبی دارم انگار シ
از این همه تناقض مود عجیبی دارم انگار シ