
آمارهای غیررسمی و تجربههای روزمره نشان میدهد که حوصله انسان امروز برای خواندن بهطرز محسوسی کوتاه شده است. ویدئوهای ۱۵ ثانیهای، خبرهای دوخطی، و متنهایی که اگر بیش از سه پاراگراف شوند، کمتر کسی تا انتهایشان میخواند. این تغییر، صرفاً در شیوه مصرف محتوا خلاصه نمیشود؛ بلکه رابطه ما با حافظه فرهنگی و ادبیات کلاسیک را هم تحت تأثیر قرار داده است.
سعدی در آغاز گلستان مینویسد: «منت خدای را عزّوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت...» این دیباچه، برای مخاطب قرن هفتم هجری، نه فقط آغاز یک کتاب، که دعوتی به سکون و توجه بود. امروز، اما همین جمله ممکن است برای کاربر شبکههای اجتماعی طولانی و پرپیچوخم به نظر برسد. فاصلهای که میان زبان کلاسیک و ذهن شتابزده امروز افتاده، صرفاً تفاوت واژگان یا ساختار نحوی نیست؛ مسئله، ریتم است.
آثار کلاسیک فارسی، از گلستان و بوستان تا شاهنامه، مثنوی و تاریخ بیهقی، با ریتمی نفسدار نوشته شدهاند. آنها به مکث، به بازخوانی و به تکرار نیاز دارند. تجربه خواندنشان، شبیه راه رفتن در باغی است که هر پیچ آن منظره تازهای رو میکند. در مقابل، ذهن امروز به پیادهروی تند در خیابان عادت کرده؛ به مقصد رسیدن مهمتر از دیدن مسیر است.
اینجاست که پرسش اساسی پیش میآید: آیا باید برای رساندن سعدی به نسل امروز، او را «خلاصه» و «سریع» کرد؟ آیا باید گلستان را به پستهای اینستاگرامی و نقلقولهای کوتاه تقلیل داد؟ یا اینکه وظیفه اصلی ما، بازآموزی حوصله ادبی به خواننده است؟ تجربه نشان داده که خلاصهسازی، اگرچه دسترسی را آسانتر میکند، اما عمق را میگیرد. نقلقولهای کوتاه از سعدی و حافظ میتوانند جرقهای برای آشنایی باشند، اما جان این آثار در پیوستگیشان است، نه در قطعهقطعه شدنشان.
بازخوانی کلاسیکها در عصر کوتاهخوانی، تنها رجوع به گذشته نیست؛ نوعی مقاومت فرهنگی است. مقاومت در برابر سرعتی که کیفیت تجربه را قربانی کمیت کرده است. همانطور که دیدن یک تابلوی مینیاتور در اندازه بندانگشت، هیچگاه جای ایستادن مقابل نسخه اصلی را نمیگیرد، خواندن یک بیت جدا از بسترش هم جایگزین همنشینی با متن کامل نمیشود.
شاید مهمترین وظیفه ما این باشد که نسل امروز را قانع کنیم «کند خواندن» نه ضعف، که مهارت است. گلستان سعدی گلستان است چون وقت میگیرد، و این وقت گرفتن، بخشی از معنای آن است. اگر بتوانیم این حوصله را دوباره در زندگی ادبیمان جا بدهیم، شاید هنوز هم بشود در میانه عصر اسکرول، صدای آرام سعدی را شنید.